دیگر رسانه‌ها کتاب

سیری در تاریخ جنایات سازمان منافقین-۸

آقای منتظری علت حمایت خود از سازمان مجاهدین را چنین بیان می کند:
«من قبل از اینکه این زندان اخیر که ۵/۳ سال زندان من طول کشید بروم، با آقایانی که منتسب به سازمان مجاهدین خلق هستند، از نزدیک تماس نداشتم و از دورادور علاقه هم داشتیم برای اینکه با آن دولت سابق و حکومت طاغوتی دلمان می خواست افراد مبارزه بکنند و اینها خوب گروه متشکلی بودند…دورادور علاقه داشتم به سازمان شان و کتاب های شان راهم من مطالعه نکرده بودم. خوب گروه متشکلی بودند، تقریباً مایه امیدواری بودند که بتوانند آن حکومت را ساقط بکنند از طریق جنگ های چریکی…»
این در حالی است که به گفته خود شیخ حسینعلی منتظری، وی شناختی از سازمان نداشته و منابع معرفتی سازمان را مطالعه نکرده بود:
«… و کتاب های شان را من مطالعه نکرده بودم. واقعیتش را بخواهید جز دو – سه جزوه خیلی مختصر، ولی بعد که به زندان رفته و سه سال و نیم طول کشید… من هم کتاب های آقایان را مثل کتاب شناخت و تکامل و راه انبیا و… این سری کتاب ها را من نگاه کردم…در زندان.»
البته جای این سؤال در اینجا باقی است که چطور ایشان بدون شناخت لازم از سازمان مجاهدین به حمایت مالی و معنوی از آنان پرداخته است؟! چطور به سازمانی که اینقدر از روحانیّت و اسلام ناب دور بوده است، به صرف داشتن آرزوی سقوط حکومت پهلوی، امیدوار بودند!
او بعد از اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان یکی از تأیید کنندگان فتوای «حرمت حشر و نشر» با مجاهدین شد.۱ نیز پس از انقلاب اسلامی در مواضعی تند و البته صریح نسبت به عملکرد منافقین هشدار داده و آنها را تهدید به اعدام می کند:
«کاری نکنید که دادگاه های انقلاب ناچار بشوند حکم اعدام صادر بکنند و این اعدام ها اجرا بشود.»
اما متأسفانه در جریان نفوذ لیبرال ها، منافقین و باند سیدمهدی هاشمی در بیت ایشان، تعداد زیادی از منافقین زندانی توسط هیئت عفوِ منصوب وی آزاد می شوند تا جایی که امام خمینی(ره)به این روند اعتراض می کند:
«… آزادی بی رویه چند صد نفر منافق، به دستور هیئتی که با رقّت قلب و حسن ظنشان واقع شد، آمار انفجارها و ترورها و دزدی ها را بالا برده است. ترحّم بر پلنگ تیز دندان- ستمکاری بود بر گوسفندان.»
در تحلیل این واقعه و با توجّه به شبهات زیادی که مطرح می باشد، باید به نکاتی توجه نمود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
اغراق در تعداد محکومان
مسئله اولی که نباید از نظر دور داشت، اغراق در تعداد مجازات شدگان است. باید توجه نمود که مبالغه و بزرگ نمایی همراه با سیاه نمایی از اصول تبلیغاتی منافقین بوده است. مهدی خوشحال از اعضای سابق سازمان می  گوید:
«سازمان هم از ماشین بزرگ تبلیغاتی خود اهداف زیادی را دنبال می  کند…دوقطبی کردن…تقویت روحیه نیروها و بزرگ کردن پیروزی های نظامی و سیاسی، اغفال نیرو[ی] دشمن…بزرگ نشان دادن کمیت و کیفیت جنگ افزارها و نیروهای خودی…با دگماتیسم و فریب می  خواهد افکار عمومی را اغفال کرده و راه را فقط برای دیکتاتوری باز نگه دارد…تبلیغات می  تواند با سانسور گذشته و تحریف و جعل حقایق، نیروها را از دنیای خارج غافل نگه دارد… برای نیروها، اعداد و ارقام و اکشاف از نوع گوبلزی تبلیغ می شود.»
با این حال سازمان مجاهدین، به زعم خود، پس از «کاری دشوار و پر خطر که ضرورت مسائل امنیتی بازگویی آن را نامقدور می  کند» حداکثر اسامی و اطلاعات ناقص ۳۲۱۰ نفر را در سال ۷۸، منتشر نمود. جالب آن که در عین حال ادعای کشته شدن ۳۰ هزار نفر را دارد!
قابل توجه است که سازمان در اطلاعیه ۱۱/۹/۶۷، تعداد کشته های زندانی خود را ۱۲ هزار نفر اعلام می  کند وفقط جزئیات کمی از اسامی و مشخصات را منتشر می  کند. در تاریخ ۵/۱۰/۶۷ تنها مشخّصات ۷۰۰ نفر از اعدام شدگان را به مجامع بین المللی اعلام می کند.
در ۱۵/۱۱/۶۷ تنها مشخّصات و اسامی ۱۵۰۰ نفر را در اختیار دبیرکل سازمان ملل قرار می  دهد. در ۴/۲/۶۹، کاظم رجوی به تبعیت از پارلمان اروپا، تعداد زندانیان اعدامی را ۹۰ هزار نفر بعد از پیروزی انقلاب بیان می کند! نیز مسعود رجوی در ۱/۱/۷۱ در تلگرامی به دبیرکل سازمان ملل از اعدام ۱۰۰هزار نفر تاکنون در ایران خبر می  دهد!(همان، ص۳۹۶) نماینده شورای ملی مقاومت در ۲۲/۱۱/۷۷، آمار۳۲۰۰ نفری می  دهد. مسئول شورای مقاومت در ۲۸/۱۱/۷۷ از ۳۰ هزار نفر کشته شده خبر می  دهد. با این همه آمارهای متفاوت، مسعود رجوی در نامه به پاپ در ۱۱/۱۲/۷۷، فقط آمار و اسامی ۳۲۰۸ نفر را بیان می کند. طبعاً با توجه به اغراق ها و بزرگ نمایی سازمان و دستگاه آمارسازی آنها، این اعداد نمی تواند مورد تأیید باشد.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد زندانیان سیاسی اعدام‌شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده است. سازمان مجاهدین نیز از آمار ۲۰۰۰ نفری سازمان عفو بین الملل می  گوید. آیت الله منتظری نیز تعداد اعدامی ها را ۲۸۰۰ یا ۳۸۰۰ بیان می  کند.۲ نیز هاشمی رفسنجانی به نقل از آقای علی شوشتری، معاون قضایی و جانشین مسئول سازمان زندان‌ها، تعداد اعدام شدگان را حدود ۱۷۰۰ نفر عنوان می‌کند. باید دقّت نمود که این تعداد بر فرض صحت، هنوز تقریباً به میزان یک دهم شهدا و قربانیان ترورهای کور منافقین از طبقات مختلف مردم ایران است.
نیز جالب توجه است که هم زمان و «در همان شرایطی که حکم امام (ره) رسید تا منافقینی که بر سر موضع پافشاری دارند اعدام شوند، حدود ۷ هزار نفر را در کنار آن داریم که آزاد شدند» ولی رسانه های معاند با بی توجهی و به طور عمدی از کنار این گستره آزاد شدگان می گذرند و فقط به محکومان اعدام می  پردازند. آغوش باز جمهوری اسلامی و پناه دادن به توّابین و جدا شدگان از اردوگاه منافقین نیز امری بی سابقه یا کم سابقه در تاریخ سیاسی جهان است که باز توسط بنگاه رسانه ای غربی ها سانسور شده است.
نکته مهم دیگری که نباید مورد غفلت قرار بگیرد، این است که بنابر فرآیند تکمیلی «هیئت‌های عفو»، «فرمان توبه تشکیلاتی» منافقین و «وجود تعداد قابل توجهی از آزادشدگان در بین کشته‌شدگان مرصاد»، افراد باقیمانده در زندان‌ها، منافقین لجوجی بودند که هنوز بر موضع نفاق خود پایبندی داشتند.
به عبارت دیگر در تابستان ۱۳۶۷ دیگر کسی از منافقین به خاطر مسائل قابل چشم‌پوشی در زندان نمانده بود و هیئت عفو آقای منتظری پیش‌تر افرادی را که ذره‌ای قابلیت تخفیف و آزاد شدن را داشتند، از زندان آزاد نموده بود. قبلاً بیان شد که بنابر خاطرات آقای منتظری، حداقل ۶ هزار نفر از محکومین به اعدام، مورد عفو قرار می  گیرند که طبعاً بسیاری از آنها منافقین بوده اند. در واقع زندانیان باقیمانده، افراد اصلی تشکیلاتی و یا فعالینِ نظامی سازمان بودند که قبل، حین و یا بعد از عملیات دستگیر شده بودند و حتی با «سیاست درهای باز» هیئت عفو آقای منتظری هم قابلیت آزاد شدن نداشتند و به معنای حقیقی کلمه «تروریست» بودند که همچنان راه غلط و التقاطی قبلی خود را ادامه می دادند و بر موضع نفاق خود و محاربه با نظام اسلامی پای می فشردند. جالب است که این افراد باز مورد ترحّم او هستند و آقای منتظری با ساده اندیشی تمام، از منطق داشتن آنها و لزوم گفت‌وگو با آنها صحبت می کند!
ــــــــــــــــــــ
۱- خاطرات آیت الله منتظری، ج۱، صص۳۸۸-۳۸۶؛ آیت الله طالقانی بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان در زندان با صدور فتوایی «نشست و برخاست و حشر و نشر و همکاری با کفار از جمله کمون مارکسیست ها و کسانی که از این قماش اند» را حرام اعلام نمود و درباره سازمان مجاهدین خلق نوشت: «مجاهدین نیز اگر از ایدئولوژی سال ۱۳۵۰ استغفار نکنند، زندگی و حشر و نشر با آنان نیز حرام است.»(سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد ساواک، ج۱۶، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، ۱۳۹۳، ص۳۵۲؛ سند شماره۱۰۶۶۳/۳۸۱ ۲۳/۹/۳۵.).
۲- خاطرات آیت الله منتظری، ج۱، صص۶۲۰ و ۶۲۷. این اختلاف زیاد آماری با وجود این که وی خاطرات خود را «به دفعات مورد بازبینی و اضافات لازم» (خاطرات آیت الله منتظری، ج۱، ص۴۹) قرار داده است، جای تأمّل دارد!

منبع : کتاب روزگار قائم مقامی_ روزنامه کیهان ۱ شهریور ۱۳۹۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *