دیگر رسانه‌ها کتاب

سیری در تاریخ جنایات سازمان منافقین-۶

آزادی‌عضو مرکزیت سازمان «پیکار» به دستور آقای منتظری

سید مرتضی بختیاری دادستان سابق تهران می  گوید:
«یکی از مسائل ما در قوه قضاییه همین بحث توبه‌های تاکتیکی بود که تشخیصش بسیار سخت  و در عین حال پیچیده بود. بعضی از اینها که عضو بودند اما اطلاعات شان را به دست نیاورده بودیم بعدها با کمک شهید لاجوردی می‌فهمیدیم عضو اصلی هستند…چقدر از همین‌هایی که توبه تاکتیکی کردند و عفو خوردند، وقتی آمدند بیرون عوض شدند و چقدر هم داشتیم که رفتند در جبهه شهید شدند یعنی هر دو صورت را داشتیم.»
حجت الاسلام مبشری، قاضی دادگاه های دهه شصت و همکار شهید لاجوردی در مورد سابقه رفتار آقای منتظری در مورد آزادی زندانیان می گوید:
«یک دفعه هم ملاقات گرفتیم و دسته جمعی با بازرس‌ها و آقای لاجوردی رفتیم آن جا. بچه ها واقعاً کارهای شاقی کرده موسی خیابانی و‌اشرف ربیعی و دار و دسته‌شان را از بین برده بودند که در جایگاه خودش مثل فتح خرمشهر بود و از این جهت واقعاً شایسته تحسین بودند.
بچه‌ها آمدند قضیه را شرح بدهند که آقای منتظری گفت: جمع کنید! جمع کنید! اینها را من می‌دانم. بچه‌ها انگار که یخ زدند. اصلاً برایش اهمیت نداشت که اینها چه کار بزرگی را انجام داده اند…مگر بدون حمایت امام (ره) می‌شد این طور قاطعانه با منافقین برخورد کرد؟ یک مورد من رفتم پیش آقای منتظری و گفتم آقا! اینها توی زندان هم که می‌آیند تشکیلات به هم می‌زنند و دارند همه جا را به آشوب می‌کشند. جواب داد: مسئله‌ای نیست. زمان شاه هم بوده است!
آخر اگر زمان شاه هم بوده است، شاه تسلط داشت و همه دنیا با او بودند. اینها در دوره شاه چیزی نداشتند. پنج تا کلت داشتند که چهارتایش شلیک نمی‌کرد؛ اما حالا در روز روشن با خمپاره و آر.پی.جی و توپ ۱۰۶ دارند ساختمان‌ها را می‌زنند. شما الآن را با زمان شاه مقایسه می‌کنید؟ اینها دارند نظام را می‌خورند.
ایشان محکم می‌زد به گردنش و می‌گفت: نکشید، به گردن من! آن وقت می‌رفتیم خدمت امام (ره) و یک روحیه‌ای به ما می‌دادند عجیب. ایشان می‌فرمودند: شما در حقیقت قاضی نیستید. قاضی خداست و خدا هم حکم اینها را صادر کرده، شما تعیینِ مصداق می‌کنید. و می‌فرمودند: بترسید از این که در مقابل اینها کوتاه بیایید. ما از امام (ره) روحیه می‌‌گرفتیم.»
بر اساس کتاب خاطرت آقای منتظری به نقل از آیت الله محمدی گیلانی، حداقل ۶ هزار نفر از محکومین به اعدام توسط هیأت عفو و یا دادگاه عالی قضایی که در قم تحت نظر آقای منتظری تأسیس شده بود، مورد عفو قرار می  گیرند که برخی از آنها از اعضای منافقین بودند. سید حسین موسوی تبریزی دادستان کل وقت در این باره می گوید:
«امام پس از نامه هایی که آقای منتظری برای ایشان نوشت، اجازه تشکیل یک هیأت به ایشان داد تا وضعیت زندان ها و زندانیان را در سراسر کشور بررسی کنند و پس از آن حداقل ۲ یا ۳ بار لیستی از زندانیان که توسط این شورا تهیه شده و مورد تأیید آیت الله منتظری قرار گرفته بود، توسط امام خمینی(ره) مورد عفو قرار گرفتند.»
به عنوان نمونه می توان از آزادی «نوشین نفیسی» با اصرار آقای منتظری یاد کرد. وی از اعضای مرکزی سازمان مجاهدین بود که با نام تشکیلاتی «ثریا» به همراه همسرش با نام مستعار حسین و نیز بهمن محمودی با نام مستعار سیاوش، اعضای رهبری جناح انقلابی پیکار را تشکیل می دادند. «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر»، پس از تغییر ایدئولوژی سازمان در آذر ۵۷ تشکیل شد و در آشوب های کردستان و خوزستان نقش جدی داشتند. نوشین نفیسی در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد اما با دخالت های آقای منتظری در اقدامی نادر از مجازات نجات یافت و در نهایت آزاد شد! دادستان وقت کشور(آقای یوسف صانعی) در تاریخ ۲۵/۹/۶۳ در نامه ای به آیت الله موسوی اردبیلی، رئیس دیوان عالی کشور و رئیس شورای قضایی، چنین می نویسد:
«با توجه به سیاست کلی فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری در رابطه با افراد وابسته به گروهک ها و زندانیان و با توجه به عنایت خاص ایشان به جناب آقای دکتر نفیسی(پدر نوشین نفیسی)… درجه تخفیف برای محکومه نوشین نفیسی صبیه آقای نفیسی درخواست می شود: ۱- مجازات اعدام او به پانزده سال زندان…»
در همین زمینه می‌توان به نامه پر از درد حجت الإسلام عباسعلی اختری امام جمعه سمنان،‌اشاره نمود که آزادی دو مفسد فی الأرض آن هم با تأیید آقای منتظری را این‌گونه روایت می کند:
«…مسئولان قضایی بی درد کشور، حکم عفو دو مفسد فی الارض(طبق تعبیر حاکم شرع پرونده) را تنفیذ و اظهار شده که به تایید قائم‌مقام معظم رهبری و هیات عفو رسانده‌اند. در صورتی که جرم های متعدد و مکرر آنها دل هر مسلمانی را به درد می آورد تا چه رسد به کسی که به رهنمود این مسئولان و برای این نظام یک یا چند جگر گوشه را قربانی کرده است…»
رویه نادرست و انتقاد برانگیزِ آقای منتظری، توسط امام (ره) نیز مورد اعتراض واقع شد:
«آن چه مسلّم است و مایه تأسّف، حسن ظن جنابعالی به اعمال و افعال و گفته ها و‏‎ ‎‏نوشته هاست که به مجرد وصول به شما، ترتیب اثر می دهید و در مجامع عمومی صحبت‏‎ ‎‏می کنید و به قوه قضائیه و غیره سفارش می دهید. و من از شما، که دوست صمیمی سابق و‏‎ ‎‏حال من هستید و مورد علاقه ملت، تقاضا می کنم که با‌اشخاص صالح آشنا به امور کشور‏‎ ‎‏مشورت نمایید، پس از آن ترتیب اثر بدهید، تا خدای نخواسته لطمه به حیثیت شما، که‏ برگشت به حیثیت جمهوری است، نخورد. آزادی بی رویّه چند صد نفر منافق، به دستور‏‎ ‎‏هیأتی که با رقت قلب و حسن ظنشان واقع شد، آمار انفجارها و ترورها و دزدی ها را بالا‏‎ ‎‏برده است؛ «ترحم بر پلنگ تیز دندان ـ ستمکاری بود بر گوسفندان».»
منافقین در عراق
نکته مهم آن است که این اقدامات در حالی صورت می  گرفت که مجاهدین خلق(منافقین)با استقرار در عراق۱، به هم فکری و همکاری نظامی با صدام پرداخته،برخی نیروهای نفوذی را در صفوف رزمندگان ایرانی رخنه دادند و موجب شکست برخی عملیات‌ها و شهادت بسیاری از رزمندگان ایرانی شدند و یا در «ارتش آزادی بخش ملّی» به خیانت پرداختند.۲

۱- ارتباط سازمان با عراق از سال ۵۰ آغاز می گردد و برخی افراد سازمان در بغداد آموزش های نظامی می  بینند. بعد از انقلاب نیز در جریان حوادث سال ۶۰، رادیو مجاهد در عراق مستقر می  شود و رابط بین اعضا می  باشد. پس از دستگیری بسیاری از اعضای سازمان در سال های ۶۰ و ۶۱، اعضای باقی مانده از طریق کردستان، وارد عراق می  شدند. رجوی نیز در خرداد۶۵ به بهانه تحت فشار قرار گرفتن از سوی دولت فرانسه، وارد عراق می  شود و اردوگاه‌اشرف در شمال بغداد به همراه سلاح، به آنها واگذار می  شود. منافقین در کنار ارتش عراق در جنگ علیه ایران، بیش از ۱۰۰ عملیات نظامی علیه مواضع نیروهای ایرانی شکل دادند. براساس آمار حفاظت اطلاعات ستاد مشترک سپاه تا تاریخ
۳۰/ ۳/ ۶۷ سازمان جمعاً ۸۴ مورد عملیات ایذایی یا تک های هماهنگ شده علیه واحدهای جمهوری اسلامی انجام داده که در این میان توانسته صدها نفر از رزمندگان را شهید و مجروح نماید و خسارات زیادی به جمهوری اسلامی وارد نماید.(«بررسی شکست سازمان مجاهدین خلق در عملیات فروغ جاویدان»، پایان نامه کارشناسی ارشد، محمد رضا شبانی، استاد راهنما: دکتر حسین حسینی، دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، ۱۳۷۹، ص۵۷.)
۲- محمد حسین سبحانی از مسئولان اسبق اطلاعاتی و امنیتی سازمان در این زمینه می گوید:«…استخبارات عراق، از طریق مهدی ابریشم چی، پرسش های اطلاعاتی مورد نیاز ارتش عراق را در مورد شناسایی محل پل ها، تأسیسات آب و برق، کارخانه ها و مراکز اقتصادی و نظامی ایران به مسعود رجوی می  داد و سپس رهبری سازمان نیازهای اطلاعاتی استخبارات عراق را به ستاد اطلاعات ارجاع می  داد. ستاد اطلاعات نیز بعد از کار اطلاعاتی بر روی سؤالات، اقدام به تهیه پاسخ های آن می کرد… شبکه شنود، یکی از منابع جاسوسی و کسب اطلاعات برای رژیم صدام حسین بود و شبکه های بی سیمی و مخابراتی ایران را در جبهه های جنگ، مانیتور و شنود می  کرد. اعضای سازمان در این بخش، پیام های رمز فرماندهان ارتش و سپاه را به دلیل آشنایی به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی با رمز گشایی کشف می کردند.»(روزهای تاریک بغداد، محمد حسین سبحانی،کانون آوا، آلمان، ۸۳، ص۳۰۴ و ۳۰۶.)

منبع روزنامه کیهان ۲۶ مرداد ۱۳۹۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *