تازه ها حجت الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی خبر

اولین تحریف گر تاریخ ابلیس بود

بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی در نشست «تحریف ظالمانه»:
اولین تحریف‌گر؛ ابلیس بود/ ترور سفید امام از زمان جوانی ایشان آغاز شده بود/ تحریف‌گری هاشمی رفسنجانی: امام بینش سیاسی نداشت/  امروز سعی می‌کنند امام را اهل زد و بند معرفی کنند/مصیبت سکوت در برابر تحریف‌گری رئیس جمهور/دولت می‌خواهد دست‌آورد مردمی امام از بین برود/ لزوم تشکیل مجموعه حوزوی مقابله با تحریف امام

رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی با تبیین ریشه‌های تاریخی تحریف امام و اقسام آن گفت: یکی از توطئه‌های دولت خراصون (دروغ‌پردازها) این است که خط و راه امام را به طور کلی از یادها حذف کند، راه ایشان را به بن‌بست بکشاند، فکرها و اندیشه‌ها را بر خلاف آنچه که امام در جامعه حاکم کند، منحرف سازد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی شام‌گاه شنبه یازدهم خرداد؛ در نشست «تحریف ظالمانه؛ واکاوی پروژه تحریف امام در رسانه‌های داخلی و خارجی» حضور پیدا کرده و به ایراد سخن پرداختند. اخبار این همایش که با استقبال اساتید متعهد، طلاب حوزه علمیه قم و عموم علاقه‌مندان به راه و مکتب امام برگزار شد با حضور خبرنگاران از طیف‌های مختلف سیاسی مخابره شد.
هم‌اکنون متن کامل سخنرانی تاریخ‌نگار انقلاب اسلامی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی جهت تبیین هرچه بیش‌تر خط امام و مقابله با تحریف‌گران راه ایشان منتشر می‌شود:

رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و اخلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
مقدمه
قبل از هر سخن تقاضا دارم برای عرض ادب به پیشگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام رحمت الله علیه از جا برخیزیم و فاتحه‌ای بخوانیم نثار روح شهدای اسلام به ویژه شهدای انقلاب اسلامی بالاخص شهدای مراکز علمی اجماعا صلوات. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و همچنین عرض تبریک عید پیش‌روی فطر.
تشکر می‌کنم از عزیزانی که دلسوز امام و انقلاب و تاریخ هستند و از تحریف تاریخ رنج می‌برند و زمینه این جلسه و مراسم را فراهم ساختند تا در زمینه مقابله با تحریف و خطری که تحریف در پیش دارد تصمیمی گرفته شود. موضوعی که به من واگذار شده است در مورد ریشه‌های تحریف و انواع تحریفاتی است که راجع به امام صورت می‌گرد.
ریشه‌های تاریخی تحریف
در مورد زمینه‌ها و ریشه‌های تاریخی تحریف باید  گفت که اولین تحریف‌گر، ابلیس بود. او با شیوه‌ای بسیار فریبنده نهی الهی از خوردن میوه ممنوعه را که پیشتر خداوند نسبت به آن به آدم و حوا هشدار داده بود، دگرگون ساخت و تحریف کرد. به بیان قرآن : ﴿ وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَهِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ (اعراف: ۲۰) [و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز [براى] آنکه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره] جاودانان شوید!] شیطان آسیبی را که در این درخت نهفته بود به گونه‌ای جلوه داد و تحریف کرد که گویا به نفع آنهاست و از همین جا اولین ضربه را به آدم و بنی‌آدم وارد. کرد. بنابراین اولین تحریف از سوی ابلیس واقع شده است. پس از آن هم کسانی که از توحید و خداپرستی زیان می‌دیدند و آن را با خودپرستی، مقام‌پرستی و شیوه طاغوتی خود مغایر می‌دیدند به تحریف روی‌ آوردند. بت‌پرستی چیزی جز یک تحریف علیه خداپرستی نبود. آنقدر بت‌پرستی را در تاریخ رواج دادند تا خداپرستی ضعیف گشته و تحت‌الشعاع قرار گیرد و درنتیجه نتواند جامع را به سوی کمال پیش‌ ببرد.
زمانی‌ که حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرعونیان را از بین برد و توحید را در جامعه حاکم نمود، دشمن به حربه دیگری روی آورد و زمینه را برای تحریف دیگری فراهم نمود و آن اینکه مردم را به گوساله پرستی سوق دادند و گفتند خدایی که موسی شما را به پرستش آن فرا می‌خواند همین گوساله است! زمانی که بت‌پرستان و گردن‌کشان عرب نتوانست بعثت پیامبر را در هم بشکنند، به تحریف روی آوردند و سعی کردند با تحریفی همچون مسجد ضرار از پیشرفت اسلام جلوگیری کنند. پس از رحلت رسول خدا(ص) نیز دیدم که شعار «حَسُبنا کِتابُ الله» را سر دادند و از این طریق تحریفی کمرشکن را بر جامعه حاکم نمودند. زمانی که معاویه نتوانست در مصاف نظامی امیرالمؤمنین(ع) را شکست دهد از طریق تحریف ایشان را تحت فشار قرار داد که مسئله خوارج از نتایج همین تحریف بود.
از طرف دیگر به راه انداختن روحیه انزوا طلبی، گوشه‌گیری و ذکر و وردهای خشک و صوری نیز از جمله برنامه‌های تحریف بود که در جامعه آن روز به راه افتاده بود. آنچنان که نقل شده است روزی امیرالمؤمنین امام علی(ع) از مسجدی عبور می‌کردند، مشاهده فرمودند مردمی جمع شده مدام حسرت می‌خورند و در مورد عده‌ای «خوشا به حالشان» می‌گویند. فرمودند چه خبر است؟! گفتند اینجا جمعی از اولیاء الله جمع شده‌ و تصمیم گرفته‌اند در مسجد بمانند و کاری به دنیا نداشته و تنها به عبادت و ذکر خداوند مشغول باشند. حضرت(ع) شلاق برداشت و آنان را از مسجد بیرون نمود و به آنان دستور داد به سراغ کسب و کار بروند و فرمودند: «لا رهبانیه فی الاسلام» [در اسلام رهبانیتی نیست]
حتما ماجرای نان و انار را شنیده‌اید. بنا بر آنچه نقل شده است امام صادق(ع) از جایی گذر می‌کردند و مشاهده کردند مردم دور فردی جمع شده و مدام دست و پای وی را بوسیده و از او تبرک می‌جویند. پرسیدند این شخص کیست؟ گفتند یکی از اولیاءالله است که ترک دنیا نموده و هفته‌ای یک بار از غار خود بیرون آمده و مردم برای تبرک و التماس دعا به سراغ وی می‌روند. حضرت در کناری ایستادند تا زمانی که مردم از کنار وی متفرق شدند و او را تعقیب نمودند.[آن فرد] به یک نانوایی رفت و دور از چشم  صاحب آن دو قرص نان برداشت. به راه خود ادامه داد تا اینکه از یک میوه فروشی دو عدد انار نیز برداشت و همچنان رفت تا اینکه به خرابه‌ای رسید و آنان را به یک نابینای زمین‌گیر که در آنجا زندگی می‌کرد داد و پس از آن راه غار را در پیش گرفت. امام صادق (ع) از مرد پرسید آیا با آن نانوا و میوه‌فروش شریک است که پاسخ شنید خیر و او آن میوه‌ها را دزدیده است. امام(ع) فرمودند که این کار حرام است اما آن عابد غارنشین از نام و نشان ایشان پرسید و وقتی فهمید ایشان فرزند رسول خداست گفت علی رغم آنکه ایشان پیغمبرزاده است اما علم کمی دارد سپس به این آیات قرآن اشاره کرد که : ﴿ مَن جَاء بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَهِ فَلاَ یُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا (انعام: ۱۶۰) [هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر کس کار بدى بیاورد جز مانند آن جزا نیابد] این گونه من ۴۰ ثواب بردم و ۴ تای آن را به صاحبان نان و انار خواهم داد و ۳۶ تا برای خودم باقی است! امام(ع) فرمودند مادرت به عزایت بنشیند! این آیه را هم بخوان که خداوند فرموده است: ﴿إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (مائده: ۲۷) [خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد.] خب این هم نوعی از تحریف بود.
تحریف‌های صورت گرفته در گذشته نه چندان دور
در گذشته‌های نزدیک خود نیز می‌بینیم که جریان‌هایی از قبیل شیخیه، صوفیه، بهائیت، بابیت، کسروی‌گری و وهابیت از سنخ همان تحریفی بود که جریان‌های شیطانی برای مقابله با اسلام داشته‌اند. در میان سنی‌ها وهابی‌گری و در میان شیعیان بابی‌گر و بهائی‌گری را ترویج کرده و از این طریق ضربه‌های سنگینی وارد آوردند. پس از آن یعنی زمانی که فراماسون‌ها بازیگر صحنه شدند، انحراف جدایی دین از سیاست و اسلام منهای روحانیت که بسیار خطرناک می‌باشد، ترویج شد. گویا بنیان‌گذار این انحراف سرهنگ آخوندف می‌باشد که فردی به کلی ملحد و منکر خداست. وی کتابی علیه اسلام و مقدسات اسلامی نوشت. این کتاب به حدی حاوی اهانت زشت، ناروا و زننده نسبت به اسلام، مقدسات و شخص پیامبر اکرم(ص) می‌باشد که در آن زمان هیچ کس جرأت انتشار آن را به خود نمی‌دهد و او برای انتشار آن حتی به مصر و عثمانی سابق نیز رفت اما آنچنان کتابش مشحون از بی‌شرمی، وقاحت و اهانت بود که حتی در آنجا نیز نتوانست این کتاب را چاپ کند. وی بیان داشته است خداوند انسان را نیافرید بلکه این انسان بود که از روی ترس خدا را آفرید.
او علی‌رغم این اهانت‌ها و الحاد صریح، پروژه پروتستانتیزم اسلامی را در همین کتاب مطرح می‌کند! به گفته وی بایستی تحولی در جهان اسلام پدیده آمده و بساط تقلید جمع گردد و آیا مگر ما میمون هستیم که تقلید کنیم؟! همچنین بیان می‌دارد که ما بایستی خود قرآن را مطالعه کرده و آنچه را لازم می‌دانیم استفاده کنیم. او اصولا اسلام منهای روحانیت و بعدا جدایی دین از سیاست را ترویج کرده است.
در سال ۱۳۳۹ یعنی دوره‌ای که شخص بنده در حوزه حضور داشتم، کم نبودند کسانی که در حوزه با تمسک به سکوت یا بهتر است بگوییم ادعای سکوت أئمه(علیهم السلام أجمعین) در برابر طواغیت، روش سکوت، بی‌تفاوتی و دوری از سیاست و حکومت را ترویج می‌کردند. یکی از همین افرادی که اکنون جزو اساتید محسوب می‌شود و در آن زمان مقلد آیت الله گلپایگانی بود، پس از آغاز نهضت امام(ره) به راه افتاده بود و همه جا می‌گفت: «چه کسی گفته است باید مبارزه کرد؟! چرا أئمه‌ای مانند امام باقر(ع)، امام صادق(ع)و امام موسی بن جعفر(ع) مبارزه نکردند؟!» و این گونه جنجال و سر و صدایی به پا کرده بود. این تفکر و در واقع این تحریف حتی در حوزه‌ها ریشه دوانده و جا افتاده بود.
تحریف امام
مهمترین مسئله در زمینه تحریف امام این است که بدانیم چه نوع تحریف‌هایی علیه ایشان صورت می‌گیرد و در نتیجه قابلیت مقابله با آنها را پیدا کنیم. در مورد امام(ره) این تحریفات صورت گرفته است:
۱- تحریف عامدانه شخصیت: که به صورت مفصل آن را توضیح خواهیم داد.
۲- تحریف عامدانه مکتب، خط و راه ایشان که همین نیز چند نوع دارد.
۳- تحریف عامدانه برخی از دیدگاه‌های امام و نه همه آن. برخی به طور کلی با مکتب امام مشکل ندارند بلکه سعی می‌کنند دیدگاه‌هایی که برای آنها مشکل ایجاد می‌کند تحریف کنند و بگویند که این سخن امام نیست.
۴- تحریف عامدانه موضع‌گیری‌ها و عملکردهای امام
۵- تحریف شخصیتی، فکری و انتقادی از سوی کسانی که با درک محدود خود سعی در معرفی امام دارند و متاسفانه از این طریق ضربه سهمگینی به امام وارد می‌کنند.
تحریف شخصیت امام
به چند نوع می‌توان یک شخصیت را تحریف نمود.:
۱- ترور سفید
۲- زیر سوال بردن مواضع
۳- تحریف در لباس تعریف
ترور سفید
تحریف اول در اصطلاح سیاسیون به ترور سفید معروف بوده و مراد از آن این است که تا حد امکان فرد مورد نظر را به شدت مورد انتقاد قرار داده و وی را بدنام کنند. این نوع تحریف از همان دوران جوانی امام آغاز شده بود. از خاطراتی همچون آب کشیدن کوزه‌ای که فرزند ایشان از آن آب نوشیده صرفا به این دلیل که ایشان فلسفه تدریس می‌کردند تا اینکه گفته شود ایشان اساسا اعتقادی به اسلام ندارند! از مرحوم آیت الله شیخ مجتبی تهرانی شنیدم زمانی که کتاب دعای سحر یا کتابی دیگر [تردید از بنده است] به دست شیخ مهدی اصفهانی رسید و آن را مطالعه کرد، گفت: «نه! مثل اینکه این شخص به اسلام اعتقاد دارد! مسلمان است!» از این دست تهمت‌ها و افترائات را می‌توان بر شمرد تا همانند دروغ‌پردازی‌هایی که بعدا در دوران مبارزه علیه ایشان شکل گرفت همچون اینکه از عبدالناصر پول گرفته است یا اینکه ایشان هندی است یا وابسته به انگلیس می‌باشد و چیزهای دیگری که شما هم مطلع می‌باشید. در ترور سفید سعی می‌شد که شخصیت امام به طور کلی نابود شود و وی فردی نعوذ بالله خائن و فاسد شناسانده شود.
زیر سوال بردن مواضع
تحریف دوم در حیطه شخصیت این بود که امام از منظر عقلی، علمی، مسائل اجتماعی یا به هر نحو دیگر زیر سوال رود. زمانی که نهضت ایشان اوج گرفته و به شدت در مورد خطر اسرائیل و صهیونیسم تاکید داشتند، ناگهان شاهد بودیم که موجی عجیب از سوی تمامی مراکز از جمله حوزوی، سیاسی، محافل مذهبی و غیر مذهبی با این شعار شروع شد که «الکفر مله واحده» یعنی کفار همگی سر و ته یک کرباسند! و معنا ندارد که امام انگشت خطر را به سمت صهیونیسم نشانه رود.
همچنان که نوع اول تحریف یعنی ترور سفید غالبا توسط دشمن به صورت خاص دنبال می‌شد و هدف از آن بی‌آبرو بی‌اعتبار ساختن امام بود، نوع دوم یعنی زیر سوال بردن مواضع ایشان حتی توسط خودی‌ها نیز انجام شده است. افرادی همانند آقای هاشمی رفسنجانی مواضعی از این قبیل داشته‌اند. او می‌گوید «ما بنی‌صدر را شناخته بودیم. به امام می‌گفتیم که او را عزل کند اما از آنجایی که ایشان در جامعه نبود و اطلاعی نداشت، از بنی‌صدر حمایت می‌کرد!» هرچند خوشبختانه بنی‌صدر در خاطرات خود به صراحت نوشته است زمانی که وی قصد داشت برای ریاست‌جمهوری نامزد شود به دیدار امام رفت اما امام به او فرموده‌اند که او صلاحیت ندارد! امام در نامه خود مورخ ۶ فروردین ۱۳۶۸ آورده‌اند «والله قسم من به ریاست‌جمهوری بنی‌صدر رأی ندادم» (صحیفه امام، ج۲۱، ص۳۳۱) حال یک دوست نادان (یا هر چیز دیگر که در تاریخ روشن می‌شود) این گونه قضاوت کرده است که امام بینش سیاسی نداشته و او بهتر می‌فهمیده است! این کار زیر سوال بردن امام از منظر فکری و عقلی بود که نمونه‌های بسیاری را می‌توان برای آن شمرد.
از منظر فقهی و علمی نیز زمانی که امام(ره) حکم جواز بازی با شطرنج را دادند، در همین حوزه عملیه، یکی از اساتید گفت: «[بالاخره] ما هم فردی درس‌خوانده هستیم! این فتوا مبنای فقهی ندارد!» مدتی بعد زمانی که امام در پاسخ به آقای غدیری گفتند که پیش از ایشان آیت الله سید احمد خوانساری نیز چنین نظری داشته است، همین فرد گفت: «امام چقدر آدم هوشیاری است!» خب این فرد ابتدا می‌گفت که حرف امام مبنای فقهی ندارد! حال به همین راحتی از کنار این نسبت ناروای خود به ایشان می‌گذرد در حالی که باید بر سر خود می‌زد!
یا در موردی دیگر زمانی که امام فرموده بود که یک موی کوخ‌نشینان از همه کاخ‌نشینان بیشتر می‌ارزد. یکی از بزرگان حوزه که خداوند او را رحمت کند گفت که این سخنی کمونیستی است؛ امام باقر سرمایه‌دار بود و ثروت داشت! اگر کتاب خاطرات اقای منتظری را مطالعه کنید به موارد فراوانی از این قبیل بر خواهید خورد.
تحریف در لباس تعریف
نوع سوم تحریف شخصیت از طریق تحریف در لباس تعریف رخ می‌دهد. این نوع تحریف فکر بسته، ناآگاهی و نادانی پدید می‌آید و فرد در خیال خود در حال تمجید از امام است. مثلا این خاطره را نقل می‌کنند و  می‌گویند امام هنگامی که از طرف آیت الله بروجردی به درباربرای ملاقات با شاه رفت، وارد تالار شد و مستقیما رفت و روی صندلی شاه نشست. فکر می‌کنند این تعریفی از امام است که ایشان را فردی نشان دهند که اهل مقررات نیست، به آداب و اصول توجه ندارد و سرش را پایین انداخته و هر جایی می‌رود! در حالی که امام مؤدب به آداب بود. یا اینکه گفته می‌شود ایشان در ملاقات با آقای بروجردی استکانی را به دیوار زده است! اساسا ما در ملاقات‌های میان مراجع بزرگ، چه امام و چه دیگران با علما، هیچ نمونه‌ای از این قبیل نداریم که در گفتگوهای خود به گونه‌ای غیر مؤدبانه، با توپ و تشر با یکدیگر سخن گفته باشند! امام پیش از آنکه تبعید شوند، جلسات مرتبی با دیگر مراجع در شب‌های یکشنبه داشتند و حتی سرزده نزد مراجعی می‌رفتند که در این جلسات شرکت نمی‌کردند.
به عنوان مثال آیت الله گلپایگانی حاضر نبودند در این جلسات شرکت کنند. روزی امام بین الطلوعین دق الباب کرد و با آیت الله گلپایگانی به صحبت نشست و در این گفتگوها یک کلمه تشر و تندی در میان نبوده است. یا در ملاقات میان امام و آیت الله حکیم در نجف اشرف، ایشان به صورتی بسیار حساب شده و محترمانه بحثی را مطرح نمودند. اما دشمن این جلسه را این گونه تحریف می‌کند که آیت الله حکیم در اثنای این دیدار عصبانی شد و نسبت به امام تندی به خرج داده و گفت: «تو چه کاره‌ای؟! مگر تو امام حسین شده‌ای؟!» و مزخرفاتی از این قبیل! این‌ها تحریفاتی هستند که در جهت زیر سؤال بردن امام صورت می‌گیرد.
تحریف شخصیت امام در حال حاضر
امروزه نیز سعی می‌کنند امام را اهل زد و بند، بند و بست، اهل بده بستان و مذاکرات پنهان و پشت پرده معرفی می‌کنند. نمونه بارز چنین تحریفی را در کتاب «الف لام خمینی» می‌توان دید. هر جا کلمه‌ای یافته‌اند از اینکه امام در زندان یا در دوران حصر با یکی از مقامات حکومتی ملاقات داشته است، تلاش نموده القا کند آنچه میان آنها گذاشته است جای سوال دارد و مشخص نیست؛ اما پیداست که مسائلی رد و بدل شده است! این عبارت‌پردازی‌ها برای این است که امام را از منظر راستی و صداقت زیر سؤال برند و بگویند که ایشان در پشت پرده بده بستان داشته است.
تحریف خط امام
تحریف خط امام با شیوه‌های مختلفی انجام می‌گیرد:
۱- افراطی جلوه دادن ایشان: یکی از آنها این است که شخص ایشان را فردی افراطی جلوه دهند. مثلا ایشان را انسانی مستبد، تندرو و لجباز القا کنند.
۲- ناهمخوان جلوه دادن خط ایشان با شرایط امروز
۳- غیر عملی نشان دادن سخنان ایشان و استناد به برخی وقایع
نوع دوم تحریف خط ایشان این است که حرف‌ها و خط ایشان را با شرایط امروز ناهمخوان جلوه دهند و بگویندکه شاید حرف‌های ایشان در زمان خودشان قابل درک و اجرا بود اما اکنون شرایط دیگری حاکم است و سخنان اما قابل اجرا نبوده و باید به موزه تاریخ برده شود. یا اینکه از ترفند دیگری استفاده کرده و بیان می‌دارند اما یک فقیه و مجتهد بود و تا زمانی که زنده بود، فتاوای ایشان برای افراد معتبر بود اما اکنون از دنیا رفته‌اند و دیگر تبعیت از ایشان وجهی ندارد زیرا با از دنیا رفتنش حرف‌هایش نیز با خودش دفن می‌شود! بسیار روی این تحریف پافشاری می‌کردند که نظریات ایشان پس از فوتشان نمی‌تواند برای جامعه امروز قابل اجرا باشد!
نوع سوم تحریف مکتب و راه امام، غیر عملی نشان دادن سخنان ایشان و تسلیم ایشان در برابر واقعیت‌هاست. تحریف‌کنندگان به مواردی نیز استناد می‌کنند. می‌گویند مگر امام قائل نبود که اما اگر صدام و آمریکا را ببخشیم، از سعودی‌ها نمی‌توانیم بگذریم؟! اما در عمل دیدیم که در نهایت دستور دادند با رژیم سعودی در مورد رفتن مردم به حج مذاکره کنند و این نشان می‌دهد که سخنان ایشان عملی نبود! صد البته چنین شبهاتی جواب قانع کننده دارد و اینها چیزی جز سفسطه بازی نیست. یا در موردی دیگر به این گفته امام استناد می‌کنند که ایشان می‌گفت: «جنگ، جنگ تا رفع فتنه در جهان» اما می‌بینید که ایشان آتش‌بس را پذیرفت!
تحریف عملکردها و موضع‌گیری‌های امام
برخی از تحریفات به دنبال این هدف است که نشان دهد امام عملکرد و موضع‌گیری‌هایی داشته اما نسبت به آنها پشیمان شده است. مثلا در مورد این جمله امام که فرموده بودند: «مصدق مسلم نبود» می‌گویند که فلانی رفت و با امام صحبت کرد. امام نیز در نهایت گفت که اشتباه شده و مصدق مسلمان است! یا ایشان از تعیین صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع دادگاه‌های پس از انقلاب به منظور محاکمه مجرمین، بسیار اظهار پشیمانی کرده‌اند! سعی فراوانی شده است تا نشان دهند امام از این قبیل کارها بسیار پشیمان بوده است.
تحریف بر پایه درک و فهم ناقص
متاسفانه این نوع تحریف نیز بسیار صورت گرفته است. در همین کتاب «الف لام خمینی» و دیگر نوشته‌ها آمده است که علت عدم مخالفت امام با اصلاحات ارضی این بود که می‌ترسید کشاورزان را علیه ایشان تحریک کرده و آنها به خانه ایشان حمله و آن را بر سرشان خراب کننند! به همین دلیل ایشان جرأت ابراز مخالفت نداشتند! یا تحریفی دیگر بیان شده است که ایشان به روحانیونی که با ملاکین در ارتباط بودند پیام داده‌اند به خانه ایشان رفت و آمد نکنند تا باعث بدنامی ایشان نشود! یا در موردی دیگر هنگامی که شاه فردی به نام بهبودی را به عنوان نماینده خود برای توضیح لوایح شش‌گانه نزد امام خمینی(ره) می‌فرستد، امام می‌گوید که بحث ایشان این نیست و بحث این است که قرار بوده شاه دیگر به ما ارتجاع سیاه نگوید! متاسفانه این تحریف نیز در کتاب «الف لام خمینی» و به نقل از یکی از آقایان که خاطراتش مشحون از تردید و خدشه است آورده شده است.
مقابله با تحریف
من فکر می‌کنم اگر ما می‌خواهیم به شیوه‌ای درست و موثر با این تحریفات مقابله کنیم باید چند برنامه را حتما به کار بگیریم. نخست شناختن خط امام است و من این ادعا را با اطلاع و آگاهی عرض می‌کنم که بسیاری از ما خط امام را نشناخته‌ایم و این به نوبه خود مصیبت بزرگی است. ما آثار و پیام‌های امام را مطالعه نکرده و از آن اطلاع نداریم و در نتیجه نمی‌توانیم به درستی دفاع کنیم. زمانی می‌توان از خط، فکر و راه شخصی دفاع کرد که فرد راه آن شخص را به خوبی شناخته باشد. اگر به این مهم توجه نشود ممکن است نتوانیم به گونه‌ای مطلوب از امام دفاع کنیم یا حتی بدتر از این، راه برای سوء استفاده دشمن نیز فراهم شود. امروز دشمن به قدر وقیح شده که بی‌شرمانه و صریح می‌گوید کلام امام امروز به درد ما نمی‌خورد.
همین آقای رئیس‌جمهور در بهمن سال ۱۳۹۵ به مرقد امام رفت و شخصی هم که عنوان یادگار امام را یدک می‌کشد در کنارش ایستاده بود. رئیس‌جمهور گفت: «ما نباید مانند مشتی متحجرین، خودمان را به کلمات بی‌روح امام محدود کنیم! باید ببینیم اگر امام امروز در میان ما بود چه کار می‌کرد.» اولا کلمات و کلام امام را بی‌روح خواند! بی‌روح یعنی مرده! ثانیا چه کسانی از این کلمات پیروی می‌کننند؟ مشتی متحجر! جالب اینجاست که آب از آب تکان نخورد و کسی در اعتراض به سخنان رئیس‌جمهور چیزی نگفت و مصیبت دقیقا همین است!
یکی از توطئه‌های دولت خراصون این است که خط و راه امام را به طور کلی از یادها حذف کند، راه ایشان را به بن بست بکشاند، فکرها و اندیشه‌ها را بر خلاف آنچه که امام در جامعه حاکم کند، منحرف سازد. اگر امام به این ملت آگاهی بخشیده است، این آگاهی بایستی از مردم گرفته شود! اگر ملت را شجاع، باغیرت و با شهامت بار آورده است، مردم را به بی‌غیرتی و بی‌تفاوتی بکشاند زیرا به غیر از راهی برای استیلاء و حکومت سیاست فریبنده بند و بست، تسلیم و سازش ندارد. آنها صریحا در کتاب ایران و جهانی شدن این را نوشته‌اندکه باید انقلاب را از خیابان‌ها به محافل دیپلماسی برد! مردم چه کسانی هستند که در این مورد اختیار داشته باشند؟!
اینکه می‌بینید در هر سخنرانی به مردم اهانت می‌کرد برای این بود که آنان به تدریج زده شده و به کنار روند در حالی که بزرگترین خدمت و دست‌آورد امام این بود که ملت با دولت همراه و هم‌فکر باشند. آنها می‌خواهند این دست‌آورد به کلی از بین برود و نه دولت به مردم کاری داشته باشد و نه مردم به دولت و همانند زمان شاه مردم بی‌اعتنا شوند تا هر کاری که خواستند انجام دهند.
مصیبتی که این دولت برای اسلام و روحانیت به بار آورده این است که روشی را در پیش‌گرفته که من نمی‌توانم آن را غیر عمدی بدانم. این دولت با دروغ، فریب‌کاری و حقه‌بازی سعی کرده تا مردم را به طور کلی نسبت به روحانیت بدبین کند؛ زمانی که مردم نسبت به روحانیت بدبین شوند، به دیانت نیز بدبین خواهند شد و در نتیجه از دین بر خواهند گشت. قرآن چه زیبا می‌گوید: ﴿قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ (ذاریات: ۱۰) [مرگ بر دروغ‌پردازان!] اگر ما تا به امروز نمی‌دانستیم چرا خداوند متعال دروغ‌گویان را در قرآن نفرین کرده است، امروز برای ما روشن است! این دولت با دروغ‌گویی و فریب‌کاری، با ریاکاری و دورویی ضربه‌ای به اسلام، روحانیت و انقلاب وارد کرده که جبران ناپذیر است.
هدف اول این دولتِ خرّاصون، امام است اما با شیوه‌ای شیطانی این کار را می‌کنند. اعلام می‌کنند که حتی برای آب‌ خوردن نیز باید با آمریکا همراه بود! تصور می‌کردند که با این شعارها و تبلیغات، هم مردم را از صحنه بیرون می‌رانند و هم برای آمریکا فرش قرمز پهن می‌کنند. اما ﴿وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ [آل عمران: ۵۴] نقشه او با هوشیاری مقام معظم رهبری که مانند دیدبانی همیشه بیدار، درصحنه حضور دارد به باد رفت و اجازه ندادند این شیطنت‌ها راه به جایی پیدا کند.
او آنقدر بی‌سواد و بی اطلاع است که در روز عید مبعث حضرت رسول اکرم(ص) گفت: «دین اسلام دین جنگ نیست و با آن مخالف است!» مقام معظم رهبری ناچار شدند در همان جلسه غلط او را اصلاح کنند؛ ظاهرا این آیه را در رد این نظر خواندند که﴿فَقَاتِلُواْ أَئِمَّهَ الْکُفْرِ (توبه: ۱۲) [با پیشوایان کفر بجنگید] ما در قرآن این آیه را به روشنی داریم که ﴿إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنیَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف: ۱۳) [حقیقتا ‏خداوند کسانى را که در راه او صف در صف -چنانکه گویى بنایى ریخته شده از سرب‏اند- جهاد مى‏کنند دوست دارد] اساس قرآن پر است از آیاتی که دلالت بر جنگ و دفاع می‌کنند. حال می‌توان دریافت که وی چقدر ناآگاه بوده و تا چه میزان از قرآن و اسلام بی‌اطلاع است! او  به ائمه اطهار علیهم السلام نسبت‌های ناروا می‌دهد و آنها را اهل زد و بند معرفی می‌کند! معلوم است چنین فردی می‌تواند کشور را دچار چه ضربات و بلاهایی کند.
متاسفانه ما یعنی روحانیت نیز به وظیفه خود عمل‌ نکرده‌ایم. اگر روحانیت در صحنه حضور داشت و ابوذرها و عمارها یعنی فریادگران اسلام، در صحنه بودند، محال بود چنین افرادی بتوانند بر این کشور مسلط شوند. برخی هم مدام این سخن عوامانه را تکرار می‌کنند که چرا مقام معظم رهبری کاری نمی‌کند؟! فکر می‌کنند که ایشان باید همانند یک دیکتاتور، مردم، رأی و انقلاب آنها را نادیده بگیرد و به این فرد بگوید برو کنار! خب در این صورت که این حکومت اسلامی نخواهد بود و همان شاهنشاهی می‌شود! مردمی که به چنین فرد خائنی رای داده‌اند، بروند و رایشان را پس بگیرند!
اگر مقام معظم رهبری او را کنار بگذارد چه خواهند گفت؟! خواهند گفت: «ما از اول گفتیم که حکومت اسلامی و ولایت فقیه همان دیکتاتوری است زیرا ولی فقیه رای ۲۳ میلیون نفر از مردم را زیر پا گذاشت!» رهبری کاملا آگاه و هوشیار هستند. امام در باره بنی‌صدر نیز دقیقا همین کار را کردند. بر اساس همین کج‌اندیشی و فهم غلط است که فردی مانند هاشمی رفسنجانی می‌گوید نزد امام می‌رفته و تقاضای عزل بنی‌صدر را می‌کرده است اما امام بنی‌صدر را نمی‌شناخت! برخلاف گفته هاشمی، امام به خوبی بنی‌صدر را می‌شناخت و می‌دانست که وی راه و خطش از راه و خط اسلام و انقلاب جدا بوده و فردی لیبرال است و لیبرالیستی فکر می‌کند. اما ۱۱ میلیون نفر از مردم به او رای داده بودند و تا وقتی که مردم به خیابان‌ها نیامدند تا رأیشان را پس بگیرند، امام حاضر نشد او را کنار بزند. اما چرا هاشمی رفسنجانی خواستار زیر پا گذاردن رای مردم بود؟ چون او قرآنی و الهی فکر نمی‌کرد.
ضرورت تشکیل مجموعه حوزوی مقابله با تحریف امام
تشکر می‌کنم، انشاالله امیدوارم اینگونه جلسات ادامه پیدا کند و زمینه‌ای بشود ما بتوانیم در زمینه تحریف تاریخ یک گام عمیق، علمی و همه‌جانبه برداریم و دشمن اگر دریابد که در حوزه علمیه قم کسانی هستند که در مقابل دروغ پردازی‌ها تحریف‌گری‌ها وارونه نویسی‌ها مقابله و افشاگری می‌کنند اینقدر راحت تاخت و تاز نمی‌کنند و این همه تحریف نمی‌کنند مَثَل معروفی است که می‌گوید «در بیابانی که شیر نباشد گرگ می‌گوید من عبدالکریم‌ام.»
اینها که اکنون در جامعه مثل کتاب الف لام خمینی  اینگونه بی‌پروا اهانت می‌کنند، تحریف می‌کنند و دروغ می‌نویسند برای این است که فکر می‌کنند کسی نیست جواب بدهد. ما اگر بتوانیم یک مجموعه عمیق، استوار، پایدار و بامطالعه درجهت مقابله با تحریف به وجود بیاوریم بهترین راهی است که می تواند جلوی بسیاری از تحریفات را بگیرد.  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *