انقلاب اسلامی تاریخ تازه ها خبر

سخنرانی حضرت امام خمینی(ره) در جمع نمایندگان مجلس خبرگان

بسم الله الرحمن الرحیم‏

‏‏توطئه های دشمنان در مواقع حساس‏

‏‏     ‏‏من می خواستم اظهار تأسف کنم از اوضاعی که پیش آوردند و همیشه این اوضاع،‏‎ ‎‏این طور خرابکاریها، قبل از یک کاری که بنا بود انجام بگیرد، انجام می دهند. وقتی که‏‎ ‎‏رفراندم می خواست بشود، یک شلوغیهایی ایجاد می کردند. آنجا که شکست خوردند،‏‎ ‎‏بعد در هر موردی اینها با شکست مواجه می شوند. حالا هم که بناست این مجلس محترم‏‎ ‎‏تحقق پیدا بکند، این خرابکاریها را پیش آوردند برای اینکه اذهان را متوجه کنند به‏‎ ‎‏جای دیگر، و شاید به خیال خودشان نتوانند آقایان به کار خودشان ادامه بدهند، بعد هم‏‎ ‎‏که این کار درست شد. بعد که بخواهیم مجلس شورای ملی درست بشود و رئیس‏‎ ‎‏جمهور، باز هم منتظر هستیم که این مسائل پیش بیاید. لکن ملت راه خودش را پیدا‏‎ ‎‏کرده؛ و ملت و دولت، همۀ قشرها، به این راه ادامه می دهند ـ چه این شلوغ کاریها را اینها‏‎ ‎‏بکنند و چه نکنند ـ اینها هم خیلی دشوار نیست. ما می خواهیم حتّی الامکان با ملایمت با‏‎ ‎‏اینها رفتار بکنیم؛ خونریزی نشود. لکن اینها می خواهند.‏

‏‏     در هر صورت ما منتظر این هستیم که این خرابکاریها به دست این خرابکارها و به‏‎ ‎‏دست این اجانب که اینها را آلت قرار دادند برای مقاصد خودشان، و اینها با این اسما‏‏ء‏‎ ‎‏مختلف، مثل «حزب دمکرات»، دمکراتِ کذا، حزب «فدائیان خلق» و این طور الفاظ‏‎ ‎‏بیمعنا به این کارهای خلاف انسانی ادامه دارند می دهند، با قلم گاهی، با عمل گاهی و‏‎ ‎‏همان طور که من پریروز عرض کردم، این گناهش گردن ماست. انقلاب نباید این طور‏ ‎‏باشد.‏

‏‏سوء استفاده گروهکها از آزادی‏

‏‏     ‏‏ما می خواستیم و آقایان می خواستند که بعد از انقلاب هم خیلی با ملایمت رفتار‏‎ ‎‏کنند، آزاد کردند، مرزها را باز گذاشتند، آزاد کردند همه را، قلمها را آزاد کردند،‏‎ ‎‏گفتارها را آزاد کردند، احزاب را آزاد کردند، به خیال اینکه اینها یک مردمی هستند که‏‎ ‎‏لااقل اگر مسلمان نیستند؛ آدم هستند. برای یک مملکتی که برای خود اینها ملت زحمت‏‎ ‎‏کشیده است، لااقل این قدر ادراک دارند که اگر دوباره اوضاع برگردد، برای همه بد‏‎ ‎‏است. لکن معلوم شد خیر، قضیۀ این حرفها نیست و اینها عمّال خارجیها هستند حالا یا‏‎ ‎‏عمّال امریکا هستند، یا عمّال جاهای دیگر هستند، حالا برای ملت ماهیت اینها، ماهیت‏‎ ‎‏این نویسنده ها، ماهیت این احزاب، ماهیت این الفاظ فریبندۀ بیمعنا، برای ملت حالا‏‎ ‎‏روشن شد.‏

‏‏آزادی در چهار چوب قانون و اسلام‏

‏‏     ‏‏اگر ما الآن دیگر انقلابی رفتار کنیم، نمی توانند بگویند که شما آزادی ندادید. ما‏‎ ‎‏آزادی دادیم، سوءاستفاده شد و دیگر آزادی نخواهیم داد. آزادی به آن معنا که اینها‏‎ ‎‏بخواهند، خرابکاری بکنند این آزادی نخواهد داده شد. آزادی در حدودی که قوانین‏‎ ‎‏اقتضا می کرد؛ در حدودی که اسلام به ما اجازه می دهد. اسلام اجازه نمی دهد که ما‏‎ ‎‏آزاد بگذاریم که هرکس هر غلطی بخواهد بکند؛ هر توطئه ای می خواهد بکند؛ هر کاری‏‎ ‎‏می خواهد بکند که بکشد به خاک و خون.‏

‏‏     ما باید از دولت و از وزیر کشور هم گلایه کنیم که در آن روزی که اینها سیصد نفر را‏‎ ‎‏ـ آن طور که گفتند ـ زخمی کردند، از طرف دولت جز یک اظهار تأسف، ما چیزی‏‎ ‎‏ندیدیم؛ از رادیو هم ندیدیم چیزی. اگر بنا بود اینها با یک اظهار تأسفی، با یک مثلاً‏‎ ‎‏نصیحتی، از کارهای خلاف خودشان دست برمی داشتند، حالا چند ماه است که‏‎ ‎‏نصیحت شده است، توصیه شده است، التماس شده است؛ همه چیز با اینها رفتار شده است و اینها اهل این نیستند که با نصیحت دست از کار خودشان بردارند، باید با شدت با‏‎ ‎‏آنها عمل کرد. و من شاید امروز یا فردا بسیاری از این احزاب را ممنوع اخطار و اعلام‏‎ ‎‏کنم، و نگذاریم هیچ نوشته ای از اینها در هیچ جا و هیچ اثری از اینها در هیچ جای‏‎ ‎‏مملکت نگذاریم که هیچ خروج کند، تمام نوشته هایشان را از بین می بریم. برای اینکه‏‎ ‎‏بعد که ملت فهمید که اینها خرابکارند، اینها اشخاصی نیستند که بشود با آنها با ملایمت‏‎ ‎‏رفتار کرد. «حزب دمکرات» کردستان یک جمعیت خرابکار هستند، یک جمعیت فاسد‏‎ ‎‏هستند، یک جمعیت مُفسِد هستند، اینها را ما نمی توانیم بگذاریم که همین طور هر‏‎ ‎‏کاری دلشان می خواهد بکنند؛ حالا هم اعتراض کرده اند که خود شماها دارید این کارها‏‎ ‎‏را می کنید. نظیر آنها که در پریروز و در چند روز پیش از این خرابکاری را کردند، بعد‏‎ ‎‏گفتند که خود مردم این کارها را کردند! خودشان ایجاد غائله می کنند، بعد گردن اینها‏‎ ‎‏می گذارند. حالا هم در روزنامه دیدم که آنجا عزّالدین حسینی‏ فاسد و همین طور‏‎ ‎‏قاسملوی‏ فاسد ـ که نیستش لابُد اینجا ـ اینها می گویند خود شما، خود پاسدارها که‏‎ ‎‎ ‎‏آمدند، اینها مردم را چه کردند. در صورتی که سر پاسدارها را بریدند! سر مردم را‏‎ ‎‏بریدند؛ بچه ها را چه کردند. یک همچو مردمی اند اینها، با اینها نمی شود با آشتی و با‏‎ ‎‏مصالحه و با این چیزها رفتار کرد، با اینها باید با شدت رفتار کرد، و با شدت رفتار‏‎ ‎‏می کنیم ان شاءالله .‏

‏‏بی نتیجه ماندن توطئه ها با رأی به جمهوری اسلامی‏

‏‏     ‏‏البته حتی الامکان، حالا هم ما دلمان می خواهد که کسانی که قلم دارند، کسانی که‏‎ ‎‏عرض می کنم که به خیال خودشان «روشنفکر» هستند، کسانی که جبهه ها تشکیل دادند،‏‎ ‎‏آنها باز ما میل داریم که با ملایمت با آنها رفتار کنیم؛ لکن باید دست از کار خودشان‏‎ ‎‏بردارند. مسیر ملت معلوم است، یک چیزی نیست که مجهول باشد. همۀ کسانی که بر‏‎ ‎‏اوضاع ایران مطلع هستند، همه می دانند که این ملت چه می خواهد، بر کسی پوشیده‏ ‎‏نیست. به خارجی ها، داخلی ها، به احزاب، به همه، پوشیده نیست که این ملت آنی که‏‎ ‎‏می خواهد ، جمهوری اسلامی می خواهد، اسلام را می خواهد این ملت. چند نفر آدم‏‎ ‎‏فاسد بیایند بگویند که نخیر، اسلام نه! همان جمهوری، و بخواهند چند نفر آدم به یک‏‎ ‎‏ملت تحمیل کنند و بعد بگویند که ما آزاد نیستیم آزادی این است که شمایی که در‏‎ ‎‏اقلیت هستید ـ نه آن اقلّیتی که حزبها بعضیشان اقلّ اند و بعضی اکثر ـ آن اقلیتی که شما‏‎ ‎‏همۀ گروههایتان را با هم جمع کردید، و همۀ کارها را انجام دادید و همۀ خرابکاریها را‏‎ ‎‏هم کردید و از صدْ یک و نیم، فوقش دو، همه روی هم رفته دو، مخالف با قضیه بود!‏‎ ‎‏یک همچو رفراندمی در دنیا سابقه نداشت که این طور رفراندم باشد. یک همچو‏‎ ‎‏رفراندمِ آزادی که همۀ مردم را آزاد گذاشتند و با آزادی مردم رأی دادند، ولی بعضی‏‎ ‎‏جاها هم جلو گرفتند. بعضی جاها هم خود همین شیاطین جلو گرفتند. اینها نمی خواهند‏‎ ‎‏که این مملکت به حال خودش باقی بماند و این مملکت و این نهضت پیش برود، اینها‏‎ ‎‏منظورشان این است که نگذارند پیش برود، و الاّ خرمن سوزی و کارخانه ها را از کار‏‎ ‎‏بازداشتن و مردم را از رأی دادن بازداشتن و در وقتی که مردم، مجلس خبرگان را‏‎ ‎‏می خواهند تهیه کنند این بساط را درست کردن، و وقت رأی گرفتن آن طور، و وقت‏‎ ‎‏تشکیل این طور ـ بعدها هم که خواهد شد ـ اینها مسیر ملت است؟ شمایی که می گویید ما‏‎ ‎‏برای ملت و برای توده ها و برای خلق داریم کار می کنیم، اینها مسیر ملت است؟! به نفع‏‎ ‎‏خلق است سوزاندن حاصل رنج یک جمعیت؟ یک سال حاصل رنجشان را شما با یک‏‎ ‎‏کبریت آتش می زنید، این مسیر ملت است؟! این به نفع توده ها و خلق است؟! می خواهند‏‎ ‎‏توده ها و خلق رأی بدهند، جلو می گیرید، این به نفع خلق است؟! به نفع توده هاست؟! که‏‎ ‎‏شما ادعا می کنید ما به نفع توده ها هستیم، به نفع خلق هستیم و این عمّامه و نَعلَین است‏‎ ‎‏که برخلاف است! این عمّامه و نَعلَین چه می کند؟ این عمّامه و نَعلَین حالا پنج ماه است به‏‎ ‎‏شما مهلت داده در صورتی که همۀ قدرت دستش بود. قدرت در همه جا دست عمّامه و‏‎ ‎‏نَعْلَیْن بوده، چه کرده اند اینها؟ شما جز خرابکاری کرده اید؟ بله، اشکال به عمّامه و نَعْلَیْن‏‎ ‎‏است که به شما مهلت داد، این اشکال وارد است به ما. اگر بنا بود که از اول، مثل سایر‏ ‎‏انقلاباتی که در دنیا واقع می شود، پشت سر انقلاب یک چند هزار از این فاسدها را در‏‎ ‎‏مراکز عام می آیند دار می زنند و آتش می زنند، تمام بشود قضیه؛ نمی گذارند که یک‏‎ ‎‏روزنامه ای ‏‏[‏‏منتشر‏‏]‏‏ بشود، الاّ آن روزنامه ای که خودشان می خواهند. الآن انقلاب‏‎ ‎‏اکتبر‏که این قدر وقت از آن گذشته، باز روزنامهْ مردم ندارند؛ باز حزبی در کار‏‎ ‎‏نیست، یک حزب بیشتر نیست. اینها دارند برای آنها سینه می زنند! اگر در اینجا از یک‏‎ ‎‏حزب فاسد جلو بگیرند، می گویند آی شد یک حزبی؛ شد «رستاخیز»‏. ما میخواهیم‏‎ ‎‏رستاخیز بشود.‏

‏‏برخورد انقلابی با توطئه گران‏

‏‏     ‏‏ما یک حزب را، یا چند حزب را، که صحیح عمل می کنند می گذاریم عمل بکنند، و‏‎ ‎‏باقی همه را ممنوع اعلام می کنیم، و همۀ نوشتجاتی که اینها داشته اند، و برخلاف مسیر‏‎ ‎‏اسلام و مسیر مسلمین است، ما همۀ اینها را از بین خواهیم برد. ما بعد از اینکه فهماندیم‏‎ ‎‏به اینها که شماها دیکتاتور هستید، ما آزادیخواه بودیم و شما نگذاشتید، ما آزادی‏‎ ‎‏دادیم و شما نگذاشتید این آزادی باقی بماند، حالا که این طور شد، ما انقلابی با شما‏‎ ‎‏رفتار می کنیم. هرچه می خواهند روزنامه های خارج بنویسند، هرچه می خواهند توابع‏‎ ‎‏صهیونیسم ها و امثال اینها هرچه دلشان می خواهد فریاد بزنند. اینها هم اگر چنانچه هرچه‏‎ ‎‏دلشان می خواهد توی خانه هایشان بروند و فریاد بزنند؛ لکن بیرون دیگر نمی توانند؛‏‎ ‎‏اینها باید منزوی بشوند.‏

‏‏وظیفۀ حفظ مصالح اسلام‏

‏‏     ‏‏بعد از این هم ما گرفتاری داریم، فردا قضیۀ رئیس جمهور است، همین بساط و همین‏‎ ‎‏خونریزی و اینها در قضیۀ مجلس شورا بدتر از این خواهد شد. دیگر خیلی بدتر از این‏‎ ‎‏خواهد شد. ما باید جلوی مفاسد را بگیریم، ما موظفیم از طرف اسلام که مصالح‏ ‎‏مسلمین را حفظ کنیم. همه موظفیم؛ همۀ ما موظفیم که مصالح اسلام را حفظ کنیم و این‏‎ ‎‏طوایف دارند مصالح اسلام را از بین می برند.‏..

‏‏     ‏‏     …و من امیدوارم که این فریادهای اینها و این دست و پا زدنهای اینها و این شایعه پخش‏‎ ‎‏کردن اینها ـ حالا هم باز شایعه پخش کرده اند که ۲۸ مرداد شاه می آید! بسیار خوب‏‎ ‎‏بیاید. ما از خدا می خواهیم که شاه بیاید اینجا! ـ این شایعه چیزی نمی شود.‏

‏‏تنظیم قانون اساسی در چهارچوب شرع‏

‏‏     ‏‏و من امیدوارم که بدون اینکه یک ذره آقایانی که ان شاءالله با سلامت ـ می دانم‏‎ ‎‏دیگر گفتن من زیادی است، لکن برای اینکه گفته بشود باز هم ـ بدون یک ذرّه ملاحظه‏‎ ‎‏از غرب، از شرق، از نمی دانم حزب کذا، حزب دمکرات، از چه از چه، بدون یک ذره‏‎ ‎‏ملاحظه، باید این قانون اساسی ما مطابق با شرع، در چهارچوب شرع. اگر یکی یکی از‏‎ ‎‏وکلا یا همۀ وکلا بخواهند از این چهارچوب خارج بشود، اصلاً وکیل نیستند برای او!‏‎ ‎‏شما آقایان وکیل هستید که زنهای مردم را هم طلاق بدهید؟ زن موکّلینتان ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏؟ نیستند.‏

‎‏اگر طلاق بدهید صحیح است؟ نه. از باب اینکه شما وکیلید برای رسیدگی به قانون‏‎ ‎‏جمهوری اسلامی. الآن اگر چنانچه شما بخواهید، یا بعضی از شما بخواهند، که اسم‏‎ ‎‏جمهوری اصلاً نباشد، بحث را ببرند روی رژیم سلطنتی، شما حق دارید رسیدگی‏‎ ‎‏بکنید؟ شما حق رسیدگی ندارید. برای اینکه جمهوری اسلامی را شما حق رسیدگی‏‎ ‎‏دارید. همان طوری که برای طلاق دادن زن مردم، شما و ما، هر کس که وکیل شده‏‎ ‎‏است، برای طلاق دادن زن مردم وکالت ندارد؛ وکالتش محدود است. در مسائل‏‎ ‎‏غیراسلامی، اگر یک مسئله غیراسلامی در اینجا بیاید، طرحش مردود است.‏

‏‏     طرح مسئلۀ غیر اسلامی برخلاف وکالت شماست. مثل یک مباحثه: شما یک مسئله‏‎ ‎‏علمی آنجا بحث بکنید، مانع ندارد بحث بکنید، اما برخلاف وکالت شماست؛ همان‏‎ ‎‏طور که طلاق دادن زن موکلین تان برخلاف وکالت شماست. طرح کردن یک مسئله‏‎ ‎‏غیراسلامی هر چه باشد، هر چه مترقی باشد؛ شما نمی توانید طرح بکنید. یک دستۀ‏‎ ‎‏دیگری درست کند. ملت خودش اختیار دارد یک دسته هم درست کنند که در مسائل‏‎ ‎‏غیراسلامی بحث بکند، در چهارچوب مسائل اسلامی. البته مسائل اداری و راجع به‏‎ ‎‏ادارۀ امور، راجع به اینها، اینها مسائل دیگر هست. اما مطالبی که مربوط به اسلام است‏‎ ‎‏اگر یکی بخواهد طرح بکند بر خلاف او، بر خلاف مسیر ملت است؛ و علاوه بر ‏‏[‏‏آن‏‏]‏‏،‏‎ ‎‏خلاف حدود وکالتش است. حد وکالت بیشتر از این نیست. اگر رأی هم بدهد، رأیش‏‎ ‎‏اگر خدای نخواسته همۀ آقایان هم رأی بدهند به یک ‏‏[‏‏مسئلۀ‏‏]‏‏ غیراسلامی، برخلاف‏‎ ‎‏وکالتشان است. مردم وکیلشان نکرده اند برای ‏‏[‏‏آن‏‏]‏‏. وقتی بر خلاف وکالت شد، مثل‏‎ ‎‏طلاق دادن زن آنها می ماند.‏

‏‏هراس نداشتن از شرق و غرب‏

‏‏     ‏‏ما از هیچ چیز باک نداریم. نه باک داریم که شرق ما را یک وقت اشخاص مثلاً غیر‏‎ ‎‏آزادی طلب یا دیکتاتور حساب بکند؛ نه باک از این داریم که غرب یک همچو چیزی‏‎ ‎‏بکند. البته منافعشان که در معرض خطر است، باید همه تهمتها را به ما بزنند و و ما همه‏ ‎‏تهمتها را هم قبول می کنیم. نخیر! ما هرچه آنها می گویند بسیار خوب، اما ما مسیر‏‎ ‎‏خودمان را طی می کنیم. ما جمهوری اسلامی را به آن طوری که دستور از خدای تبارک‏‎ ‎‏و تعالی داریم و به آن طوری که مصالح مملکت ما، ملت ما اقتضا می کند، ما این مسیر را‏‎ ‎‏خواهیم رفت؛ و آقایان هم همین مسیر را خواهند رفت. و هر چه هر که بگوید هیچ‏‎ ‎‏مورد اعتماد و اعتنا نیست و باکی هم از این نیست که چه بگویند.‏..

‏‏   ‏‏     …و من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.‏

‏‏نمایندگان مجلس، وکیل مردمند نه ولیّ آنها‏

‏‏     ‏‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏

‏‏     شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎‎‏ است.‏

‏‏    ‏‏در همۀ دنیا رأی اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و‏‎ ‎‏چند سالۀ ملت، آن هم این مصیبتهایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده اند، انصاف‏‎ ‎‏نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که برخلاف مسیر است. یعنی انصاف‏‎ ‎‏نیست، که نمی شود هم، پیش نمی رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش‏‎ ‎‏نمی رود؛ برای اینکه اولاً مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از‏‎ ‎‏طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، برخلاف مصلحت‏‎ ‎‏ملت است؛ برخلاف مصلحت خود آقایان است.‏

‎‏اسلام؛ مترقّی ترین مکتب‏

‏‏     ‏‏و من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که آقایان ان شاءالله با سلامت و موفقیت این‏‎ ‎‏راه را طی بکنند و یک قانونی که مطابق با اسلام و ترقی و همه چیزش تمام باشد، و ما‏‎ ‎‏اسلام را مترقیترین مکتبها می دانیم. و هرکس، هر مکتبی، هر چه می خواهد بگوید،‏‎ ‎‏بگوید. ما اسلام را مکتب مترقی می دانیم و شما فرض کنید که مکتب مترقی نیست، ما‏‎ ‎‏این را می خواهیم. ما این را می خواهیم. «مترقی» اسمش را می گذارید، بگذارید؛ «غیر‏‎ ‎‏مترقی» هم اسمش را می گذارید، بگذارید. ما را وحشی هم بدانید، بدانید! ما این را‏‎ ‎‏می خواهیم. ملت ما هم این را می خواهند. و من معذرت می خواهم از آقایان در این‏‎ ‎‏هوای گرم تشریف آوردند. مؤید باشید.‏

(منبع:جلد ۹ صحیفه امام خمینی (ره)، از صفحه ۲۹۶ تا صفحه ۳۰۵)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.