تازه ها حجت الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی خبر

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین استاد سید حمید روحانی در جمع طلاب تاریخ پژوه در قم

خطر ظهور نوشریعتمداری‌ها در قم

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین استاد سید حمید روحانی در جمع طلاب تاریخ پژوه در قم

به گزارش سایت بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی قم٬ تاریخ نگار انقلاب اسلامی چهارشنبه گذشته؛ ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ در میان طلاب تاریخ‌پژوه حضور یافتند و سخنان مهمی را ایراد نمودند. بخشی از این سخنان را می‌خوانیم:

ایام متعلق است به بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها این موهبت عظمی را به حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و به شما سربازان آن حضرت تهنیت و تبریک عرض می کنم. و از خداوند منان مسألت دارم که به همه ما توفیق عنایت کند که از پیروان راستین آن حضرت و همه پیشوایان اسلامی باشیم.

تاریخ تکرار می شود

گفته می‌شود که تاریخ تکرار می شود و تاریخ اینگونه تکرار می شود که ما از تاریخ درس نمی گیریم. اگر از ملت ها در هر عصری و در میان هر نسلی آنگونه که باید و شاید از تاریخ درس بیاموزند حوادث ناگوار دوباره تکرار نمی شود. اما متاسفانه به مصداق آیه شریفه «لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب» آن خردمندی و آن آگاهی وقتی وجود نداشته باشد٬ انسان از سرگذشت گذشتگان نمی تواند عبرت بگیرد.

ظهور نوشریعتمداری‌ها

روزگار ما اینگونه شده که در هر عصری باید یک شریعتمدار[ی] داشته باشیم. وقتی نهضت امام آغاز شد و مبارزه اوج گرفت دستگاه سازمان امنیت با شگردهای مختلفی سعی کرد با دست روحانیون راه امام را بی رهرو سازد و از مسیر منحرف سازد. یکی همین بود که شریعتمداری آمد به صحنه که بله باید اول سعی کنیم که از نظر علمی حوزه را تقویت کنیم بنیه حوزه از ناحیه علمی باید تقویت شود تا بتوانیم حرفهای مان را پیش ببریم ما الان از نظر علمی ضعف داریم. بعد یک مثالی زد که یک طلبه ای رفته بود در یک روستایی تبلیغ و بعد با سپاه دانش آنجا بحثش شده و سپاه دانش گفته این طرف کره زمین که ما هستیم آن طرف کره زمین هم آدم هایی هستند بعد این طلبه به او گفته که اگر آن طرف هم آدم هایی باشند باید بیفتند! بعد این را می گفت [و بر این مبنا شاهد می گرفت] که ما چقدر از حیث علمی عقب هستیم. پس باید همه جمع شویم و کار فکری و علمی بکنیم. با اعلامیه با تظاهرات و به اصطلاح امروزی ها کف خیابان نمی شود کاری را پیش برد. باید علم داشته باشیم عالم بشویم اندیشمند بشویم و دارالتبلیغ تشکیل داد و آن بساط اختلافی که در حوزه ایجاد کرد ۱۵سال قبل از پیروزی انقلاب ایشان در دارالتبلیغ علم مخالفت با راه امام را بر افراشت و هیچ عالمی و دانشمندی را تحویل نداد فقط یک بازی برای مقابله با حرکت امام بود. این مساله که بله حرکتهای کف خیابانی تعبیر می‌کردند که بچه هایی که کف خیابان مشت گره می کنند٬ تظاهرات می کنند اینها کارهای بچه گانه و بی ارزش است. این یک طریق بود که سعی کردند راه امام را بی رهرو سازند.

تخطئه امام توسط متحجرین برای مبارزه با صهیونیسم

یک مسأله دیگر که رویش علم شنگه به پا کردند وقتی که امام علیه رژیم صهیونیستی و آمریکا و خطر این جهانخواران به شدت تاکید داشتند و هشدار می دادند٬ یک دفعه موجی ایجاد شد که «الکفر مله واحده» یعنی اینکه چرا امام می آید [می گوید] آمریکا آمریکا اسرائیل اسرائیل همه کفار سر و ته یک کرباسند.

این هم یک مساله ای بود که امام در یک اعلامیه جواب دادند که من از کلمه «الکفر مله واحده» که از سوی سازمان ها به سر زبانها افتاده متأسفم این بر خلاف نص آیه قرآن است.

احساس خطر استکبار از تجمعات طلاب

موضوع سوم آن کسانی که الان در حوزه نان انقلاب را می خورند و از اساتید! هستند و استاد کذا راه افتاده بودند اینجا و آنجا که این روش امام با موازین کار ائمه معصوم نمی سازد امام صادق چرا این کار را نکرد امام باقر چرا این کار را نکرد امام زین العابدین چرا این کار را نکرد و از این حرفها و دائما بحث و جدل … و امروز هم می بینیم که همین روش دارد دنبال می شود. از یک طرف می‌گویند که مسأله کف خیابان و این کارها دور از شأن روحانیت است و اصلا علمی نیست و باید کار علمی شود مسأله تجمع طلاب حضور طلاب در صحنه؛ این خیلی برای استکبار جهانی و عوامل آن خطرناک است دریافته اند که روحانیون؛ اگر روحانیون به انزوا کشیده نشوند و در صحنه حضور داشته باشند خیلی نقشه ها را نمی شود پیاده کرد باید اولین کاری که کرد این باشد که حوزه در خاموشی مرگباری فرو رود همانطور که در  ۲۵مرداد۹۷ آن حرکت حماسی طلاب عزیز ما چقدر وحشت و اضطراب برای عده ای از افراد مرموز ایجاد کرد و این تجمع اخیر هم نگران کرده بعضی ها را.

فکر می کنند با چهار کلمه اصطلاحی که یاد گرفتند دیگر عالمند حال آنکه این علم نیست این اصطلاحات جز برای بدبختی و روسیاهی بشر و اینکه دچار خودپرستی و خودخواهی شود و بت نفس چنان بر او غلبه کند که نعوذبالله کارش به شرک کشیده شود [چیز دیگری ندارد].لحظه ای که حالت احتضار فرا رسید شیطان بگوید که یا باید سجده کنی یا همه را از تو می گیرم آن وقت معلوم می شود که آیا این شخص می تواند [یا نه.] و خیلی روایت داریم که می فرماید وقتی که انسان جانش به بلغه الحلقوم می رسد و در حالت احتضار و مرگ هست شیطان می آید و هر چیزی را که او به آن علاقه دارد به او می گوید این را از بین می برم. مثلا کسی که به مال و جواهرات و پولش تکیه کرده و می بالد او همه را غارت می کند و می برد یا اینکه سجده کند. یا آن کسی که به بچه هایش خیلی علاقه دارد صحنه برایش درست می کند چاقو می گذارد به گلوی بچه اش که الان سر بچه ات را می برم یا بر من سجده کن حالا اگر کسی مثلا کتابی هم نوشته باشد کتاب را آتش می زند کسی که به علمش می بالد که مثلا استاد حوزه و ازاساتید و چهار کلمه اصطلاح یاد گرفته آن وقت اینجاست که اگر خدای نخواسته انسان دچار خودخواهی و خودپرستی باشد بت نفس اینجا ظاهر می شود در نتیجه آدم مشرک از دنیا می رود. علم این نیست همان «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء»؛ علم آن است نه اینکه حالا چهارتا کلمه یاد گرفته. باز اگر انسان یک مقدار شعور و عقل داشته باشد یک بررسی و نگاهی بکند که نهضت امام با همین جلسات علمی پیروز شد یا با همین نیروهای امام که در کف خیابان بودند؟ چگونه انقلاب به پیروزی رسید؟ کسانی که در حوزه ها نشسته بودند و بحث علمی می کردند  یا مثل اقای شریعتمداری دارالتبلیغ درست می کردند چکار می کردند چه قدمی برداشتند؟ چه کاری انجام دادند آن روزی که صدام داشت خوزستان را اشغال می کرد بحث علمی می توانست ایران را از اشغال نجات دهد یا همین جوانان کف خیابان بودند که رفتند و کشور را از تجزیه نجات دادند و نگذاشتند خوزستان سقوط کند. آیا امروز که امریکا و اذناب امریکا با همه قدرت به صحنه آمده اند و چیزی نمانده بود که داعش نه تنها عراق و سوریه را اشغال کند وارد کشور ما شود و نوامیس ما را اسیر کند و چنگ بیندازد آیا اینها  که در حوزه نشستند و بحث علمی می کنند اینها توانستند این خطر را دفع کنند یا آنهایی بودند که در کف خیابان اینها بودند که توانستند این خطر را از سر کشور دفع کنند.

روش نوشریعتمداری‌ها را بشناسیم

متاسفانه این شریعتمداری ها در هر عصری در هر زمانی حضور دارند روششان و عملشان همین است که راه امام را راه ائمه معصومین را راه انقلاب را به یک نحوی به انحراف بکشانند حالا امروز چهار اصطلاح علمی یادگرفته فکر می کند این اصطلاح به او چیزی داده اگر واقعا او اسلام شناس بود از این علم استفاده کرده بود به مقام شناخت اسلام رسیده بود روشش غیر از این بود. مانند عزیزانی مثل سعیدی ها و ربانی شیرازی ها می آمد و جانش را کف دست می گذاشت در راه دفاع از اسلام نه اینکه بر مسندش بنازد و ببالد که بیاییم کار علمی انجام بدهیم. این زبان آمریکاست در دهن اینها که دارند همان حرفها را تکرار می کنند و همان چوب لای چرخ گذاشتنی که در نهضت امام بود. از شریعتمداریها شروع کنید تا دیگران چه در ایران چه در حوزه نجف متاسفانه اینها همیشه چوب لای چرخ می گذاشتند سمپاشی می کردند جوسازی می کردند وقتی که امام در نجف اعلامیه می داد حتی کسانی که امام را قبول داشتند و اعتقاد داشتند وقتی اعلامیه می دادیم دستشان و می گفتیم امام اعلامیه داده، اظهار تأسف می کردند وقتی علتش را می پرسیدیم که چرا اظهار تاسف می کنی می گفتند اعلامیه دادن که کار یک مرجع نیست، کار بچه هاست. یک مرجع تقلید باید فتوا بدهد.

دشمن به نوشریعتمداری‌ها امید بسته

این شیوه فکر؛ متاسفانه حالا ما امید داشتیم که اینگونه اندیشه های متحجرانه و واپس گرایانه از بین رفته باشد اما می بینیم که دشمن نمی گذارد. دشمن خوب می شناسد که سراغ چه کسی برود چه کسانی را علم کند و آنهایی را که نقطه ضعف دارند نقطه ضعفشان چیست. این که چهار کلمه یاد گرفته حالا می خواهد آن را به رخ بکشد نه شجاعت دارد نه دلش برای انقلاب سوخته نه انقلابی است چه کار کند پس باید علمش را به رخ بکشد. بیایید همه دور من جمع شوید علمی حرکت کنیم! و اینها بازی های سیاسی است که متاسفانه ضربه می زند و ما باید در مقابلش هوشیار و هوشمند باشیم.

امام علی‌رغم همه این مصیبت ها مانند کوه ایستادند و از اسلام دفاع کردند. اصلا دشمن امام را برد نجف فقط به خاطر همین که او را آنجا دچار اختلاف داخلی کند.  فکر می کرد و درست هم فکر می کرد در حوزه نجف کم نیستند کسانی که با امام از نظر فکری اختلاف دارند آنها هم در مقابل امام قد علم می کنند سر بلند می کنند و امام دچار یک اختلاف داخلی می شود اصلا یادش می رود شاه و آمریکا چیست. اما امام هوشیار بود. از تاریخ خوب درس گرفته بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *