تازه ها خبر

حزب الدعوه الاسلامی

حزب الدعوه الاسلامی

در طول تاریخ معاصر، اکثریت شیعه در عراق همواره تحت ظلم و سیطره حکام قرار داشته‌اند؛ به ویژه طی جنگ هشت‌ساله عراق با جمهوری اسلامی ایران، دستگیری، شکنجه و اعدام شیعیان مخصوصاً رهبران شیعی در سطح گسترده‌ای از سوی رژیم بعثی صدام‌حسین رخ داد و هزاران نفر شهید، تبعید یا اخراج شدند.

با این حال حکام عراق طی سال‌های پس از استقلال از گسترش و حاکمیت تفکر شیعیان در این کشور نگران بوده و تلاش نموده‌اند رهبران شیعه را به هر نحو ممکن کنترل کنند یا از میان بردارند. یکی از رهبران مؤثر شیعی در عراق سید محمدباقر صدر بود که طی همکاری اطلاعاتی رژیم صدام‌حسین با سایر دول عربی ربوده و از صحنه اجتماعی و سیاسی عراق حذف گردید. در واقع حاکمان عراق بر قدرت نافذ شیعیان واقف بوده و اقدامات مؤثری جهت کنترل و تضعیف آن به عمل آورده‌اند.

شیعیان عراق دارای سازمان‌های سیاسی، فرهنگی ریشه‌دار و محکم‌ی در عراق هستند. این سازمان‌ها دارای رهبری فرهمند، ایدئولوژی سیاسی و سازمانی، عمق ژئوپلتیک، حامی بین‌المللی، سابقه مبارزاتی و مداومت تاریخی می‌باشند. یکی از این احزاب که در تأسیس آن شهید محمد باقر صدر نقش مهمی ایفا کرد حزب الدعوه می باشد.

این حزب را می‌توان پیشتازترین و قدیمی‌ترین جریان سیاسی- اسلامی شیعیان عراق برشمرد. این حزب نخستین تشکل سیاسی تأثیرگذار و مهم شیعی بعد از انقلاب ۱۹۲۰ در عراق بود و تولد و تأسیس آن نیز به بحران گرایش‌های اسلامی عراق از دوره انقلاب ۱۹۲۰ تا سال ۱۹۵۸، یعنی سال تأسیس رسمی حزب الدعوه برمی‌گردد.[۱] از جمله مسائل و بحران‌هایی که محرک‌های اصلی تشکیل این حزب بودند عبارت‌اند از: آگاهی‌های محدود نسبت به بحران گرایش‌های اسلامی عراق در محافل حوزه‌های علمیه در دهه ۱۹۵۰ و در نتیجه شکل‌گیری و کوشش‌های بیدارگرانه جدید برای خطاهای انقلاب ۱۹۲۰ و پیامدهای آن؛ رواج مقوله جدایی دین از سیاست در بیشتر محافل دینی شیعه و منطق انفعال در جهان اسلام و در نتیجه درون‌گرایی حوزه‌های علمیه؛ رشد ناسیونالیسم عرب و فعالیت جریان مارکسیستی در سایه انفعال گرایش‌های اسلامی و شکل‌گیری پراکنده جنبش‌های اسلامی در جهان اسلام مانند اخوان‌المسلمین و در نتیجه افزایش آگاهی‌های شیعیان عراق.[۲]

در پیامد مجموعه عوامل فوق، برخی از روحانیون و شخصیت‌های شیعی عراق با درک مخاطرات فکری و سیاسی برای اسلام شیعی ضرورت انسجام فعالیت‌های دینی- سیاسی منظم را مطرح کردند. در نتیجه حزب الدعوه به عنوان جریان شیعی مهم با مشارکت شخصیت‌هایی مانند شهید سید محمدباقر صدر، صالح الادیب، آیت‌الله سید مرتضی عسکری و آیت‌الله قاموسی و شهید سید مهدی حکیم شکل گرفت.[۳]

نکته در خور توجه آنکه «حزب‏الدعوه» در دوران مبارزاتی امام خمینی آقاى خویى را به عنوان اعلم معرفى کرد و فتواى اعلمیت او را از سیدمحمدباقر صدر گرفت، لیکن دیرى نپایید که روابط حزب با آقاىخویى به تیرگى گرایید و اینجا بود که این حزب، یکباره تشخیص داد که آقاى سیدمحمدباقرصدر «اعلم من فى‏الارض» است و از این رو، به تمام اعضا و هواداران حزب دستور داد که از آقاىخویى برگردند و براى تقلید به آقاى سیدمحمدباقر صدر رجوع کنند![۴]

حزب الدعوه مبارزاتی جدی در مقابل رژیم بعث داشت و با فروپاشی این رژیم و آغاز روند جدید دولت- ملت‌سازی در عراق، با مشارکت در عرصه سیاسی قدرت با شرایط عینی و وضعیت عملی روبه‌رو شد. بر این اساس بود که با توجه به شرایط و تحولات جدید و مقتضیات قومی و مذهبی عراق رویکردی عمل‌گرایانه در پیش گرفت و به عنوان جریانی اصلی در رقابت قدرت در این کشور در سه دوره متوالی با نخست‌وزیری ابراهیم جعفری و نوری مالکی، ریاست دولت را بر عهده گرفت. بخش عمده موفقیت حزب الدعوه ناشی از همکاری و هم‌گرایی آن در قالب ائتلاف گسترده شیعی، روابط و تعاملات با مرجعیت شیعه، بهره‌گیری از فضای روابط گروه‌های شیعی به خصوص اختلافات دو گروه عمده دیگر شیعی، یعنی مجلس اعلای اسلامی و جریان صدر، درک شرایط اجتماعی و سیاسی عراق، تلاش برای کارآمد و فرافرقه‌ای نشان دادن خود، انعطاف‌پذیری و تعاملات مثبت با گروه‌های داخلی و بازیگران خارجی بوده است.[۵]

[۱]. علی‌اکبر اسدی، «شیعیان و اسلام‌گرایی در عراق پس از صدام؛ جریان‌ها و رویکردها» (مجموعه مقالات)، خاورمیانه (۸)، ویژه اسلام‌گرایی و بیداری اسلامی، ابرار معاصر تهران، ص۱۲۰. ص۱۱۵.

[۲]. همان

[۳]. سید حسین موسوی و عادل ادیب، حزب الدعوه اسلامی عراق (پیشینه تاریخی و اندیشه سیاسی)، تهران، پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه، ۱۳۸۳، ص۱۲-۸.

[۴]. مطرح کردن اعلمیت آقاى خویى از طرف «حزب‏الدعوه» جنبۀ تاکتیکی داشت. دعوه‏اى‏ها با پشتیبانى از مرجعیتآقاى خویى، تلاش کردند که مقام و موقعیت والاى امام در برخى از کشورهاى عربى را تضعیف کنند و در واقع از آقاىخویى به عنوان چماقى در برابر امام بهره گرفتند! و آنگاه که در این تاکتیک تا پایه‏اى کامیاب شدند و از گرایششیعیان عرب به امام تا آنجا که توانستند پیشگیرى کردند و خطر نفوذ و قدرت امام در میان عرب‏ها تا پایه‏اى کاهشیافت! آقاى خویى را نیز پاکسازى کردند! و رهبر حزب را به عنوان «مرجع اعلم» مطرح کردند!(نهضت امام خمینی چاپ هشتم۱۳۹۲.  جلد دوم  ص ۸۱۰)

[۵] . فصلنامه پانزده خرداد  دوره سوم، سال دهم، زمستان ۱۲۹۱ شماره ۳۴ ص ۲۰۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *