تازه ها حجت الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی خبر دیگر رسانه‌ها شخصیت ها

چرا ایرنا عصبانی شد؟

چرا ایرنا عصبانی شد؟

به بهانه واکنش تند ایرنا به یک انتقاد

سعه صدر و تحمل منتقد یکی از ویژگی‌های بارز مکتب امام خمینی است که در عرصه سیاسی امروز کم‌تر یافت می‌شود. متأسفانه جامعه امروز ایران شاهد حضور کسانی است که در رأس امور اجرایی و سیاسی هستند اما از تمام امکانات خود برای بستن دهان منتقدان و شکستن قلم مخالفان استفاده می‌کنند و در این راه از خرج کردن بیت‌المال و استفاده از رسانه‌های دولتی نیز ابایی ندارند. فشارهای دولتی علیه سه برنامه ثریا و جهان‌آرا و عصرانه جدیدترین نمونه‌های کم‌تحملی سیاسی دولت دوازدهم بود که امیدواریم با تدبیر و پافشاری رسانه ملی ترتیب اثر داده نشود.

البته کم‌حوصلگی دولت در برخورد با منتقدان به موارد فوق محدود نیست و اخیرا بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی نیز تندی‌های عجیبی را از برخی رسانه‌های سرشناس دولتی به خود دیده است.

قضیه از این قرار است که یکم آبان ۱۳۹۸ به همت بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی بزرگ‌داشتی به مناسبت سال‌روز شهادت مرحوم آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در شهر مقدس قم برگزار شد و سه تن از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه در حضور جمعی از فرهیختگان به تبیین ابعاد علمی، اخلاقی و سیاسی آن مرحوم پرداختند. در بخش کوتاهی از آن برنامه؛ رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی به انتقاد جدی و صریح از روش سیاست‌ورزی رئیس‌جمهور پرداخت و بخشی از سخنان و عمل‌کرد وی را غیرصادقانه و مخالف اسلام و شؤون روحانیت عنوان کرد. این سخنان با انتشار عمومی بازخورد مثبتی پیدا کرد که این بازخورد حاوی نکات قابل توجهی برای رئیس‌جمهور محترم و تیم رسانه‌ای و روانی ایشان است.

دو ماه پس از آن سخنرانی؛ بنا به دلایل نامعلومی خبرگزاری دولتی ایرنا به بررسی آن سخنان پرداخت و در قالب یادداشتی طولانی عصبانیت خود از آن انتقاد کوتاه را نشان داد. متن یادداشت ایرنا:

https://b2n.ir/irna1

نویسنده یادداشت مشخص نیست اما خوانش آن مطلب نشان می‌دهد که نگارنده تلاش داشته در پوشش نوشتن مطلبی چند صفحه انتقامی سخت از مجموعه بنیاد تاریخ‌پژوهی بگیرد. البته حس انتقام‌جویی یادداشت‌نویس ایرنا برای ما قابل درک نیست.

مجموعه بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی با هدف نگارش صادقانه تاریخ تأسیس شد و از ابتدای تأسیس با رهنمودهای تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی که به تعبیر امام اعلی الله مقامه الشریف از رنج‌کشیده‌های انقلاب هستند؛ فعالیت خود را دنبال می‌کند و در این راه حکم مأموریت تدوین تاریخ امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف به ایشان را سرلوحه کار خود قرار داده است.

همان‌طور که از مطالب پیش‌گفته مشخص می‌شود؛ مجموعه بنیاد تاریخ‌پژوهی انگیزه‌ای برای ورود به عرصه‌های ژورنالیستی ندارد و همواره پیش از نقد یک اثر یا نوشته در ابتدا درجه علمی آن را بررسی می‌کند و در صورت وجود معیارهای اولیه به نقد و نظر می‌پردازد اما یادداشت نسبتا طولانی ایرنا بهانه خوبی است برای آشنایی هرچه بیش‌تر مخاطبان محترم با مبانی امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف در زمینه تاریخ‌نگاری که البته درسی است برای همه کسانی که در این عرصه حساس قلم می‌زنند. در انتها نیز به مجموعه ایرنا و سایر مجموعه‌های دولتی و غیردولتی نکاتی در خصوص اصول تاریخ‌نگاری و هم‌چنین موضوعاتی را برای تاریخ‌پژوهی منصفانه پیشنهاد خواهیم داد.

امید است مجموعه ایرنا که به برکت خزانه دولت از تمکن مالی خوبی هم برخوردار است و امسال ۱۰۲ میلیارد تومان بودجه مصوب داشت به این پیشنهادات توجه کند و قدمی برای معرفی صادقانه تاریخ به مخاطبان خود بردارد.

پیش از ارائه مطالب باید گفت یادداشت ایرنا فاقد وجاهت تاریخی و علمی و مشحون از برچسب‌های مختلف با تکیه بر داده های خلاف واقع بوده است و اگرچه ارزش علمی ندارد اما برای صیانت از حافظه تاریخی مخاطبان ارجمند در ضمن مطالب پیش رو نکاتی در پاسخ به ایرنا بیان خواهد شد و انتظار آن است که طبق قانون و اخلاق حرفه‌ای جوابیه بنیاد تاریخ پژوهی عینا در سایت مورد نظر درج گردد.

بخش اول: مبانی تاریخ‌پژوهی از نگاه امام خمینی

واکاوی مجموعه ره‌نمودها و توصیه‌های عمیق و دقیق امام خمینی به حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی در عرصه تاریخ‌پژوهی دریچه‌ای است برای کشف مبانی تاریخ‌پژوهی از نگاه ایشان. ناگفته پیداست یادداشت حاضر جستاری است برای پیگیری هرچه بیش‌تر پژوهش‌گران دغدغه‌مند این عرصه.

۱. پرهیز از مبالغه

متأسفانه عرصه تاریخ‌پژوهی از دست‌اندازی سیاست‌مداران و وابستگان به احزاب سیاسی در امان نمانده است و این طیف معمولا برای تحقق اهداف شخصی و حزبی خود دست به تاریخ‌نگاری غیرواقعی و مبالغه‌آمیز می‌زنند اما امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف این شیوه را حتی برای خود نیز نمی‌پسندد و وقتی شرح حالی از ایشان نوشته می‌شود که برخی تعبیرهای مبالغه‌آمیز را دارد؛ آن تعابیر را حذف می‌کنند و منش اسلامی را در گفتار و عمل به اثبات می‌رسانند.(ر.ک: صحیفه امام ج۲ ص۴۹۲)

۲. پرهیز از تأیید نابجای جریان‌ها و شخصیت‌های انحرافی

امام خمینی اعیل الله مقامه الشریف تجلی اسلام ناب محمدی بودند از همین رو حاضر نبودند کوچک‌ترین تأیید نابجایی نسبت به جریانات انحرافی و به ویژه گروه‌های تروریستی در تاریخ ثبت شود. (ر.ک: صحیفه امام ج۳ ص۴۵)

این اصل را اصل گم‌شده تاریخ‌پژوهی معاصر است. امروز تاریخ‌نویسانی در مراکز حساس حاضرند که بدون پژوهش عمیق و به صرف تمایل برخی جریانات سیاسی؛ تاریخ را به گونه‌ای می‌نویسند که برآیند آن خوشایند چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی باشد تا بتوانند به جوایز دولتی و شبه‌دولتی دست‌یابند و با تاریخ‌نویسی به نوایی برسند.

۳. پرهیز از تطهیر چهره پهلوی

مرزبندی و برائت صریح امام اعلی الله مقامه الشریف از رژیم منحوس پهلوی؛ اصلی آشکار و ثابت در شخصیت سیاسی ایشان است. همین اصل را در نگاه تاریخی نیز داشتند و از کوچک‌ترین و جزئی‌ترین مسائل خلاف واقعی که باعث تطهیر چهره آن رژیم سفاک می‌شد جلوگیری می‌کردند. ایشان طی نامه‌ای به حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی این نکته را متذکر شده؛ می‌فرمایند:

« بسمه تعالى‏

ان شاء اللَّه تعالى موفق باشید. .راجع به اوراقى که فرستادید با نشر «احیاى کاپیتولاسیون» موافقم؛ با نشر«در مجلس چه گذشت» جداً مخالفم، به دو جهت: یکى آنکه احیاى ذکر جمیل اشخاص است که به هیچ وجه صلاحیت ندارند و ظاهر آن است که تمام مذاکرات صحنه‏اى بیش نبوده است؛ دوم آنکه تأیید آزاد بودن نطق و مخالفت با دولت و شاه است؛ با آنکه اینها نبوده است؛ و اگر با دستور مقامات امنیتى نبود، جرأت این نحو مذاکرات نداشته و بعد هم سالم نمى‏ماندند. بنا بر این باید منتفى شود ذکر آنها.»( صحیفه امام ج۳ ص۵۳)

۴. صرف بیت‌المال؛ تنها برای ترویج اسلام

یکی از راه‌های روشنگری و ترویج حقایق اسلامی نشر کتب اسلامی و سیاسی است و کتب تاریخی که حقایق مبارزات اسلامی را تبیین کند در همین راستا تعریف می‌شود.

مرحوم امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف با وجود حساسیت فوق‌العاده‌ای که نسبت به صرف وجوه شرعی را در این راه نه تنها جایز بلکه دارای رجحان و فضیلت شرعی نیز می‌دانستند:

سؤال‏کننده: روحانى (زیارتى)، سید حمید

بسمه تعالى. پیشگاه قائد بزرگ اسلام حضرت آیت اللَّه خمینى- متع اللَّه المسلمین بطول بقائه با اهداى سلام و تحیات وافره معروض مى‏دارد، صرف ثلث اموال، که حَسْب الوصیه باید به مصرف امور خیریه و بِرّیه برسد، در طبع و نشر کتب سیاسى- اسلامى که بیانگر حقایق اسلام و نظریات مراجع عظام در مقابله و مبارزه با ظَلَمه، حکام جور و استعمارگران باشد و جهت روشنگرى و انقلاب فکرى اسلامى به کار آید چه صورت دارد؟ مستدعى است نظر شریف را بیان فرمایید. ادام اللَّه ظلکم على رءوس الأنام‏

بسمه تعالى‏

آنچه مربوط به ترویج شرع مطهر و بیان حقایق اسلام در مقابله با حکام جور و ظَلَمه و مطلع ساختن طبقات مردم از مسائل اسلامى است و نشر کتب مربوطه به این امور، از امور خیریه بلکه بهترین خیرات است. و اگر وصیت به ثلث یا نذر و عهد و غیر اینها متعلق به خیرات و مبرات است، صرف در این امور جایز و راجح است.

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏ »(صحیفه امام ج۳ ص۶۹)

۵. اصول تاریخ‌نگاری در حکم مأموریت تدوین تاریخ

مجموعه این نکات؛ اصول اساسی امام را برای تاریخ‌نگاری مشخص می‌کند و ایشان بر اساس همین اصول؛ تنها یکی از یاران خود را شایسته تدوین تاریخ انقلاب اسلامی دیدند و ۲۵ دی ۱۳۶۷ به وی حکم مأموریت تدوین تاریخ انقلاب اسلامی را می‌سپارند. بازخوانی این حکم دیدگاه عمیق و بدیع امام نسبت به مقوله تاریخ‌نگاری را روشن می‌کند. اصولی هم‌چون توجه به مردم به جای توجه به مراکز ثروت و قدرت، تاریخ‌نگاری آزاد از شرق و غرب، تبیین مبارزه تاریخی ملت ایران با اسلام آمریکایی، تبیین مبارزات روحانیت اصیل علیه تحجرگرایی و خرافه و… از جمله این اصول است. برای بررسی هرچه بهتر دیدگاه امام؛ متن کامل مأموریت تدوین تاریخ امام را بازخوانی می‌کنیم:

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جناب حجت الاسلام آقاى آسید حمید روحانى(زیارتى)-دامت افاضاته‏

با تشکر از زحمات جنابعالى در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامى و تلاش قابل تقدیرتان در تدوین تاریخ انقلاب اسلامى، امیدوارم بتوانید با دقت، تاریخ حماسه‏آفرین و پر حادثه انقلاب اسلامى بى‏نظیر مردم قهرمان ایران را بدان گونه که هست ثبت نمایید.

شما به عنوان یک مورخ باید توجه داشته باشید که عهده‏دار چه کارِ عظیمى شده‏اید.

اکثر مورخین، تاریخ را آن گونه که مایلند و یا بدان گونه که دستور گرفته‏اند مى‏نویسند، نه آن گونه که اتفاق افتاده است. از اول مى‏دانند که کتابشان بنا است به چه نتیجه‏اى برسد و در آخر به همان نتیجه هم مى‏رسند.

از شما مى‏خواهم هر چه مى‏توانید سعى و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا که همیشه مورخین اهداف انقلابها را در مسلخ اغراض خود و یا اربابانشان ذبح مى‏کنند. امروز همچون همیشه تاریخ انقلابها، عده‏اى به نوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامى ایران مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عده‏اى خاص، له و یا علیه عده‏اى دیگر و یا واقعه‏اى در خور بحث. اگر شما مى‏توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوى مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده‏هاى مردم رنجدیده کنید، کارى خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده‏اید. باید پایه‏هاى تاریخ انقلاب اسلامى ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد.

شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایى قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدى را جایگزین تفکر اسلام سلطنتى، اسلام سرمایه دارى، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایى کردند.

شما باید نشان دهید که در جمود حوزه ‏هاى علمیه آن زمان که هر حرکتى را متهم به حرکت مارکسیستى و یا حرکت انگلیسى میکردند، تنى چند از عالمان دین باور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.

شما باید به روشنى ترسیم کنید که در سال ۴۱، سال شروع انقلاب اسلامى و مبارزه روحانیت اصیل در مرگ آباد تحجر وتقدس مآبى چه ظلمها بر عده‏اى روحانى پاکباخته رفت، چه ناله‏هاى دردمندانه کردند، چه خون دلها خوردند، متهم به جاسوسى و بى‏دینى شدند ولى با توکل بر خداى بزرگ کمر همت را بستند و از تهمت و ناسزا نهراسیدند و خود را به توفان بلا زدند و در جنگ نابرابر ایمان و کفر، علم و خرافه، روشنفکرى و تحجرگرایى، سرافراز- ولى غرقه به خون یاران و رفیقان خویش- پیروز شدند.

حرف بسیار است، و من حال نوشتن بیش از این را ندارم. خداوند به شما که مورد علاقه من هستید و خودْ از ستم کشیده‏هاى این انقلابید، توفیق بندگى دهد تا بتوانید با در نظر گرفتن او- جل و علا- واقعیتها را براى نسل آینده ثبت کنید. من به شما دعا مى‏کنم و از واحد فرهنگى بنیاد شهید تشکر مى‏کنم که به شما کمک مى‏کند تا ان شاء اللَّه بتوانید کارتان را به پایان برسانید. و السلام.

۲۵/۱۰/۶۷

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏ »(صحیفه امام ج۲۱ ص۲۴۰-۲۳۹)

با پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران، تاریخ‌نگاران متعهد بر اساس مبانی اسلامی مسئولیت و تعهد خود را آغاز کردند اما طبیعی بود کسانی که به تعبیر امام سر در آخور غرب و شرق دارند این حرکت را برنتابند و تلاش کننند با سیل تهمت‌ها و شایعات و تهدیدات تاریخ‌پژوهان مسلمان و صادق را از میدان به در کنند. تهمت‌هایی که برخی جریانات خاص به تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی و سایر تاریخ‌پژوهان مسلمان و صادق وارد می‌کنند از همین قبیل است.

بخش دوم: نکات و موضوعاتی برای پژوهش

تاریخ‌پژوهی عرصه حساسی است و عدم مرزبندی بین فعالیت‌های ژورنالیستی با پژوهش‌های ظریف تاریخی ضربه سختی به حافظه تاریخی ملت خواهد زد. با این وجود یادداشت ایرنا نشان داد که آن مجموعه به فعالیت‌های تاریخی علاقه دارد و نسبت به قلم زدن در این عرصه بی‌تمایل نیست اما در این مسیر چند اشتباه فنی داشت:

  1. تکیه بیش از حد به تاریخ شفاهی:

یکی از ابتدایی‌ترین اصول تاریخ‌نگاری عدم اعتماد کامل به تاریخ شفاهی است. تاریخ شفاهی همواره مشحون از اغراض شخصی و حزبی یا فراموشی‌های عمدی و سهوی بوده است. از همین‌رو تاریخ‌نگار خبره هیچ‌گاه به صرف گفتن اشخاص اکتفا نمی‌کند و اقوال را با اسناد و قرائن متنی و عقلی بررسی می‌کند و پس از صحت‌سنجی یا آن را کنار می‌گذارد یا با دلیل آن را می‌پذیرد. یادداشت ایرنا نیز مجموعه‌ای از خاطرات و داستان‌های شفاهی کسانی بود که هم‌فکر و هم‌سو با دولت‌اند و طبیعتا عداوت حزبی یا جناحی با جریان‌ها و شخصیت‌های انقلابی دارند.

  1. تکیه بیش از حد به خاطرات آقای رفسنجانی:

نویسنده یادداشت ایرنا به دلیل نامعلوم (و شاید معلومی) بدون صحت‌سنجی و بررسی اقوال مخالف؛ بیش از حد به خاطرات آقای رفسنجانی تکیه کرده است. گویی هرآن‌چه از دو لب آن مرحوم بیرون آمده وحی منزل تاریخی است و قول هیچ‌کس جز ایشان را نباید دید.

در صورتی‌که خاطرات ایشان از جنبه‌های گوناگون قابل نقد است و از حیث فنی و تخصصی بخش قابل اعتنایی از اقوال یا جهت‌گیری‌های تاریخی ایشان مخدوش است.

بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی نیز به تازگی کتاب «روایت‌های ناروا» را در نقد خاطرات ایشان به چاپ رسانده است و بهتر است مجموعه‌های هم‌سو با دولت اعتدال پیش از استفاده از خاطرات آن مرحوم به این کتاب و سایر مقالات نقد روایت‌های تاریخی ایشان مراجعه کنند.

  1. ندیدن یا نادیده انگاشتن پاسخ به تهمت‌ها و شبهات تاریخی:

وجدان کاری یک تاریخ‌پژوه اقتضا می‌کند که در صورت شنیدن تهمت علیه یک فرد؛ پاسخ‌های منطقی و مستدل آن فرد را نیز بشنود. متأسفانه در یادداشت ایرنا با بی‌اخلاقی غیرقابل انتظار؛ تهمت‌هایی تکرار شده بود که پاسخ آن پیش از این داده شده بود. به عنوان نمونه؛ مطالب خلاف واقع آقای صادق طباطبایی که پاسخ آن را می‌توانید مشاهده کنید:

https://b2n.ir/485909

گذشته از اشکالات فنی و اخلاقی فوق؛ تمایل مجموعه‌های دولتی و غیردولتی برای تاریخ‌پژوهی قابل و تقدیر است و این مراکز می‌توانند با موضوعات پیشنهادی ذیل به پژوهش بپردازند. گفتنی است بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی آماده هم‌کاری نظارتی با تمام مجموعه‌ها یا افرادی است که به اصول اولیه تاریخ‌نگاری آشنا بوده و از تعهد اخلاقی و انقلابی مناسب برخوردار باشند.

موضوع پیشنهادی اول: بررسی سوابق مبارزاتی مسئولین عالی‌رتبه جمهوری اسلامی

داشتن سوابق مبارزاتی گرچه دلیلی تام برای تأیید شخصیت‌های سیاسی نیست اما کسانی که پیش از انقلاب سابقه مبارزاتی نداشته و حتی از مجاهدت در راه انقلاب هراس داشتند و به خارج از کشور گریختند؛ کارنامه قابل قبولی برای احراز مناصب حساس در یک کشور انقلابی نخواهند داشت.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی طیفی از افراد را می‌بینیم که از روی ترس یا دلایل دیگر از صحنه سیاسی و مبارزاتی کنار کشیده بودند و به خارج از کشور پناه برده بودند اما با پیروزی انقلاب اسلامی به یک‌باره یاد میهن خود افتادند و مناصب بالایی را احراز کردند.

به طور مثال باید به این سؤال پاسخ داد که چرا سیدمحمد خاتمی در اوج مبارزات انقلابی و بلافاصله پس از حمله رژیم پهلوی به فیضیه به یک‌باره از حوزه خارج می‌شود و راهی دانشگاه اصفهان می‌شود. آیا ایشان یک سیلی برای انقلاب خورده است؟ اگر نه؛ آیا چنین شخصی شایسته ۸ سال ریاست بر ملت رنج‌دیده ایران را داشته است؟

یا رئیس‌جمهور فعلی، جناب حسن روحانی که در خاطرات خود می‌گوید:

«در فروردین ۱۳۵۷ وضع من سخت تر شده بود و تقریبا ادامه فعالیت و سخنرانی برای من امکان پذیر نبود، زیرا به همه مامورین تاکید شده بود که مانع از سخنرانی من شوند و در ساواک هم به من تاکید شده بود که در صورت سخنرانی دستگیر خواهم شد.»(ص۳۷۶) و پس از آن به فکر تحصیل در غرب و زندگی در آن دیار می‌افتد.

یا وزیر امور خارجه ایشان؛ جناب محمدجواد ظریف که بدون این‌که فعالیت انقلابی خاصی داشته باشد یا علیه رژیم کاری کرده باشد؛ به صرف هشدار دو معلم دبیرستان فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد. وی در خاطرات خود می‌گوید:

« خارج شدن از ایران نظر بنده بود.یکی از مربیان مدرسه  مرا صدا کرد و گفت که از آن جا بروم، زیرا احتمال دارد برای خودم و مدرسه دردسر درست کنم.حتی یکی از معلم های مدرسه خوارزمی بیرون از کلاس به بنده هشدار دادکه بیشتر مواظب خودم باشم. من فقط شانزده سال داشتم و طبیعتا این موارد باعث نگرانی ام می شد. به همین خاطر برای رفتن به آمریکا به خانواده اصرار می کردم»

 موضوع پیشنهادی دوم: تاریخ‌نگاری حزبی و آسیب‌های آن برای پیشرفت و تعالی کشور

تاریخ‌نگاری باید به دور از عصبیت‌ها و تمایلات جناحی و شخصی باشد از همین رو شاید بتوان گفت بنگاه‌های خبری وابسته به جریانات سیاسی خاص صلاحیت لازم برای ورود به این صحنه را نداشته باشند.

در هر صورت تاریخ‌نگاری حزبی در کشور ما متأسفانه در حال تبدیل شدن به یک پدیده نامبارک است. به طور مثال یک نویسنده بر اساس تمایلات حزبی و سیاسی زندگی امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف را می‌نویسد و تلاش می‌کند از آن وجود مبارک چهره‌ای لیبرال و سازش‌کار ارائه کند. عجیب این‌جاست که اثر این نویسنده در بالاترین جشنواره علمی کشور حائز رتبه می‌شود و به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی به دنیا عرضه می‌شود. البته این یک حکایت خیالی نبود و در خصوص کتاب الف لام خمینی همین اتفاق افتاد.

در هر صورت باید تاریخ‌نگاری مستقل از جریانات سیاسی تعریف شود و تاریخ انقلاب؛ آن‌گونه بوده و هست روایت شود. انقلابی عاری از سکولاریسم و مستقل از لیبرالیسم و اگر این اتفاق نیفتد و تاریخ‌نگاری حزبی در کشور ما باب شود؛ حافظه تاریخی ملت بیش از پیش آلوده خواهد شد و آلودگی ذهنی یقینا جلوی پیشرفت را خواهد گرفت و سرعت آن را کند خواهد کرد.

در پایان؛ بهتر است این را همواره به یاد داشته باشیم که:« از اوایل انقلاب، یکی از اهداف مهمّ دشمن، تحریف حقایق و تاریخ بود.»(مقام معظم رهبری۱۴/۰۳/۱۳۸۰) پس تلاش کنیم در بازی جریانات سیاسی وابسته به غرب قرار نگیریم و قلم تاریخی خود را به بیگانگان نفروشیم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *