انقلاب اسلامی تاریخ تازه ها شخصیت ها

امام و مقابله با سازش‌کاری دولت موقت

به مناسبت ارتحال جانسوز امام خمینی قدس سره الشریف
سازش‌ناپذیری امام خمینی قدس سره الشریف در برابر فکر و تصمیمات شرق و غرب یکی از ویژگی‌های غیرقابل تردید ایشان بود. ویژگی که وجه تمایز ایشان با گروه‌های غرب‌زده یا شرق‌زده نیز بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی و پیشنهاد مسئولان میانی دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان شکل گرفت. طبیعی بود که مهندس بازرگان و سایر پرورش‌یافتگان غرب فرسنگ‌ها با این خصلت امام خمینی قدس سره الشریف فاصله داشتند و نمی‌توانستند فکر و عمل سیاسی مستقلی داشته باشند.
امام با درایت و بصیرت شگفت‌انگیز خود این ویژگی را می‌دید و با سازش‌کاری «ساختاری»، «حقوقی» و «عملی» دولت موقت مقابله می‌کرد. در ادامه به نمونه‌هایی از این تقابل تاریخی اشاره خواهیم کرد.
۱٫ سازش‌کاری ساختاری
دولت موقت در تاریخ ۱۵بهمن۱۳۵۷ تشکیل شد و مشخص بود که این دولت به ریاست آقای بازرگان اعتقادی به تشکیل«جمهوری اسلامی» ندارد و به دنبال ساختاری غربی است. روزنامه آیندگان که پیش از انقلاب به ارگان رژیم صهیونیستی در ایران شناخته می‌شد، پنج روز پس از تشکیل دولت موقت و در تاریخ ۱۹بهمن۱۳۵۷ نوشت:«بازرگان در پی ایجاد «جمهوری اسلامی دموکراتیک» است.

بر اساس افکار و عمل‌کرد سیاسی دولت موقت و اعضای شاخص آن باید گفت که استراتژی دولت بازرگان تجلی اندیشه لیبرال بود (زندگی‌نامه سیاسی مهندس مهدی بازرگان، سعید برزین، ص۲۷۲) و همین لیبرال‌اندیشی کافی بود که کشور اسلامی ایران را به سازش ساختاری با نظام غرب و پذیرش نظام‌های دموکراتیک و سکولار بکشاند. البته سکولاریزه کردن جمهوری اسلامی توسط بازرگان در لفافه با ابهام استراتژیک همراه بود. بازرگان به خوبی می‌دانست که نمی‌تواند در مقابل مطالبه اسلامی مردم قد علم کند و «اسلام» را به طور کامل حذف کند. بنابراین ایده «جمهوری اسلامی دموکراتیک» را داد که همان سکولاریسم پنهان و مزورانه بود. محمد توسلی ۱۶بهمن۱۳۹۶ ادعا کرد که بازرگان؛ در مقابل امام خمینی که به دنبال برپایی«جمهوری اسلامی» بود؛ «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را مطالبه می‌کرد و اعتقاد داشت افزودن لفظ «دموکراتیک» جلوی انحرافات را می‌گیرد(دنیای اقتصاد شماره خبر: ۳۳۵۰۴۵۰ ) که طبیعتا منظور وی انحراف از سکولاریسم و آرزوهای لیبرالیستی و غیراسلامی است.
در هر صورت؛ طبیعی بود که امام خمینی قدس سره الشریف با این سازش‌کاری خطرناک و البته پنهان به مقابله برخیزد و در مقابل «جمهوری دموکراتیک» یا «جمهوری دموکراتیک اسلامی»؛ «جمهوری اسلامی» را نه یک کلمه کم‌تر نه یک کلمه بیش‌تر برجسته نمایند.
البته باید گفت که استفاده امام خمینی قدس سره الشریف از کلیدواژه «جمهوری اسلامی» به سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. ایشان ۱۸شهریور۱۳۴۳ به مناسبت آغاز درس‌های حوزه علمیه می‌فرمایند:
«من در این وقت کم و با عارضه‏اى که به سینه من- یک قدرى- عارض شده است نمى‏توانم تمام مطالبى را که تصور کرده‏ام تحویل بدهم؛ مهمات قضایا را به گوش ملت، به گوش شما آقایان مى‏رسانم. من از اوضاع عمومى دول اسلامى بسیار متأسفم؛ از اوضاع خصوص ایران بسیار متأسفم. دولتهاى اسلامى، چه سلاطین اسلام، چه رؤساى جمهورى‏ اسلامى‏، چه نخست وزیران دول اسلامى، در تحت تأثیر استعمارْ غافل از مقاصد دیانت اسلام هستند؛ مطلع نیستند به مسائل اسلام؛ نمى‏خواهند مطلع بشوند به احکام اسلام؛ نمى‏توانند با این وضعى که دارند مطلع بشوند که اسلام چه آورده است‏ براى بشر، و بشر اگر اتباع کند از اسلام، به کجا خواهد رسید.»(صحیفه امام ج۱ ص۳۷۴-۳۷۳) و استفاده از این واژه به عنوان نظام و ساختار حقوقی کشور نیز پیش از انقلاب اسلامی بوده است. امام خمینی قدس سره الشریف ۲۰مهر۱۳۵۷ در جواب به خبرنگار خارجی می‌فرمایند:
[آقا ممکن است توضیح بفرمایید که مقصود از حکومت اسلامى جمهورى اسلامى چیست؟ و عده زیادى در ایران گفتند که مى‏خواهیم برگردیم به قانون اساسى ایران؛ در این مورد ممکن است توضیحاتى لطف بفرمایید؟]
-برگشت به قانون اساسى، همان برگشت به رژیم سلطنتى منحط است که امرى است کهنه شده و ارتجاعى؛ و این قابل برگشت نیست و اشخاصى که مى‏گویند مى‏خواهیم برگردیم در اقلیت واقع هستند؛ و تمام ملت از سرتاسر کشور فریاد مى‏زنند که ما حکومت اسلامى مى‏خواهیم
و اما رژیم اسلامى و جمهورى اسلامى، یک رژیمى است متکى بر آراى‏ عمومى و رفراندم عمومى و قانون اساسى‏اش قانون اسلام و باید منطبق بر قانون اسلام باشد؛ و قانون اسلام مترقى ترین قوانین است، و قانون اساسى آن مقدار که مطابق با این قانون مترقى است آنها بر جاى خود باقى مى‏ماند و آن مقدار که مخالف با این است- به حکم خود قانون اساسى- قانونیت ندارد؛ و بسیارى موادش، موادى بوده است که با سرنیزه تحمیل شده است و آنها باید ساقط بشود.(صحیفه امام ج۳ ص۵۱۴) امام خمینی قدس سره الشریف تا پیروزی انقلاب اسلامی بارها و بارها بر «جمهوری اسلامی» به عنوان ساختار کشور تأکید کردند (صحیفه امام ج۴ ص۳ و ج۴ ص۱۲۱و۱۴۷و۲۴۴و۲۴۷و۲۴۸و۲۶۲ و…)
امام خمینی قدس سره الشریف با درک عمیق از خواست ملت ایران؛ در پیام ۳۰دی۱۳۵۷(مصادف با اربعین حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام؛ استقرار جمهوری اسلامی را خواست مردم ایران معرفی نمود:
«سلام بى‏پایان و درود بى‏حد به عموم اهالى غیور ایران؛ ملت شریف و شجاعى که با وحدت کلمه، خواستِ خود را که برچیده شدن نظام شاهنشاهى و استقرار حکومت جمهورى‏ اسلامى‏ است، در اربعین امام امت [حضرت امام حسین]‏- سلام اللَّه علیه- براى چندمین بار اعلام نمود.»(صحیفه امام ج۵ ص۵۰۱)
و با نزدیک شدن به روزهای پیروزی انقلاب اسلامی به طور آشکار با ساختارهای بدلی هم‌چون جمهوری دموکراتیک برخورد می‌کنند:
«تا حالا ما گرفتار لافها و گزافهاى محمد رضا خان بودیم؛ به صورت شاهنشاهى و اعلیحضرتى آریامهرى! حالا ما گرفتار «ملیت»و «آزادى» و این حرفها هستیم. سر قبر دکتر مصدق برویم و- عرض کنم- از این حرفها! ما نه آنها را باور کردیم، نه اینها را باور مى‏کنیم. ما خوش باور نیستیم، چه کنیم! ما مى‏بینیم همان بساطى که در زمان محمد رضا خان- شاه سابق- بود حالا هم همانها دارد اجرا مى‏شود. همانهاست. آن وقت آدم مى‏کشتند حالا هم آدم مى‏‌کشند، آن وقت غارت مى‏کردند حالا هم غارت مى‏کنند، آن وقت از اجتماعات جلوگیرى مى‏کردند حالا هم جلوگیرى مى‏کنند. زورشان نمى‏رسد و الّا دو نفر آدم را نمى‏گذاشتند با هم جمع بشوند. شما هم که مى‏گویید بیش از دو نفر نباید باشد، دو نفر هم شاید نمى‏گذاشتید. زورتان نمى‏رسد حالا! دیگر مردم اعتنا به آنها نمى‏کنند. همان برنامه است، همان بساط است؛ تغییر اسم مى‏دهند. یک [روز] اسمش شاهنشاهى مى‏شود، یک روز ملیت و جمهورى دموکراتیک و این حرفها. اینها با اسلام بد هستند، با جمهورى‏‌اش خوبند! آن تکه دومش که جمهورى‏ اسلامى‏ است با این بد هستند. آنها دشمن اسلامند. اگر نیستند، چرا وقتى برنامه‏تان را مى‏دهید مى‏گویید جمهورى دموکراتیک؟ اسلام چه گناهى کرده؟ اسلام به شما چه کرده؟ شما خوب نیستید با اسلام براى اینکه اسلام است که جلوى منافع شخصى را مى‏گیرد، اسلام است که نمى‏گذارد این گردن کلفت‌ها زندگى اشرافى بکنند، یا زندگى آن طورى که دلشان مى‏خواهد بکنند.»(صحیفه امام ج۵ ص۵۴۷)
در ادامه نیز ملت ایران در تاریخ ۱۲فروردین۱۳۵۷ خواست خود را ابراز کردند و بیش از ۹۸درصد مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند و به ساختارهایی مثل جمهوری دموکراتیک یا جمهوری دموکراتیک اسلامی نه گفتند.
۲٫ سازش‌کاری حقوقی
دولت موقت در ماجرای تصویب قانون اساسی دست به کارشکنی‌های مختلفی زد به طور مثال زمانی‌که پیش‌نویس قانون اساسی را در اختبار دولت موقت گذاشتند تا نظرات اصلاحی امام و مراجع را اضافه کنند از درج نظرات امام و برخی از مراجع تقلید از جمله آیت‌الله العظمی گلپایگانی اجتناب کردند و همین باعث اعتراض مراجع و امام به دولت موقت شد.(نقدی بر مدخل خمینی، روح‌الله در دایره المعارف بزرگ اسلامی ص۸۱)
البته این کارشکنی‌ها طبیعی بود چرا که دولت موقت به دنبال تصویب قانون اساسی سکولار بود. با همین روند؛ ۲۴خرداد۱۳۵۸ پیش‌نویس بررسی شده در دولت موقت و شورای انقلاب به عنوان پیش‌نویس مقدماتی انتشار رسمی یافت و نقدهای بسیاری را برانگیخت. سکولاریستی و غیراسلامی بودن پیش‌نویس و عدم توجه به مبانی دینی در تدوین آن یکی از جدی‌ترین انتقادات بود که چهره‌های ملی‌گرا نیز بر آن اذعان داشتند. به عنوان نمونه کریم سنجابی می‌گوید:«پیش‌نویس کاملا دموکراتیک بود.» هم‌چنین عزت‌الله سحابی نیز تصریح دارد که:
«در مجموع روح لیبرال دموکراسی بر پیش‌نویس حاکم بود، اما در شورای انقلاب به تعبیر بنده، آن را سوسیال دموکراسی کردند.»
حسین بشیریه نیز می‌گوید:
«پیش‌نویس خصلتی سکولار داشت.»(نخستین پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ص۱۸۷-۱۸۳)
کارشکنی دولت موقت و اقدام برای سکولاریزه کردن نهضت اسلامی ایران ادامه داشت و در همین راستا بحث انحلال مجلس خبرگان (که مانعی اساسی در برابر سکولاریزه شدن قانون اساسی بود) توسط دولت موقت مطرح شد و این طرح به امضای ۱۷نفر از اعضای دولت رسید و تنها ۴نفر آن را امضا نکردند. در مقابل؛ امام قدس سره الشریف نیز قاطعانه با آن مخالفت کردند:
« مگر شما مى‏توانید که مجلس خبرگانى که ملت با آن آراء زیاد این مجلس را درست کرده با یک کلمه‏اى که شما بگویید «ما مى‏گوییم که منحل‏ باشد» مگر با این حرفها شما مى‏توانید، مگر شما قابل آدم هستید! اگر چنانچه ولایت فقیه بشود، دیگر همه قدرتها دست فقیه مى‏آید! پس بنا بر این عزا باید بگیرید! این‌ها اگر همه قدرت‌ها دست رئیس جمهور مثلًا کذایى بیاید، هیچ حرفى ندارند، همه قدرت‌ها دست رئیس جمهور باشد، اگر همه قدرت‌ها دست یک نخست وزیر مثلًا منحرفى بیاید، آن هم حرفى به آن ندارند. اما اگر قدرت، نه آن قدرتى که قدرت شیطانى است، آنى که نظارت بر امور مملکت است که نبادا معوج بشود […] باز هم با رأى ملت. باز هم رأى ملت است که آن اشخاص را یا آن هیأتهایى را که مثلًا مى‏خواهند درست‏ بکنند، با رأى ملت درست مى‏شود، با اکثریت.
شماها در اقلیت هستید. نشسته‏اید آنجا با قلم مى‏خواهید حکومت کنید بر اکثریت! شماها قُلدر هستید. او با سرنیزه حکومت مى‏کرد؛ شما با قلم مى‏خواهید حکومت کنید. و سرنیزه او شکست؛ قلم شما هم مى‏شکند. بیدار باشید آقایان و بیدار باشند ملت ما که این منحرفها در کنار نشسته‏اند و با هم دارند مجتمع مى‏شوند، و مى‏خواهند ملت ما را منحرف کنند، و نهضت ما را اینها خیال دارند سرکوب کنند، و لکن بدانید که نمى‏توانند.»(صحیفه ج۱۰ ص۳۱۰-۳۰۹)
در نهایت نیز قلدری مهندس بازرگان و دولت موقت نتیجه نداد و مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل؛ و قوانین اسلامی و در رأس آن ولایت‌فقیه تصویب گشت و مردم مسلمان ایران نیز با رأی قاطع به قانون اساسی جدید پاسخ محکمی به سازش‌کاری حقوقی لیبرال‌مسلک‌های وطنی دادند.
۳٫ سازش‌کاری عملی
دولت موقت؛ دولتی بود که اعتقاد ریشه‌داری به مبارزه علیه آمریکا و غرب نداشت و به مذاکره با مسئولین رسمی ایالات متحده نیز متمایل بود کما این‌که ۴آبان۱۳۵۸ با برژینسکی، مشاور ریاست‌جمهوری آمریکا ملاقات داشت. او دو روز بعد استعفای خود را اعلام کرد و چهار روز بعد امام خمینی قدس سره الشریف هر نوع مذاکره با مسئولان آمریکایی را ممنوع اعلام کردند:
از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با این جانب ملاقات نمایند. لهذا لازم مى‏دانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آن طور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:
۱٫ اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.
۲٫ هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.
۳٫ اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مى‏باشد.
روح اللَّه الموسوی الخمینى‏»
در هر صورت دولت موقت بلافاصله بعد از تسخیر لانه جاسوسی استعفای خود را اعلام کرد و با قبول استعفا توسط امام خمینی قدس سره الشریف از صحنه سیاسی کشور کنار رفت.
البته سازش‌کاری دولت موقت محدود به مذاکره با آمریکا نبود. دولت موقت در عرصه نظامی هم با بی‌تدبیری هرچه تمام‌تر حفظ اف۱۴های آمریکایی را ضروری ندانست و ابراهیم یزدی در ادعایی عجیب اعلام کرد حفظ این هواپیماها باعث وابستگی به آمریکاست! و باید جنگنده‌ها را به خود آمریکا فروخت. (کیهان ۱۳مرداد۱۳۵۸) که این اقدام جاهلانه یا خائنانه به تضعیف حریم هوایی ایران؛ آن هم چند ماه پیش از آغاز جنگ با عراق منجر می‌شد. در نهایت؛ کیهان ۲۰مرداد۱۳۵۸ به نقل از صادق طباطبائی، معاون سیاسی نخست‌وزیر و سخنگوی دولت نوشت:«۹میلیارد دلار قرارداد تسلیحاتی ایران با آمریکا لغو شد.» صادق طباطبائی گفت:
«قراردادهای تسلیحاتی با ایالات متحده که شامل خرید جنگنده‌های اف۱۶ آواکس و ناوشکن‌های جنگی که با حجم نزدیک به ۹میلیارد دلار بود لغو شده است و برای لوازم یدکی بعضی از تجهیزات ارتشی و پرنده‌هایی که وزارت دفاع در اختیار دارد دولت آمریکا باید لوازم این پرنده‌ها را به ایران بدهد و قراردادی که در این زمینه‌ها منعقد شده فسخ نشده است…ضمنا قراردادهایی هم که با شرکت‌های پل‌هلیکوپتر بوئینگ و گرومن بسته شده بود لغو شده است و مهم‌تر از همه این‌ها جنگنده‌های فوق مدرن اف۱۴ است که به دلیل هزینه بسیار زیاد نگهداری آن و سیستم فوق‌العاده مهمی که دارد نگهداری آن حتی برای خود آمریکا دردسر دارد … و چون این نوع هواپیماها به درد ما نمی‌خورد تصمیماتی در مورد فروش آن‌ها گرفته شده است.»
البته شخصیت‌های انقلابی هم‌چون مقام معظم رهبری با هوشیاری جلوی این اقدام را گرفتند:
« دشمن دائم در حال به‌روز کردن خود و آماده کردن خود است، [بعد] ما اینجا ساده‌لوحانه خودمان را عقب بکشیم و بگوییم نه. مثل اوّل انقلاب که همین اف‌چهارده‌های ما را میخواستند بفروشند و میخواستند پس بدهند و بنده نگذاشتم. من خبر شدم که یکی از رجال دولت موقّت آن روز گفته است این اف‌چهارده‌هایی که رژیم طاغوت خریده به درد ما نمیخورد، میخواهیم چه کار کنیم این اف‌چهارده‌ها را! پس بدهیم بهشان. آنجا خب ما ایستادیم، هیاهو کردیم، مصاحبه کردیم و مقابله کردیم، جرئت نکردند این کار را بکنند؛ میخواستند پس بدهند. چند صباح بعدش، جنگ ایران و عراق پیشامد کرد و حمله کردند به ما و معلوم شد که ما چقدر احتیاج داریم به همین وسایلی که داریم؛ همین اف‌چهارده و همین اف‌چهار و امثال اینها. امروز هم بعضی‌ها همین آهنگ را پیش گرفته‌اند که موشک چیست، موشک میخواهیم چه کار کنیم، روزگار روزگار موشک نیست! پس روزگارِ چیست آقا؟[امروز] روزگارِ همه‌چیز است.»(مقام معظم رهبری ۱۱/۱/۱۳۹۵)
درون دولت موقت نیز شخصیت‌هایی بودند که حتی در جزئیات نیز از کاردار سفارت آمریکا خط می‌گرفتند. اسناد منتشر شده از لانه جاسوسی گویای این مطلب است:
«طبقه بندی: محرمانه بخش: سیاسی
از: سفارت آمریکا در تهران ۵۸/۳/۲۹
به: وزیر امور خارجه واشنگتن. فوری شماره: ۶۳۷۸
تاریخ ۱۹ژوئن ۷۹
ـگزارشگر : TOMSETH
مرجع: ۱۳۰۸بغداد Bو ۶۲۹۲تهران A
موضوع: روابط ایران و عراق
۱٫ موضوع محرمانه ـ تلگراف توضیحی
۲٫ امیرانتظام در خداحافظیش در ۱۸ژوئن از کاردار ٬اطلاعاتی را در مورد مقاصد عراق نسبت به ایران جویا شد. کاردار ابتدا اظهار داشت که نمی داند کدام طرف باعث ناراحتیهای موجود شده است.
کاردار انواع نگرانیهای موجود را که در اثر انقلاب به وجود آمده اند، برشمرد و تذکر داد که شاید عراقیها با به راه انداختن ناراحتیهای مرزی بخواهند از سیاست انگلستان در مورد خط دوران استفاده ـکنند. انتظام درباره این موضوع چیزی برای گفتن نداشت ولی وقتی کاردار به او تذکر داد که برنامه های رادیویی عربی ایران روش غیر دوستانه ای را نسبت به عراق پیش گرفته اند ٬به شدت تعجب کرد و یادداشتی برداشت و ظاهراً در آینده سعی خواهد کرد که این برنامه ها تعدیل بشود.
ما امید و خوشحالی از موفقیت انتظام در این باره نداریم ولی این را خاطرنشان می سازیم که این نشان می دهد که اعضای دولت موقت حتی در دایره محدودیت دولت از هماهنگی برخوردار نیستند و به این نتیجه رسیدیم که صادق قطب زاده مدیر عامل جنجالی صدا و سیمای ایران ممکن است ٬بدون آگاهی دولت موقت سیاست خارجی ایران را دیکته کند.ناس»(اسناد لانه جاسوسی ج۱ ص۵۳۲)
نکته پایانی:
خط سازش و سازش‌کاری امروز نیز ادامه دارد و این جریان در برهه‌ای از زمان برای حذف صریح نام و مکتب امام خمینی قدس سره الشریف تلاش داشت اما در ادامه دانست که حذف امام در جمهوری اسلامی ممکن نیست در نتیجه پروژه خود را تغییر داد و به «تحریف خط امام» رو آورد که نمونه بارز تحریف‌گری را می‌توان در آثاری هم‌چون الف لام خمینی مشاهده کرد.
پیروان خط سازش و تحریف امروز در تلاش‌ند که چهره‌ای سازش‌کار و مصالحه‌گر از امام خمینی قدس سره الشریف ارائه دهند اما خوانش تاریخ این دروغ بزرگ را بیش از پیش آشکار و تحریف‌گران تاریخ را رسوا خواهد کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.