انقلاب اسلامی تاریخ

بررسی نقش امام خمینی بر اجماع علما در جریان تصویب نامه انجمن های ایالتی ولایتی

   بررسی نقش امام خمینی بر اجماع علما در جریان تصویب نامه انجمن های ایالتی ولایتی 

آغاز ماجرا

روزنامه کیهان در روز دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۴۱، در صفحه اول خود با حروف درشت نوشته بود:«طبق لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که در دولت به تصویب رسیده و امروز منتشر شده به زنان حق رأی داده شده.» پر واضح است که شاه در جهت اجرای نقشه های استعماری به دنبال کسب وجه و جایگاه در میان مردم بود از این رو موضوع حق رأی به بانوان را پیش کشید،عنوان فریبنده ای که بهانه ای بیش نبود و هدف عمده، حذف قید «اسلام» از شرائط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان بود که به این وسیله راه برای سایر فرقه ها خاصه بهایی ها تسهیل شود. لذا برای تسهیل امر، قید «قرآن» را نیز از قسم نامه برداشته و جمله«کتاب آسمانی» را به جای آن گذاشته بودند.

فرصت اجرای رسالت

شاه که پس از رحلت آیت الله بروجردی تصور می کرد یکه دار میدان است ،در تلاش برای محک زدن جامعه روحانیت و واکنش برای شناخت روحیه و افکار آنان و ادامه راه پدرش در تجاوز به اساس قرآن و الغای مذهب ،آرزویی که سالیان دراز در دل می پروراند را عملی نمود. امام که تغییر و تحول های سطح عالی کشور و مقامات دولتی همانند ظاهر شدن علی امینی در صحنه سیاست و روی کار آمدن مهره دیگری به نام اسدالله علم، فعالیت چشمگیر حزب وابسته به صهیونیسم بهائیت را در مرکز به خوبی پیش بینی می کرد در ماه رمضان سال ۱۳۸۱ قمری(۱۳۴۰ شمسی) یعنی حدود هفت ماه قبل از تصویبنامه در حالیکه بسیاری از مقامات روحانی بی خبر از سیاست و نا آگاه فریفته و امیدوار به دولت علی امینی شده بودند(به نقل از سید حمید روحانی) که از اطرافیان موثق امام نقل شده بود که امام سخت آشفته و پریشان بودند و اظهار کرده بودند که در آتیه نزدیکی خطرات سهمگینی از سوی رژیم متوجه اساس اسلام و استقلال کشور خواهد شد.از این رو با اعلام تصویبنامه از طرف دولت،فرصت مناسبی برای امام خمینی پیش آمد تا رسالت تاریخی و وظیفه اسلامی خویش را آغاز نماید.

مقابله با انگ سیاست زدگی با اجماع سازی

جامعه آن روزنه تنها دخالت در سیاست را برای یک مقام روحانی عیب می شمرد، بلکه حتی دخالت در اموری که به ظاهر جنبه سیاسی نداشت لیکن دخالت در آن از طرف مجامع روحانی بی سابقه بود نیز رد می شد!مثلا در مورد فاجعه زلزله ۱۳۴۱ در قزوین و کشته شدن عده زیادی از مردم عده ای از روحانیون جوان حوزه علمیه بر آن شدند که مجلس یاد بودی برگزار کنند. لیکن یکی از علمای حوزه به خاطر اینکه این کار در حوزه سابقه نداشت با آن مخالفت ورزید!

لیکن بنا به اینکه مخالفت با اعطای حق رأی در زمان آیت الله بروجردی و برخی از مراجع فقید دیگر اتفاق افتاده بود، نه تنها اشکالی نداشت بلکه ضروری به حساب می آمد.از این رو امام که در راه واداشتن علمای قم و دیگر مقامات برجسته روحانی ایران و جامعه اسلامی کوشش های فراوانی می نمود ،فرصت ارزنده ای بود که می توانست برای رسیدن به مقصود دیرینه خود از آن حداکثر استفاده و بهره برداری را به عمل آورد.

نشان دادن وجه غیر شرعی تصویبنامه

حذف قید اسلام از شرایط منتخَب و منتخِب و تبدیل سوگند به قرآن، به کتاب آسمانی که در تصویبنامه انجمن های ایالتی و ولایتی آمده بود، به منزله اعلام جنگ علیه قرآن و اسلام بود و ماهیت ضد اسلامی شاه و هیأت حاکمه فاسد را به خوبی نشان می دادو برای امام فرصت ارزنده بود که ضد اسلامی بودن رژیم شاه را بر همگان روشن و ثابت کند. امام در نامه های پیاپی که به علماء و مقامات روحانی در مرکز و شهرستان های دور و نزدیک ونیز خارج کشور ارسال می نماید، آنان را برای رویارویی با توطئه اسلام زدایی فرا می خواند وی در سخنرانی ۶ آبان ۴۱ تلویحا انگیزه خود را از رویارویی با تصویبنامه «وظیفه دینی» خود خطاب می کند.

نشان دادن وجه غیر قانونی تصویبنامه

این تغییر و تبدیل در قانون، در برابر فترت تعطیلی مجلسین، به دست دولت علم که حق هیچ گونه دخل و تصرفی در قانون اساسی را نداشت انجام گرفته بود و در حقیقت تجاوز به قانون اسا‌سی و اساس مشروطه- که به بهای خون صدها آزادیخواه به دست آمده است- به شمار می رفت.دولت علم در حقیقت می خواست چرخ زمان را به عقب برگرداند و همان دوران استبداد را بار دیگر زنده کند و با تصویب قوانین خلق الساعه سرنوشت ملتی را دستخوش اغراض پلید و مقاصد شوم بیگانگان و ایادی بی وطن و خائن آن سازد.امام همچنین در اولین تلگرامی که در۲۸ مهر به علم نخست وزیر ایران ارسال می دارند تلویحا به تعطیلی مجلس شورا و سنا برای مدت طولانی و سوء استفاده دولت از این تعطیلی طولانی مدت و هشدار به اینکه این عملکرد با واکنش مردم مواجه خواهد شد اشاره می کند و در حقیقت به ملت خاطر نشان می کنند که هیات حاکمه در برابر کارهای شما مسئول است، این عملکرد امام به نوعی هدف عالیتر و دامنه دارتری بود که سعی داشت تحولات فکری جدیدی در جامعه پدید آورد

بنابر این در مورد تکیه روی قانون اساسی، در مرحله اول به منظور به حرکت در آوردن و به مبارزه واداشتن همه نیروی خلق- چه آنکه پایبند به اسلام و چه بی تفاوت- بوده است و در مرحله دوم همان نطق خود حضرت امام در پایان تصویبنامه در تاریخ ۱۱ آذر ۴۱ می باشد که بیان داشتند«.. استناد و تکیه ما روی قانون اساسی از طریق الزموهم بما الزموا علیه انفسهم می باشد..اصل دوم متمم قانون اساسی، تصویب هر قانون خلاف قرآن را از قانونیت انداخته است. «والا مالنا و القانون»؟..»

امام و تلاش برای اتحاد میان علماء

به دنبال انتشار تصویبنامه در جراید در ۱۶ مهر، امام خمینی بی درنگ علمای طراز اول قم را به نشست و گفتگوی پیرامون تصویبنامه دعوت نمود این نشست در منزل حاج شیخ عبدالکریم حائری به میزبانی فرزندشان حاج آقا مرتضی تشکیل شد. که علاوه بر امام آقایان گلپایگانی و شریعتمداری هم بودند.

در این نشست امام تمام تلاش خود را به نمایش گذاردن چهره سیاه و وحشت بار آتیه ترسیم نمود و خطر مقابله با اساس اسلام را به علماء گوشزد نمود  و ماحصل تبادل نظر و گفتگو اعلام تلگرام مخالفت به شاه و در خواست لغو فوری آن و ارسال نامه به علمای شهرستان در جهت بازگوی خطرات تصویبنامه و قراردادن جلسه مشاوره و تبادل؛ امام همچنین به منظور اینکه مردم در جریان اقدامات پیشوایان قرار گیرند پیشنهاد انتشار اخبار نشست را می دهند که به رغم مخالفت برخی علماء به بهانه خشم دولت امام با پافشاری توانستند موافقت آقایان را برای چاپ و نشر جلب نمایند.

امام در آن روزگار تنها به دنبال بستری برای لغو تصویبنامه و برقراری«صلح و آشتی» با آن رژیم نبوده است، بلکه اسلام را در مرز فنا و بقا می دیده از اینرو امام میان اسلام اصیل و دیانت مقدس مآب های بازاری(که هیچ خطری برای رژیم ندارد) تفاوت می دیده و بر این باور بوده که علما و روحانیون مردم را طوری به صحنه مبارزه بیاورند که رژیم را اندیشناک کند، نه اینکه در یک مسجد که حکم یک صندوقخانه است مردم جمع شوند. امام همواره سعی داشت به علمای اسلام قدرت بخشد و آتش مبارزه را تحت هیچ شرایطی خاموش نکنند، لذا در سخنرانی ۹ آذر قبل از اعلام رسمی لغو تصویبنامه خط علما را دفاع از اسلام و خط دولت را دشمنی با اسلام مطرح می کنند. از سویی امام همواره اتحاد میان علما را به معنای سنگری مستحکم برای ضربه ناپذیری اسلام قلمداد می نمودند و در سخنرانی ۱۱ آذر که پس از اتمام غائله بیان کردند بار دیگر روی سخن را به رژیم کرد و در مقام ارزیابی قدرت و نیروی لایزال و خلقی علمای اسلام بر آمد و عدم بر خورداری هیأت حاکمه ایران از پشتیبانی مردم را یادآور شد و قدرت مردمی روحانیت را به رخ کشید.

امام و ترغیب سخنوران دینی

روشنگری های پیگیر گویندگان مذهبی در بسیاری از نقاط کشور خشم و خروش مردم و پشتیبانی آنان از رهبران دینی و عالمان اسلامی را به همراه داشت.از این رو امام با توجه به نقش ژرف گویندگان وارسته و متعهدی مثل حجت الاسلام فلسفی در پیشبرد نهضت طی نامه ای، روشنگری های پیگیر او و دیگر گویندگان مذهبی را در منابر ستود و آنان را به پایداری و استواری بیشتر در راه مبارزه و رویایی با توطئه اسلام زدایی فرا خواند.آقای فلسفی آن روزها با مقامات روحانی قم در تماس دائم بود و نظرات آنان را در منابر مرتب بازگو می ساخت.

سرانجام ماجرا

امام خمینی با مشاهدۀ لجاجت دولت در عدم لغو مصوبه، با استناد به اصل دوم متمم قانون اساسی – که به علما حق می‌داد، قوانین مخالف اسلام را رد نمایند – طی تلگراف‌های بعدی اعتراض را از تصویب نامه فراتر برد و نسبت به انحلال مجلسین، تخلف از قانون اساسی و احکام اسلام هشدار داد و علمای تهران و شهرستان‌ها را به تحرک بیشتر وا داشت.

سرانجام علمای تهران از مردم برای تشکیل مجلس دعا در روز ۸ آذر ۱۳۴۱ دعوت کردند، بار دیگر دولت عقب نشینی کرد و در ۷ آذر تشکیل جلسه داد و تصویب نمود که «تصویب نامۀ مورخ ۱۴ مهر ۱۳۴۱ قابل اجرا نخواهد بود» و آن را به علمای تهران و قم تلگراف کرد.

بار دیگر امام خمینی از علمای قم دعوت کرد تا به مبارزه ادامه دهند. استدلال امام خمینی آن بود که مصوبۀ قبلی در دولت تصویب شده بود و از مطبوعات اعلام شده بود، اما ما نمی‌توانیم به لغو مصوبه در پشت درهای بسته اکتفا کنیم.

باید به طور رسمی و لغو مصوبه نیز باید از طریق مطبوعات اعلام شود. علیرغم اعلامیه برخی از علما مبنی بر خاتمۀ مبارزه، عده‌ای از دانشگاهیان، اصناف و بازاریان تهران به قم رفتند تا از نزدیک در جریان مواضع علما در خصوص نهضت قرار گیرند. آنان در منزل امام و با تعبیر «زعیم رشید ما»[۲۱] تقاضای اعلام تکلیف کردند. امام خمینی خواهان ادامۀ مبارزه تا اعلان رسمی لغو مصوبه شدند.

سرانجام دولت تسلیم خواستۀ امام خمینی شد و در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۴۱ رسماً از مطبوعات خبر لغو تصویبنامه اعلام شد.

*نهضت امام خمینی‌، دفتر اول ،‌‌سید حمید روحانی،چاپ پانزدهم،بهار۱۳۸۱، صص ۲۳۹ – ۱۸۶

*نهضت دو ماهه روحانیون ایران، علی دوانی،چاپ اول،۱۳۹۳،نشر رهنمون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *