تاریخ حجت الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی

درس امام به مدعیان نوظهور مرجعیت+سند

امام از هرگونه حرکتى که شائبه آینده‏سازى براى خویشتن داشته باشد سخت گریزان بود و ازاین رو نمی‌خواست کارى را که علماى طراز اول نجف انجام داده‏‌اند، تقلید کند و از این راه، خود رادر ردیف آنان قراردهد و این از روح خداجویى، سلوک عرفانى و تهذیب نفس امام ریشه می‌گیرد،چنانکه در شب سه‏شنبه ۱۲ خرداد ماه ۴۹ وقتى خبر درگذشت حکیم به نجف رسید، بنا به گفته آقاى حاج شیخ عبدالعلى قرهى، امام آن شب را نخوابید و شب را به دعا و تفکر گذراند و صبحگاهان پس از اداى نماز، نامبرده را به حضور طلبید و فرمود: به دوستانم بگویید من راضى نیستم در این کشمکش‏هایى که در سطح حوزه‏ها بروز خواهد کرد، وارد شوند و به نفع من
بخواهند کارى انجام دهند. امام در نامه‏اى که همان روزها براى فرزندش حاج سید احمد به ایران
می‌فرستد نیز همین موضوع را توصیه می‌کند.

این متن نامه‌ای است که امام خمینی قدس سره پس از رحلت آیت‌الله‌حکیم به فرزندشان مرحوم سید احمد خمینی دادند؛ زمانی که مقلدین ایشان به دنبال مرجعی جدید می‌گشتند و همان‌طور که از متن نامه پیداست نه تنها ایشان به دنبال مطرح کردن خود نبودند بلکه اطرافیان را نیز از این کار بر حذر می‌داشتند.

سیره زعمای دین و مراجع حقیقی تقلید برای عموم حوزویان درس اخلاقی زنده است. درسی که متأسفانه برخی مدعیان‌نوظهورمرجعیت به آن التفاتی ندارند و در زمان حیات اساتید خویش به چاپ عمومی رساله می‌پردازند و به دنبال مقام و منصب می‌گردند و همین مقام‌طلبی بهترین دلیل برای عدم صلاحیت ایشان برای مرجعیت است که البته با هوشیاری نخبگان‌حوزوی و مراکز متعهدی هم‌چون جامعه مدرسین هیچ‌گاه به این جایگاه مقدس نخواهند رسید.

متن آن نامه چنین است:

بسمه تعالى

احمد عزیز، ان‏شاءاللّه‏ تعالى سلامت باشید. حال من بحمداللّه‏ خوب است و کسالت
مزاجى ندارم؛ البته کسالت روحى زیاد است.

لازم است تذکر دهم که ممکن است در این اوقات در آنجا مسائلى مربوط به مرجع طرح
شود یا خداى نخواسته کشمکش بین جوان‏ها شروع شود، شما و تمام دوستان اینجانب باید
از این مسائل برکنار باشید و یک کلمه دخالت نکنید؛ چنانچه در اینجا نیز همین امر را
سفارش داده‏ام؛ البته اثبات و نفى‏اى نباید داشته باشید.

تأیید و توفیق شما را خواستارم و از اینکه بحمداللّه‏ اشتغال دارید مسرورم و از مدرس
شدن شما هم مشعوفم؛ خوب کارى است. از اول همان طور که درس مى‏خوانى و مباحثه
مى‏کنى تدریس هم بکن ولو براى یک نفر. ان‏شاءاللّه‏ تعالى موفق باشید. والسلام.

پدرت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *