روزهای حماسه

روزهای حماسه و نور _ بخش دوم

گزارش‌های ساواک و شهربانی رژیم پهلوی

  • مقدمه

«انقلاب اسلامی ایران» در بهمن ١٣۵٧ به عنوان یکی از انقلاب‌های بزرگ دنیای معاصر و آخرین انقلاب قرن بیستم در یک بستر تاریخی شکل گرفت. این انقلاب که سبب تغییرات و تحولات اساسی در ایران شد‏، حاصل مبارزات گسترده همه قشرهای جامعه به رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود. این واقعه عظیم به شهر یا منطقه خاصی جغرافیایی اختصاص نداشت بلکه تمام مناطق و شهرهای ایران به سهم خود در این واقعه نقش داشتند و همانا ملتی با دست‌های خالی و تنها با اتکا به نیروی الهی و با وحدت کلمه در هدف مشترک و در سایه رهبری قاطع به جنگ رژیمی رفت که همه قدرت‌ها و ابرقدرت‌های آن روز از آن حمایت و پشتیبانی می‌کردند. این قیام تاریخی‏، حیرت و شگفتی همگان را برانگیخت و الگویی شد که برای مردم سایر کشورها نوید رهایی و نجات را به همراه آورد تا جایی که حتی موشه دایان، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، انقلاب اسلامی ایران را به زلزله‌ای تشبیه کرد که قدرت امواج آن سرزمین‌های تحت حاکمیت رژیم شاه را لرزانده است.

این فصل از انقلاب که پایان رژیم پهلوی و آغازگر انقلاب نه شرقی و نه غربی بود، همچنان با مجاهدت‌ها، ایثارها، فداکاری‌ها، اسارت‌ها، رنج‌ها و شهادت‌ها همراه گشت و در نهایت در زمستان ۵٧ به پیروزی رسید و به راستی زندان‌ها، شکنجه‌ها، قتل‌عام‌ها، چوبه‌های دار و جوخه‌های اعدام نیز نتوانست قهرمانان بزرگ شهادت‌طلب، رهبران روحانی و مردم انقلابی را از این راه بازدارد.

ماه دی به خصوص نیمه اول آن، که یکی از مقاطع بحرانی حیات حکومت پهلوی بود، با تعطیل مدارس به رغم مخالفت رژیم، کاهش استخراج نفت و استعفای جمعی از کارکنان این صنعت، شهادت دکتر کامران نجات‌اللهی، تسلیم بخشی از بدنه ساواک به انقلاب و گستردگی آزادی‌خواهی در همه قشرها از جمله وابستگان درجه یک حکومت، حذف غلامرضا ازهاری از صحنه سیاست به علت بیماری و حادثه تلخ شهر مشهد در نهم دی همراه گشت. در این دوره زمانی تهدید‌ها علیه ساواک به حدی شدت گرفت که ساواک مرکز در بخشنامه‌ای از شعب خود خواست ساختمان‌های این سازمان را تخلیه و در صورت لزوم اسناد و مدارک را از بین ببرند. همچنین افشای اسامی اعضای بلندپایه ساواک و توزیع آن در میان مردم عامل دیگری بود که عقب‌نشینی این سازمان را دوچندان کرد. حمله به خانه، اموال و جان نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی و در برخی مواقع تخریب‏، آتش‌سوزی و کشتن آنها فزونی یافت؛ هر چند که این اقدامات بر خلاف خواست رهبران نهضت بود و احتمال بروز توطئه‌‌ای می‌رفت که بتواند بیش از پیش میان ارتش و مردم شکاف ایجاد کند، اما آیت‌الله طالقانی ضمن آگاهی از این توطئه با صدور اطلاعیه‌ای از مردم خواست تا آرامش خود را حفظ کنند و پس از آنکه موضوع به اطلاع امام رسید، ایشان نیز یادآور شد که جان و مال مردم در آیین اسلام حرمت دارد و نمی‌توان بدون حکم محکمه متعرض آنها شد.

با علنی شدن نخست‌وزیری شاپور بختیار مخالفت‌ها و تظاهرات‌ها بیشتر و موج اعتراضات مردمی افزون‌تر گردید، تا آنجا که یکی از مقامات اسرائیلی -که به منظور بررسی اوضاع ایران به تهران اعزام شده بود- پس از بازدید از این شهر در گزارش خود در روز ١٠ دی نوشت که «کار رژیم شاه تمام است.»

در ١۶ دی اعتصابات ۶٢ روزه مطبوعات به پایان رسید و صف‌های طویلی که در مقابل باجه‌های روزنامه‌فروشی تشکیل می‌گردید، گاه منشأ اعتراضات مضاعف می‌شد و مأموران با حمله به این صف‌ها شماری شهید و مجروح بر جای گذاشتند.

دهه سوم دی‌ با آغاز مخالفت‌های علنی ارتش همراه بود. نظامیان آشکارا در محوطه پایگاه‌ها تظاهرات می‌کردند و خواستار برپایی جمهوری اسلامی به رهبری امام بودند. روز ٢۶ دی، با خروج شاه از ایران، شور و شعفی وصف‌ناپذیر در ایران پدیدار گشت و در روزهای پس از آن مردم بیش از پیش مجسمه‌های شاه را در اکثر شهرها به پایین کشیدند اما روز ٢٧ دی در شهر اهواز مأموران رژیم با وحشی‌گری حادثه تلخی را موجب شدند که بعدها به چهارشنبه سیاه معروف شد. ٢٩ دی که مصادف با اربعین حسینی بود، مردم پس از راهپیمایی‌های تاسوعا و عاشورا‏، این بار نیز راهپیمایی گسترده‌ای را برپا کردند و یکی دیگر از ضربه‌های کاری خود را بر پیکر پهلوی وارد ساختند.

با شروع ماه بهمن اخبار ورود امام در میان مردم و رسانه‌ها منعکس و کمیته استقبال از امام تشکیل شد و مردم گروه‌ گروه عازم تهران شدند. صبح روز ۵ بهمن فرودگاه مهرآباد توسط عده‌ای از نظامیان اشغال شد و در نتیجه پروازی که قرار بود با نام «پرواز انقلاب» امام را به ایران بازگرداند لغو گردید. با بسته شدن فرودگاه‌های کشور به دستور شاپور بختیار، تصمیم امام عوض شد و در روز ۵/١١/ ۵٧ در پیامی به ملت ایران گفت: «از اینکه ایادی اجانب فرودگاه‌های سراسر ایران را به روی من بسته‌اند‏، به ناچار تصمیم گرفتم که روز یکشنبه ٢٩ صفر به کشور برگشته و چون سربازی در کنار شما به مبارزه علیه استعمار و استبداد تا پیروزی نهایی ادامه دهم.»

با این حال در این روز ده‌ها هزار نفر از مردم در میدان آزادی و اطراف فرودگاه برای دیدن امام و شماری  نیز در بهشت زهرا برای شنیدن سخنان ایشان گرد آمدند و پس از آنکه به یقین رسیدند از آمدن امام خبری نیست، با حرکت به سمت دانشگاه تهران تظاهراتی برپا کردند و شعارهایی علیه بختیار سردادند که در پی تیراندازی مأموران عده‌ای شهید و مجروح شدند. در پی این کشتار، روز بعد بختیار در یک مصاحبه گفت: «امیدوارم کشتار دیروز آخرین کشتاری باشد که در این مملکت رخ می‌دهد. ولی باید مردم بدانند که وقتی حمله به تفنگ سرباز می‌کنند یا به یک پادگان حمله می‌کنند، آنها وظیفه دارند از خودشان دفاع کنند.»

در ساعت ٩ صبح ٨ بهمن از سویی شماری از روحانیان در اعتراض به بسته شدن فرودگاه و جلوگیری از بازگشت امام توسط رژیم در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند و با انتشار اطلاعیه‌ای آن را به گوش ملت مسلمان ایران رساندند. دیری نپایید که گروه‌های زیادی از مردم به آنها پیوستند. از سوی دیگر تهران امروز آماج حملات قرار گرفت و رژیم پس از فاجعه ١٧ شهریور، قتل‌عام دیگری به دست دولت طرفدار قانون اساسی به راه انداخت و بختیار با جنایتی که مرتکب شد مهر تأییدی بر بی‌اعتباری خود زد و دشمنی‌اش را با انقلاب اعلام کرد.

روز ٩ بهمن هم‌زمان با گسترش اعتراض‌ها و تحصن طبقات مختلف مردم در دانشگاه تهران، کار به جایی رسید که شاپور بختیار در مصاحبه‌ای مطبوعاتی گفت: «با صدای بلند اعلام می‌کنم که حضرت آیت‌الله هر وقت میل داشته باشند می‌توانند به کشور بازگردند.» این اظهارات هیچ تأثیری در فروکش کردن مخالفت‌ها نداشت و مردم دیگر شهرها نیز به تبعیت از روحانیان تهران دست به تحصن زدند. تا اینکه در آخرین ساعات روز ۱۰ بهمن آیت‌الله دکتر محمد مفتح خبر ورود امام به وطن را به مردم داد.

با اعلام این خبر فضای عمومی تهران و دیگر شهرها تغییر کرد و شور تازه‌ای بر آن حکم راند. در تهران هیجان استقبال از امام چشمگیر بود و هر اندازه که به ساعات پایانی روز ۱۱ بهمن نزدیک‌تر می‌شد، تجلی بیشتری می‌یافت. روز ۱۲ بهمن در حالی آغاز گشت که رهبر انقلاب پس از پانزده سال وارد ایران شد و در میان امواج انسانی، از فرودگاه مهرآباد راهی بهشت زهرا گردید و سخنرانی تاریخی خود را درباره تأسیس دولت و حکومت جدید ایراد کرد. در روزهای بعد دیدارهای روزانه امام شروع شد و از همه مهم‌تر دیدار نیروهای نظامی با امام بود. در چنین حال و هوایی بود که استانفلید ترنر، رئیس سازمان سیا، اعتراف کرد: «پیش‌بینی نکرده بودیم وجود مردی ۷۸ ساله پس از ۱۴ سال تبعید توانسته سازمان‌دهنده یک تشکیلات سیاسی و گردآورنده نیروها باشد. او همچون آتشفشانی عظیم یک انقلاب ملی به راه انداخته است.»

روز ۱۷ بهمن مردم به خواست امام اقدام به برپایی تظاهرات کردند و نخست‌وزیری بازرگان را تأیید نمودند و در روز ۱۹ بهمن به دعوت جامعه روحانیت تهران پس از تاسوعا، عاشورا و اربعین، چهارمین راهپیمایی بزرگ خود را به پا داشتند. در شب ۲۰ بهمن در پی اهانت یکی از سلطنت‌طلبان به امام در پادگان دوشان تپه، هم‌زمان با پخش فیلم ورود ایشان به وطن در تلویزیون، درگیری‌هایی میان افراد نیروی هوایی با گارد به وجود آمد که این درگیری به بیرون از پادگان و در میان مردم نیز کشیده شد و تا صبح روز بعد ادامه یافت. خیابان‌ها سنگربندی شد، ساعات منع عبور و مرور توسط فرمانداری نظامی تهران و حومه افزایش یافت. امام در پیامی به ملت ایران اقدام سران ارتش را خدعه و خلاف شرع خواند. مردم به کلانتری‌ها حمله و برخی از آنها را تصرف کردند و تعدادی از تانک‌های مستقر در خیابان‌ها را به آتش کشیدند. در پایان این روز تهران در اختیار مردم قرار گرفت و صبح روز ۲۲/۱۱/۱۳۵۷ شورای عالی ارتش پس از تشکیل جلسه اعلام بیطرفی کرد و در نتیجه انقلاب اسلامی ایران پس از سال‌ها تلاش و مبارزه به پیروزی رسید. با اعلام خبر بیطرفی ارتش در ساعت ۱۴ از رادیو، امام در دو پیام از مردم خواست تا آمادگی خود را از دست ندهند، به سفارتخانه‌ها حمله نکنند، از غارت، آتش‌سوزی و مجازات خودسر متهمان خودداری کنند و از ویرانی آثار علمی و فنی، صنعتی و هنری و اتلاف اموال عمومی جلوگیری نمایند.

و اما یادآوری چند نکته:

  1. با اینکه مطالب مندرج در روزشمار، برگرفته از گزارش‌های محرمانه ساواک و شهربانی است، لیکن متن تنظیمی به قلم این نویسنده است و در مواردی که لازم بود اصل گزارش آورده شود، متن آن در گیومه قرار گرفته است.
  2. در گزارش‌های محرمانه ساواک و شهربانی تلاش شده است روی واقعیت‌ها و حقایق در رویدادها و جریان‌ها پرده بکشند،‌ اهداف و آرمان‌های مردمی را حتی‌المقدور درز بگیرند، شمار شرکت‌کنندگان را در راهپیمایی‌ها، گردهمایی‌ها و تظاهرات کمتر از حدی که بوده است وانمود کنند، گویا اگر واقعیت‌ها را می‌نوشتند،‌ از دید مسئولان مافوق، موافق یا هوادار انقلاب شناخته می‌شدند!
  3. گزارشگران مقید و مأمور بودند در مورد برخورد خشونت‌آمیز و تجاوزکارانه پلیس با مردم و کشت و کشتاری که به راه می‌انداختند نیز گزارشی واقعی ارائه ندهند و آمار و ارقام کشته‌ها و زخمی‌ها را تا سرحد امکان کمتر از آن حدی که به وقوع پیوسته بود بنمایانند. از این رو، نباید این گزارش‌ها را مطابق با واقع پنداشت و بی‌کم و کاست دانست. با وجود این، از گزارش‌های مذکور می‌توان سرنخی برای پیگیری حوادث و جریان‌هایی که در آن دوره اتفاق افتاده است به دست آورد و از آن بهره برد.
  4. با نزدیک شدن به روزهای پیروزی و افزایش فعالیت‌های مردمی و همچنین شناخته شدن چهره مخوف ساواک در میان مردم و شناسایی برخی از اعضای آن، سازمان اطلاعات و امنیت کشور در سراشیبی محسوسی قرار گرفت در نتیجه گزارش‌ها دچار افت کمی شد و بیشتر گزارش‌های این دوره به نقل از فرمانداری نظامی، پلیس تهران، مطبوعات و برخی از خبرگزاری‌ها آورده شده است.
  5. گزارش‌های ساواک و شهربانی پیرامون حوادث زمستان ۵۷ چندین برابر مطالب روزشماری است که در فصلنامه آورده شده است. که به علت تراکم مطالب و مقالات در این شماره و محدودیت فصلنامه برای درج همه آن گزارش‌ها ناگزیر به تلخیص شدیم. از این بابت از خوانندگان عزیز پوزش می‌خواهیم و امیدواریم متن کامل این گزارش‌ها را در آینده نزدیک به صورت کتاب در اختیار آنها قرار دهیم.

مطالب پیش رو بخشی از مقاله روزهای حماسه و نور به کوشش معصومه مرادپور است که در شماره ۱۸ فصلنامه ۱۵ خرداد در سال ۱۳۸۷ چاپ شده است.  بخش اول این مقاله که به بررسی وقایع دی ماه ۱۳۵۷ می پرداخت در روزهای قبل در اختیار تاریخ پژوهان گرامی قرار گرفت و امروز بخش دوم این مقاله که شامل روزشمار بهمن ۱۳۵۷ می باشد خدمت عزیزان ارائه می شود.

 

یکشنبه ١/١١/١٣۵٧- ٢١ ژانویه ١٩٧٩- ٢٣ صفر ١٣٩٩

ـ شماری از مردم شیروان به منزل شخصی به این دلیل که ساواکی است حمله کردند که در نتیجه مأموران اقدام به تیراندازی کردند که در پی آن ۱۰ نفر مجروح شدند و یک نفر به شهادت رسید.

دو‌شنبه ۲/۱۱/۱۳۵۷- ۲۲ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۳ صفر ۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش مطبوعات از ساعت ۹ الی ۱۳، شماری از مردم رضائیه با مأموران درگیر شدند. نظامیان به ساختمان دادگستری حمله کردند و گنبد مسجد اعظم را به توپ بستند و در نهایت عده‌ای شهید و مجروح شدند. روزنامه آیندگان تعداد شهدا و مجروحان را ۱۵ نفر گزارش داد و روزنامه اطلاعات شمار شهدا را ۵ نفر اعلام کرد (پس از پیروزی انقلاب در سالگرد این حادثه، تعداد شهدا ۸ نفر و مجروحان ۱۸ نفر گفته شد).

ـ در پی ربوده شدن یکی از روحانیان خوی و شهادت وی توسط چماق‌داران و به دنبال آن ناآرامی‌های روز گذشته این شهر، در ساعت ۱۷ شماری از گروه‌های موافق و مخالف با هم درگیر شدند که در نهایت ۲ نفر مجروح شدند و یک نفر به شهادت رسید.

سه‌شنبه ۲۰/۱۰/۱۳۵۷ – ۲۳ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۴صفر ۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش ساواک در ساعت ۴:۱۰، زندانیان شهربان اهواز با نزاع ساختگی و ایجاد آتش‌سوزی قصد فرار داشتند که بر اثر تیراندازی مأموران ۲ نفر کشته و ۶ نفر زخمی شدند. خبرگزاری پارس شمار مجروحان را ۷ نفر اعلام کرد. زندانیان سپس با گروگان گرفتن دو نفر از مأموران اعلام کردند که تصمیم دارند با دادستان استان، دو نفر روحانی، خبرنگاران کیهان و اطلاعات و فرماندار نظامی صحبت کنند و در نهایت پس از مذاکره با این افراد و اعلام خواسته‌های خود مأموران را آزاد کردند.

ـ در ساعت ۴:۱۰، زندانیان رضائیه ضمن ایجاد آتش‌سوزی در زندان دست به شورش زدند که در نتیجه تیراندازی مأموران ۴ نفر کشته و ۶ نفر مجروح شدند. زندانیان پس از گروگان گرفتن دو نفر از مأموران و مذاکره با دادستان استان، دادستان ارتش، سه نفر از روحانیان و خبرنگاران کیهان و اطلاعات، گروگان‌ها را آزاد کردند و به سلول‌های خود بازگشتند.

چهار‌شنبه ۴/۱۱/۱۳۵۷ – ۲۴ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۵ صفر ۱۳۹۹

ـ صبح امروز حدود ۲۰هزار نفر از مردم تهران، در اطراف فرودگاه تهران گرد آمدند و با فریادهای زنده‌باد خمینی به حضور نظامیان که فرودگاه را اشغال کرده بودند، اعتراض داشتند. در میان این جمعیت شماری از پرسنل نیروی هوایی نیز حضور داشتند. بنابر گزارش روزنامه کیهان، این عده در نهایت بر اثر تیراندازی هوایی سربازان متفرق گشتند و در نتیجه این پاشیدگی چند زن و کودک به روی هم افتادند و مجروح شدند.

ـ بنابر گزارش فرماندار نظامی منطقه سه تهران، ۷ نفر از همافران ارتش به اتهام تظاهرات علیه رژیم به دست مأموران دستگیر شدند.

– بنابر گزارش روزنامه کیهان بعد از ظهر امروز حدود ۵۰۰ نفر از افسران، همافران و درجه‌داران نیروی هوایی بوشهر با صدور اعلامیه‌ای، همبستگی خود را با ملت اعلام کردند. اینان در حالی که عکس‌هایی از امام در دست داشتند از محل پایگاه هوایی تا شهر ـ به فاصله ۱۲ کیلومتر ـ راهپیمایی کردند.

پنجشنبه ۱۵/۱۱/۱۳۵۷- ۲۵ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۶ صفر ۱۳۹۹

ـ امام در پیامی خطاب به ملت ایران از اقداماتی که برای استقبال از ایشان صورت می‌گرفت تشکر کرد و گفت: «از اینکه ایادی اجانب، فرودگاه‌های سراسر ایران را به روی من بسته‌اند به ناچار تصمیم گرفتیم که روز یکشنبه ۲۹صفر (۸/۱۱/۵۷) به کشور برگشته و چون سربازی در کنار شما به مبارزه علیه استعمار و استبداد تا پیروزی نهایی ادامه دهم.»

ـ بنابر گزارش نشریه ایرانشهر، عده‌ای از دانشجویان مسلمان با حمله به کنسولگری ایران در لندن، این ساختمان را به اشغال خود درآوردند. حدود ۱۵ نفر آنها پس از دخالت مأموران و درگیری با آنها مضروب و مجروح و ۳ نفر آنها دستگیر شدند. با دخالت سرکنسولگری دانشجویان آزاد شدند و پلیس آن ناحیه را ترک کرد.

ـ بنابر گزارش روزنامه اطلاعات شماری از دانشجویان پس از اشغال کنسولگری ایران در حیدرآباد هند، سرکنسول‌ را گروگان گرفتند. این عده ضمن سردادن شعار علیه شاه و دولت بختیار، پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر فراز کنسولگری به اهتزاز درآوردند.

– در پی تظاهراتی که در حمایت از رژیم در شاه‌آباد غرب برپا شد، بر اثر درگیری میان موافقان و مخالفان حکومت، ۳ نفر از مخالفان و یک نفر از موافقان زخمی شدند.

– بنابر گزارش ستاد بزرگ ارتشتاران در پی درگیری که میان موافقان و مخالفان در بخش پل‌دختر ایجاد شد، ۴ نفر از طرفین کشته و ۱۰ نفر مجروح شدند.

– بنابر گزارش بولتن خبرگزاری پارس صبح امروز حدود ۱۰هزار نفر از مردم سنندج به پشتیبانی از قانون اساسی تظاهراتی برپا کردند و شعار جاویدشاه سردادند. این گروه که به شدت از طرف مأموران انتظامی حمایت می‌شدند، هدف پرتاب سنگ گروه مخالفان رژیم قرار گرفتند. مأموران نیز با تیراندازی به سوی مخالفان یک نفر را شهید و ۲ نفر را مجروح کردند (روزنامه اطلاعات چند روز بعد تعداد شهدای سنندج را در روزهای ۵ و ۶ دی، ۸ نفر اعلام کرد).

جمعه ۶/۱۱/۱۳۵۷- ۲۶ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۷ صفر ۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش روزنامه اطلاعات بعد از ظهر امروز پس از آنکه مردم تهران از عدم ورود امام آگاهی یافتند، با برپایی تظاهرات در میدان ۲۴ اسفند (میدان انقلاب) و ضمن سردادن شعارهای مرگ بر شاه به این کار اعتراض کردند. در این هنگام مأموران با تیراندازی به سوی مردم عده‌ای را مجروح و شهید کردند. بنابر گزارش همین روزنامه، مردم بر روی دیوارها نوشتند که تعداد شهدا ۵۷ نفر و مجروحان ۳۵۰ نفر است. رئیس پلیس تهران در گزارشی از این تظاهرات شمار شهدا را ۸ نفر و مجروحان را ۳۱ نفر نوشت. ستاد بزرگ ارتشتاران نیز شمار شهدا را ۱۲ نفر و جروحان را ۴۳ نفر گزارش داد.

ـ امام با سه تن از مقامات امریکایی دیدار کرد و به پرسش‌های آنها درباره همراهی آیین تشیع با سیاست، رفتار حکومت آتی ایران با اقلیت‌های سیاسی و امپریالیسم فرهنگی پاسخ داد.

ـ در پی حملات شماری از مأموران شهربانی سنندج در این شهر چند خانه، مغازه و اتومبیل به آتش کشیده شد و در نتیجه تیراندازی آنها ۳ نفر شهید و ۶ نفر مجروح شدند.

ـ بعد از ظهر امروز تظاهرات پراکنده‌ای در نقاط مختلف شهر رشت برپا شد که در پی تیراندازی مأموران جوان ۲۵ ساله‌ای به شهادت رسید.

شنبه ۷/۱۱/۱۳۵۷- ۲۷ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۸ صفر ۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش بولتن خبرگزاری پارس در پی تظاهراتی که در رشت برپا شد، درگیری‌هایی میان تظاهرکنندگان و مأموران پدید آمد. این خبرگزاری بر اساس گزارش بیمارستان‌ها شمار شهدا را حدود ۴ نفر و مجروحان را حدود ۲۵ نفر اعلام کرد و در ادامه افزود که حال ۶ نفر از مجروحان وخیم است.

ـ روزنامه کیهان از قول یکی از پزشکان بیمارستان هزار تختخوابی شمار شهدای روز گذشته تهران را ۴۰ نفر اعلام کرد و در ادامه افزود از آنجایی که حال عده‌ای از مجروحان وخیم است، بعید نیست که شمار شهدا افزایش یابد.

ـ بنابر گزارش خبرگزاری پارس صبح امروز در پی تظاهراتی که در گرگان برپا شد و در نتیجه تیراندازی مأموران، ۳۶ نفر مجروح شدند و یک نفر به شهادت رسید. ساواک شمار مجروحان را ۸  نفر اعلام کرد و ارتش شمار شهدا را ۴ نفر و مجروحان را ۲۸ نفر گزارش داد.

ـ بنابر گزارش روزنامه اطلاعات در پی شهادت ۲ نفر از تظاهرکنندگان در تظاهرات امروز خلخال – استان آذربایجان شرقی –  سه روز عزای عمومی در این شهر اعلام شد.

ـ بنابر گزارش ستاد بزرگ ارتشتاران در پی تظاهراتی که در بیرجند برپا شد، بر اثر تیراندازی مأموران ۲ نفر شهید و ۵ نفر مجروح شدند.

ـ در ساعت ۹:۳۰، شماری از مردم آبادان پس از اجتماع در حسینیه اصفهانی‌ها، تظاهراتی علیه رژیم برپا کردند و در پایان در پی تیراندازی مأموران ۵ نفر مجروح شدند و یک نفر به شهادت رسید.

یک‌شنبه ۸/۱۱/۱۳۵۷- ۲۸ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲۹ صفر ۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش فرمانداری نظامی حدود ساعت ۱۵:۳۰، شماری از مردم تهران با سنگ و چوب به ساختمان ستاد ژاندارمری واقع در میدان ۲۴ اسفند حمله کردند و در پی مقابله مأموران، حدود ۴۰ نفر شهید و مجروح شدند. رئیس پلیس تهران اعلام کرد که این تظاهرات ۱۹ شهید و ۱۹۹ مجروح بر جای گذاشت. بولتن ستاد بزرگ ارتشتاران در بخش تلفات ۱۵ شهید و ۱۶۰ زخمی نوشت؛ روزنامه آیندگان به نقل از برخی بیمارستان‌ها رقم ۲۳ شهید و ۱۰۳ زخمی را گزارش داد. خبرگزاری پارس و روزنامه بورس اعلام کردند که شمار شهدا به ۲۸ نفر رسید و هم اکنون ۱۴۱ مجروح در بیمارستان‌ها بستری هستند.

ـ در ساعت ۹ در پی تظاهراتی که در بیرجند برپا شد، بر اثر تیراندازی مأموران ۵ نفر مجروح و ۲ نفر شهید شدند.

ـ بنابر گزارش روزنامه آیندگان در پی تظاهراتی که در خلخال برپا شد در اثر تیراندازی مأموران ۲ نفر مجروح شدند و یک نفر به نام مظفر عزیزی به شهادت رسید.

دوشنبه ۹/۱۱/۱۳۵۷ – ۲۹ ژانویه ۱۹۷۹ – ۳۰صفر ۱۳۹۹

ـ در پی کشتار دسته‌جمعی روز گذشته تهران و شهرستان‌ها، امام پیامی خطاب به ملت ایران فرستاد. ایشان در این پیام از همه گروه‌ها خواست که این دولت غیرقانونی را محکوم کنند و از آن اطاعت نکنند که اطاعت طاغوت حرام و مخالف رضای خداست. امام خطاب به طبقه ارتش که دستشان به خون جوانان آلوده نشده بود خواست تا ننگ اطاعت از جنایتکاران را تحمل نکنند و با قاطعیت آنان را از مقابله با ملت بازدارند.

ـ بنابر گزارش روزنامه کیهان، در پی تظاهرات روز گذشته تهران و اقداماتی چون تحصن روحانیان در دانشگاه تهران و تظاهرات گسترده امروز در این شهر، شاپور بختیار در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد که تا چند ساعت دیگر فرودگاه مهرآباد تهران باز خواهد شد. وی‌ گفت: « با صدای بلند اعلام می‌کنم که حضرت آیت‌الله هر وقت میل داشته باشند می‌توانند به کشور بازگردند.» بختیار همچنین در مورد شرایط امام یعنی استعفا از سمت نخست‌وزیری گفت: «من حاضر به استعفا نیستم ولی حاضر به مذاکره هستم.»

ـ بنابر گزارش خبرگزاری پارس در جریان برخورد مأموران فرمانداری نظامی تهران با تظاهرکنندگان، ۴ نفر شهید و ۵ نفر مجروح شدند.

سه شنبه ۱۰/۱۱/۱۳۵۷- ۳۰ ژانویه ۱۹۷۹ – ۱ربیع‌الاول ۱۳۹۹

ـ در پی آتش‌سوزی‌های وسیع روز گذشته در تهران، روحانیان متحصن در دانشگاه تهران با صدور بیانیه‌ای این اقدامات تخریبی و آتش‌سوزی‌ها را کار عده‌ای ماجراجو که احتمال عناصر مزدور ساواک یا تحریک‌شدگان آنان بودند، پنداشتند و از مردم خواستند با خودداری از شرکت در این اعمال ناروا، توطئه دشمن را برای چندمین بار خنثی نمایند.

– سفارت امریکا دستور تخلیه همه وابستگان کارکنان امریکایی را صادر کرد.

چهارشنبه ۱۱/۱۱/۱۳۵۷ – ۳۱ ژانویه ۱۹۷۹ – ۲ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ امام در نامه‌ای کوتاه از دولت و ملت فرانسه تشکر کرد و خطاب به آنها فرمود: «امید است مهمان‌نوازی دولت و ملت فرانسه و حس آزادی‌خواهی آنان را فراموش نکنم و از زحماتی که به همسایگان و اهالی نوفل‌لوشاتو دادم معذرت می‌خواهم. امید است احترامات اینجانب را بپذیرید.»

ـ بنابر گزارش روزنامه آیندگان در پی قطعی شدن ورود امام در صبح روز ۱۲ بهمن، دولت با هماهنگی نیروهای نظامی اقدام به مانور در سطح شهر تهران کرد و سربازان و نظامیان سرود چو ایران نباشد تن من مباد و برخی نیز جاوید شاه سردادند. به دنبال این حرکت نظامیان، درگیری‌هایی به وجود آمد که در نتیجه آن یک شهید و یک مجروح بر جای ماند.

ـ روحانیان متحصن در دانشگاه با انتشار چهارمین بیانیه، همبستگی خود را با پرسنل نیروی هوایی که دستگیر شده بودند، اعلام کردند و به مقامات مسئول اخطار دادند تا این رزمندگان با وجدان را هر چه زودتر آزاد کنند وگرنه با عکس‌العمل شدید و قهرآمیز ملت مبارز روبه‌رو خواهند شد.

ـ افسران، درجه‌داران و سربازان مجاهد و مبارز مرکز توپخانه و موشک‌های اصفهان با صدور بیانیه‌ای همبستگی خود را با مردم بیان داشتند و خواسته‌های خود را در ۸ ماده اعلام نمودند.

پنجشنبه ۱۲/۱۱/۱۳۵۷- ۱ فوریه ۱۹۷۹ – ۳ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش فرمانداری نظامی، هواپیمای حامل امام خمینی در ساعت ۹:۳۶ در فرودگاه مهرآباد تهران بر زمین نشست. امام در فرودگاه سخنرانی کوتاهی ایراد کرد و در ساعت ۱۳:۱۵ با ورود به بهشت زهرا مفصل برای حاضران سخن گفت.

ـ امام پس از بازگشت به ایران، نخستین پیام مکتوب خود را خطاب به ارتش، افسران، درجه‌داران و سربازان نوشت. ایشان از ارتش خواست که خود را از دولت بختیار جدا کند و آن را اعلام نماید و در ادامه افزود: «مطمئن باشید در صورتی که به وظیفه ملی و قانونی خود عمل نمایید، ملت و دولت ناشی از آن، در احترام و پشتیبانی شما کوشا خواهد بود.» همچنین یادآور شد: «ارتش از ملت و ملت از ارتش است.»‌

ـ روحانیان متحصن در دانشگاه تهران در ششمین بیانیه خود، خبر از پایان تحصن دادند و در آن از همکاری و همبستگی قشرهای مختلف مردم، شخصیت‌ها، گروه‌های علمی و اجتماعی تشکر کردند.

ـ امام در محل مدرسه رفاه برای اعضای کمیته برگزاری استقبال سخنرانی کوتاهی ایراد کرد و در آن درباره وحدت کلمه و فقط آن، آشتی دانشگاه و حوزه‌های علمیه به عنوان بزرگ‌ترین پیروزی و استفاده عوامفریبانه از واژه‌های ملی، ملت و ملیت توسط دولت بختیار سخن گفت.

جمعه ۱۳/۱۱/۱۳۵۷ – ۲فوریه ۱۹۷۹ – ۴ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش روزنامه اطلاعات از ساعت ۷ هزاران نفر از زنان و مردان برای دیدن امام خمینی به طرف مدرسه علوی شماره۲ واقع در خیابان عین‌الدوله تهران سرازیر شدند.

ـ امام در دیدار با گروهی از نیروهای هوایی به دولت بختیار هشدار داد: «اگر یک نفر از این همافران با دست این جلادان از بین برود، ما همه آنها را به کیفر اعمالشان می‌رسانیم … ما کسانی از ارتشیان را که توبه کنند و برگردند، توبه همه آنها را با دل و جان قبول می‌کنیم.»

– در پی تظاهراتی که در برخی از شهرهای استان سمنان برپا شد، بر اثر برخورد مأموران حکومتی عده‌ای شهید و مجروح شدند.

شنبه ۱۴/۱۱/۱۳۵۷ – ۳فوریه۱۹۷۹ – ۵ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ امام در مصاحبه‌ای مطبوعاتی با حضور ۳۰۰خبرنگار، عکاس و فیلمبردار داخلی و خارجی اعلام کرد که به زودی دولت جمهوری اسلامی را معرفی خواهد کرد. امام ضمن اشاره به لزوم کناره‌گیری مجلسین و حکومت گفت که شورای انقلاب با تشکیل یک حکومت موقت و با تأسیس مجلس مؤسسان، قانون اساسی را تدوین می‌کنند و به رأی عمومی می‌گذارند تا اگر مردم آن را تصویب کردند به مرحله اجرا درآید.

ـ بنابر بولتن خبرگزاری پارس، دو نوجوان سنگسری در برابر شهربانی سمنان به شهادت رسیدند. این عده پس از خاکسپاری این شهیدان، تصمیم گرفتند تا آزادی یکی از سربازان که در اثر خودداری از تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان مجروح و بازداشت شده بود در یکی از مساجد سمنان تحصن کنند.

یکشنبه ۱۵/۱۱/۱۳۵۷- ۴ ژانویه ۱۹۷۹ – ۶ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ امام در حکمی به مهندس بازرگان، او را مامور تشکیل دولت موقت کرد و در آن از بازرگان خواست با رجوع به آرای عمومی درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان (خبرگان بعدی) برای تصویب قانون اساسی نظام جدید و برپایی انتخابات مجلس نمایندگان مردم اقدام کند.

دوشنبه ۱۶/۱۱/۱۳۵۷- ۵ فوریه۱۹۷۹ – ۷ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ در مراسمی در مدرسه علوی تهران و در حضور سیصد خبرنگار داخلی و خارجی، مهندس مهدی بازرگان به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت معرفی شد. در این مراسم پس از سخنرانی امام، خبرنگاران با طرح پرسش‌هایی از ایشان پاسخ گرفتند و در خاتمه مراسم، آقای هاشمی رفسنجانی متن حکم نخست‌وزیری آقای بازرگان را قرائت کرد.

ـ‌ در پی محاصره و حمله‌ عده‌ای از اهالی آغاجاری ـ استان خوزستان ـ به منازل رئیس و معاون شهربانی این شهر، با مداخله مأموران ۲ نفر مجروح شدند.

ـ در پی تشکیل دولت موقت از سوی امام، امریکا در واکنشی نسبت به این موضوع از دولت بختیار حمایت کرد؛ اما پس از گذشت سه ساعت، در رسانه‌های امریکا اعلام شد که سران وزارت امور خارجه امریکا عمر دولت بختیار را در چند روز آینده تمام شده می‌دانند.

سه شنبه۱۷/۱۱/۱۳۵۷- ۶ فوریه۱۹۷۹ – ۸ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ مردم بسیاری از شهرهای ایران به درخواست امام مبنی بر اینکه مردم نظر خود را راجع به دولتی که ایشان تعیین کرده است اعلام کنند، اقدام به برپایی تظاهرات کردند و نخست‌وزیری مهندس بازرگان را تأیید نمودند.

ـ در جلسه‌ای که امروز در مجلس تشکیل شد، لایحه انحلال ساواک و نحوه تعقیب نخست‌وزیران و وزرا تصویب شد و گروه کثیری از نمایندگان استعفا دادند.

ـ بنابر گزارش روزنامه اطلاعات، جامعه روحانیت تهران با صدور اعلامیه‌ای اعلام کرد که روز پنجشنبه ۱۹/۱۱/۵۷ از نه نقطه تهران به سمت میدان آزادی راهپیمایی در حمایت از نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان صورت خواهد گرفت.

ـ بنابر گزارش روزنامه آیندگان، در پی تظاهراتی که مردم زاهدان در حمایت از نخست‌وزیری مهندس بازرگان برپا کردند، بر اثر هجوم چماق به دستان، ۲ نفر شهید و ۶۰ نفر مجروح شدند.

ـ فرمانداری نظامی اصفهان در گزارشی از دستگیری ۱۵۱ نفر از مردم این شهر خبر داد.

چهارشنبه ۱۸/۱۱/۱۳۵۷- ۷ فوریه۱۹۷۹ – ۹ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش فرماندار نظامی تهران در ساعت ۱۰ حدود ١٠٠ هزار نفر از تظاهرکنندگان به مأموران فرمانداری که برای متفرق کردن آنها اعزام شده بودند حمله کردند که در نتیجه تیراندازی ۲ نفر مجروح شدند.

ـ امام برای ۳۰۰ نفر از قاضیان و وکلای دادگستری که در مدرسه علوی به دیدار ایشان آمده بودند، در سخنانی از جدا شدن طبقات مختلف مردم از یکدیگر اظهار تأسف کرد و این جدایی را موافق طبع بیگانگان دانست. ایشان ضمن اشاره به نهضت اسلامی که موجب شد از این اختلافات کاسته شود، در پایان افزود که همه باید دست به دست هم دهیم و این مملکت را از سر بسازیم.

پنجشنبه ۱۹/۱۱/۱۳۵۷- ۸ فوریه۱۹۷۹ – ۱۰ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ به گزارش بولتن خبرگزاری پارس، صبح امروز نزدیک به یک میلیون نفر از طبقات مردم اصفهان و شهرستان‌های تابعه، ضمن اجتماع در میدان نقش جهان و سردادن شعار، حمایت خود را از امام و نخست‌وزیری موقت مهدی بازرگان اعلام کردند.

ـ صبح امروز گروه‌هایی از طبقات مختلف مردم تهران به همراهی گروه‌هایی از همافران نیروی هوایی شاهنشاهی و حدود ۶۰ سرباز نیروی زمینی، تظاهراتی به پشتیبانی از امام، مهندس بازرگان و جمهوری اسلامی برپا کردند. خبرگزاری پارس شمار راهپیمایان را یک میلیون نفر اعلام کرد. در این تظاهرات قطعنامه‌ای در ۷ ماده قرائت گردید و در آن به ادامه مبارزه تا پیروزی نهایی، تأیید انتخاب مهندس بازرگان به عنوان ریاست دولت موقت از جانب رهبر انقلاب، اطاعت نیروهای انتظامی ارتش، ژاندارمری و شهربانی از بازرگان و… اشاره شد.

ـ گروهی از اعضای نیروی هوایی برای دیدار امام به مدرسه علوی رفتند و فرمانده آنها پس از آنکه امام را فرمانده کل قوا خطاب کرد اجازه خواست تا همافران رژه را شروع کنند. امام نیز در سخنانی خطاب به آنها گفت: «درود بر شما که قدر نعمت خدا را دانستید و به دامن قرآن پیوستید … ما صلاح شما را می‌خواهیم. ما می‌خواهیم که شما آزاد باشید. ما می‌خواهیم که مملکت را شما مستقل کنید … .»

– در پی تظاهراتی که در گرگان در حمایت از دولت موقت بازرگان برپا شد، مأموران به صف تظاهرکنندگان حمله کردند که در نتیجه عده‌ای شهید و مجروح شدند. مردمی که در این تظاهرات حضور داشتند شمار شهدا را بیش از ۱۱ نفر و مجروحان را ۳۵ نفر اعلام کردند.

جمعه ۲۰/۱۱/۱۳۵۷- ۹ فوریه۱۹۷۹ – ۱۱ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ در ساعت ۲۴، در پی تظاهراتی که با شرکت ۵هزار نفر در خیابان فرح‌آباد ژاله تهران به حمایت از هنرجویان مرکز آموزش نیروی هوایی برپا شد، بر اثر تیراندازی مأموران یک نفر شهید و یک نفر مجروح شد و ۴ نفر دستگیر شدند.

ـ تظاهراتی در گنبد کاوس در حمایت از حکومت پهلوی برپا شد. تظاهرکنندگان ضمن سردادن شعار جاویدشاه، عکس‌های امام را پاره کردند و در پی درگیری انقلابیان با آنها، ۲۵ نفر مجروح شدند و یک نفر به شهادت رسید. به دنبال این حادثه شورای تأمین گنبد کاووس تشکیل شد و وضعیت را در این شهرستان قرمز اعلام کرد.

ـ در ساعت ۱۲، در پی تظاهراتی که در خوی از جانب موافقان حکومت برپا شد، شماری از انقلابیان با آنها درگیر که در نتیجه ۶ نفر کشته و ۱۴ نفر زخمی شدند.

شنبه ۲۱/۱۱/۱۳۵۷- ۱۰ فوریه۱۹۷۹ – ۱۰ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش فرماندار نظامی تهران در ساعت یک بامداد تظاهراتی در خیابان گرگان با شرکت جمعیتی حدود ۲هزار نفر برپا شد که در نهایت با دخالت مأموران ۴ نفر دستگیر شدند.

ـ حدود ساعت ۹ پادگان نیروی هوایی تهران مجددا هدف یورش مأموران گارد قرار گرفت. این درگیری به خیابان‌ها نیز کشیده شد و هزاران نفر از مردم به حکایت از نیروی هوایی دست به تظاهرات زدند و در پی تیراندازی مأموران گارد عده‌ای شهید و مجروح شدند.

ـ بنابر گزارش روزنامه اطلاعات، بعد از ظهر امروز پس از ساعت‌ها تیراندازی از سوی محافظان کلانتری منطقه تهران‌نو، در نهایت مأموران تسلیم شدند و کلانتری به دست مردم افتاد.

ـ بنابر گزارش روزنامه آیندگان مردم تهران با همکاری همافران توانستند در ساعات منع عبور و مرور کلانتری‌های نارمک، تهران‌نو، تهران‌پارس، بهارستان، مولوی، شهرری، باباییان و جوادیه را به تصرف خود درآورند.

یکشنبه۲۲/۱۱/۱۳۵۷- ۱۱ فوریه۱۹۷۹ – ۱۳ ربیع‌الاول۱۳۹۹

ـ بنابر گزارش روزنامه آیندگان صبح امروز جراید از ۱۶۴ شهید و ۶۳۴ مجروح خبر دادند که در بیمارستان‌های تهران بستری هستند. به گزارش این منبع بیشتر مجروحان و شهیدان در بیمارستان جرجانی بودند: ۱۳۶ مجروح و ۵۳ شهید.

ـ بنابر گزارش روزنامه آیندگان عده‌ای به سفارت امریکا یورش بردند و در اثر تیراندازی طرفین، عده‌ای کشته و مجروح شدند.

ـ صبح امروز سران ارتش در جلسه فوق‌العاده‌ای بیطرفی ارتش را اعلام کردند. در اطلاعیه‌ای که به همین مناسبت تهیه و در ساعت ۱۴ از رادیو خوانده شد، آمده بود: «با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه امروز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تشکیل و به اتفاق آراء تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر، بیطرفی‌ خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگان‌های نظامی دستور داده شد که به پادگان‌های خود مراجعه نمایند. ارتش ایران همیشه پشتیبان ملت شریف و نجیب و وطن‌پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته‌های ملت شریف با تمام قدرت پشتیبانی می‌نماید.»

ـ در پی پخش خبر بیطرفی ارتش، امام در پیامی از مردم خواست که آرامش و نظم را حفظ کنند و از حمله به سفارتخانه‌ها خودداری نمایند. ایشان در پیام دیگری از مردم خواست که مانع آشوب و هرج و مرج شوند و از غارت، آتش‌سوزی، مجازات متهمان و از بین بردن آثار علمی، فنی، صنعتی، هنری و اتلاف اموال عمومی و خصوصی جلوگیری کنند.

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *