تازه ها شبکه های اجتماعی

اعتراف سرکرده منافقین به قتل شهیدشریف واقفی

به مناسبت سال‌روز شهادت مرحوم شریف واقفی

مرحوم شریف واقفی یکی از هزاران قربانی جنایات سازمان مجاهدین خلق بود. «فرزندان عزیز آقای بازرگان» در طول حیات ننگین سازمان‌ها خیانت‌ها و جنایات بی‌شماری را مرتکب شدند. آن‌ها حتی به اعضای رده‌بالای سازمان خود نیز رحم نمی‌کردند و در صورت مشاهده کوچک‌ترین گرایش اسلامی فرد مورد نظر را ترور می‌کردند.
متن زیر بخشی از اعترافات سرکرده منافقین به جنایت خونین سازمان منافقین و شهادت مرحوم شریف واقفی است:

«نام خائن شماره ۱ مجید شریف واقفی، فارغ التحصیل رشته برق دانشگاه صنعتی بود. او در اوایل سال ۴۸ به سازمان پذیرفته شد… او مدت های مدیدی چهره واقعی ضد خلقی خود را به اعتبار وجود برخی معیارهای نادرست در سازمان پوشانده بود و از این نظر توانسته بود به مدارهایی از مسئولیت ارتقا یابد.

اما بالاخره على رغم همه سال هایی که واقعیت وجودی خود را، انگیزه های ناسالم خود را پوشانده بود و علی رغم همه کوشش های مذبوحانه اش برای فرار از انتقاداتش بالاخره لبه تیز مبارزه ایدئولوژیک را بالای سر خود و ضعف ها و نارسایی های عمیق ایدئولوژیک خود دید.

او در ظاهر انتقادات خود را قبول نمود و حتی به طور کتبی تحلیل هایی از انگیزدهای ناسالم و ضعف های عمیق خود به عمل آورد(البته سازمان هیچگاه ده‌ها انتقادی که برایش آشکار شده بود و کتبا آن را نوشته بود برای خوانندگان خود رو نکرد که بالاخره معلوم گردد دورو و دروغ‌گو کیست) و از این نظر قرار شد با خلع تمام مسئولیت هایش به کار توده‌ای برود؛ اما در بطن، او نه تنها حاضر نشده بود با ضعف‌ها و نارسایی‌های عمیق ایدئولوژیک و انگیزه‌های ناسالم خود که طی ماه‌ها کار توضیحی برایش آشکار شده بود مبارزه کند، بلکه با اتخاذ بدترین شیوه خائنانه در صدد پیدا کردن موقعیت مناسبی برای ضربه زدن به سازمان و منحرف کردن مسیر انقلابی آن برآمد…

او که تا دیروز چون ماری افسرده از زخم های شمشیر تیز مبارزه ایدئولوژیک نیش های مسموم و زهرآگین خود را در پس ده ها انتقاد از خود، پنهان کرده بود یک باره به تکاپو افتاد. با چند تن از عناصر متزلزل و کسانی که در همان مراحل اول مبارزه ایدئولوژیک تصفیه شده بودند، تماس برقرار کرد و با اغوای آنان در صدد برآمد برای خود دار و دسته‌ای تهیه ببیند…

او بالاخره بعد از چهار ماه توطئه خائنانه علیه سازمان موفق می شود دو نفر از افرادی که یکی از آنها به طور کامل از سازمان اخراج شده بود (خائن شماره ۳ و نفر دیگر که مراحل انتقادی خود را می گذراند (خائن شماره ۲) و یک نفر دیگر را به طور بینابینی (به نام مستعار AZ) با خود همراه سازند. به هر حال آنها مسلما نمی توانستند برای مدت طولانی از پشت بر ما خنجر بزنند. مچ آن‌ها بزودی گرفته شد و راز خیانتهای ۴ ماهه آنان از پرده بیرون افتاد. از طرف سازمان، خائن شماره ۱(شریف واقفی) و خائن شماره ۲(مرتضی صمدیه لباف) محکوم به اعدام شدند.

با اعدام خائن شماره ۱ او به سزای خیانتهایش رسید در حالی که خائن شماره ۲ توانست از مهلکه جان سالم به در ببرد اما به چنگ پلیس افتاد…»(شوریدگی در تذبذب،سیدحمید روحانی، ص ۱۵۷_۱۵۶)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.