تاریخ خبر

اسنادی پیرامون هوچی‌گری‌های کارگزاران رژیم پهلوی در مبارزه با حجاب

اسنادی پیرامون هوچی‌گری‌های کارگزاران رژیم پهلوی

در مبارزه با حجاب

آنهایی که درک عمیق و دقیقی از تاریخ معاصر ایران دارند می‌دانند که حکومت استبدادی و حقیر پهلوی از طرف اربابان انگلیسی و امریکایی خود مأموریت داشت که دو مرجع قدرت در ایران را از بین ببرد تا هیچ مانع و رادعی در مقابل استعمار و نوکران داخلی آنها که به نام روشنفکری در خدمت استبداد و استعمار بودند در سیطره بر کشور عزیز ما و غارت ثروت ملی نباشد. مرجع اول که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایران داشت مذهب بود و مرجع دوم که ریشه در سیاست ایران داشت، ایلات بود.

به دلیل وابستگی اکثر سران ایلات به ساختار سلطنت و قدرت مرجعیت قدرت ایلات در سیاست ایران خیلی زود توسط رضاخان از هم پاشید و سران ایلات مزد خدمت خود به استبداد و بعضاً استعمار را گرفتند و عشایر سلحشور و با وفای ایران که رکن امنیت کشور در مرزها بودند به شدت سرکوب و از صحنه سیاست خارج شدند؛ اما حذف مذهب از صحنه سیاسی و فرهنگی ایران به همین راحتی ممکن نبود. مذهب ریشه در باورها، آرمان‌ها، اعتقادات و فرهنگ ملت ایران داشت. مذهب در ذهن ما ایرانیان مظهر حفظ تمامیت ارضی، وحدت ملی، کیان کشور و حفظ تداوم تاریخی ایران و سرمایه عظیم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بود. رضاخان و پسر حقیرش از هر روش غیر انسانی، غیر ملی و غیر شرعی برای حذف مذهب و نمادها و نشان‌های مذهبی در ایران بهره گرفتند اما نه تنها نتوانستند گردی بر دامن شریعت، روحانیت و اعتقادات ملت ایران بنشانند بلکه با مقاومت‌های مذهبی که در سراسر ایران در مقابل اقدامات استبداد پهلوی شکل گرفت هر روز ریشه مذهب در ایران نهادینه‌تر شد و هر چه بیشتر بر زندگی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ایران تأثیر گذاشت.

یکی از اقدامات سبکسرانه و ناجوانمردانه پهلوی‌ها مقابله با حجاب، حیا و عفاف زنان مقاوم و مظلوم ایران بود. داستان ننگین کشف حجاب در دوران پهلوی و جنایت‌هایی که این رژیم مزدور در این رابطه مرتکب شد برای همیشه تاریخ در سینه ملت ایران خواهد ماند و کینه مقدسی را علیه همه آنهایی که به نام تجدد و ترقی و آزادی رضاخان را تقویت و ترغیب کردند تا این عمل ننگین را مرتکب شود در دل نسل‌های حال و آینده شکل خواهد داد.

اسناد زیر نمونه‌ای از صدها سندی است که نشان می‌دهد چگونه زنان پاکدل و عفیف ایران در محیطی مثل دانشگاه که از اساس نه برای تولید علم و دانش بلکه برای تقلید جوانان این مرز و بوم از بیگانگان در همه وجوه سیاسی، فرهنگی، عقیدتی و تکنولوژیکی ساخته شده بود، در مقابل اقدامات حقیر دیکتاتوری پهلوی و شبه‌روشنفکران وابسته مقاومت کردند.

علاوه بر آن نکاتی در این سندها وجود دارد که جالب توجه است:

  1. این سندها نشان می‌دهد چگونه احزاب ساخته دست حکومت که عوام‌فریبانه خود را نماد آزادی و دموکراسی معرفی می‌کردند ابزاری در دست دیکتاتوری برای اجرای اوامر استبداد بودند. در اسناد زیر مشخص می‌شود که این احزاب وظیفه‌ای جز تحکیم دیکتاتوری و تخریب فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی ایران نداشتند.
  2. این سندها نشان می‌دهد که چون رژیم بی‌فرهنگ پهلوی و گروه‌ها، احزاب و جریان‌های وابسته به آن که فریاد تجددخواهی و آزادی‌خواهی آنها گوش فلک را کر کرده بود سواد لازم برای پاسخگویی قانع‌کننده به اقدامات ضد فرهنگی خود را نداشتند با توسل به مسخره کردن، هو کردن و زدن برچسب‌هایی که بیشتر شایسته خودشان بود فکر می‌کردند که می‌توانند زنان آگاه و عفیف ایران را به سمت ابتذال بکشانند و به اهداف شوم خود برسند.[۱]
  3. این سندها از جهت دیگر گویای سطح آگاهی و بصیرت و شجاعت زنان مسلمان ایران در دفاع از فرهنگ ملی و دینی در مقابل استبداد نیز هست؛ به گونه‌ای که وزیر بی‌فرهنگ آموزش و پرورش پهلوی نشان می‌دهد که درکش از جامعه ایران آنقدر سطحی است که حتی از ساده‌ترین مسائل اجتماعی ایران نیز سر در نمی‌آورد و فکر می‌کند با تکرار مبارزه با خرافات می‌تواند خللی در عزم زنان ایران در دفاع از فرهنگ ملی و دینی ایجاد نماید.
  4. وزیر آموزش و پرورش شاه (فرخ‌رو ‌پارسا) که وابسته به حزب انگلیسی- صهیونیستی بهائیت بود طبق سیاست ننگین این حزب مأموریت داشت که با حجاب و عفاف مبارزه کند و زنان مسلمان را به بیراهه‌پویی و بی‌عفتی بکشاند. طاهره قزوینی (معروف به قره‌العین) از رهبران روسیاه این حزب از نخستین مأموریتی که با وقاحت و بی‌شرمی انجام داد کنار زدن حجاب و بی‌پروایی در میان نامحرمان و شعله‌ور کردن آتش شهوت مردان خودباخته و ضعیف‌النفس بود. طبعاً این مأموریت خانم وزیر! اقتضا می‌کرد که این‌گونه گستاخانه به زنان متعهد و اندیشمند آموزش و پرورش بتازد.

امیدواریم همه آنهایی که هنوز گرفتار توهم سیطره بر ایران از طریق مبارزه و تخریب باورها و نمادهای مذهبی ایران هستند با مطالعه این اسناد عبرت بگیرند و به عاقبت کسانی که این سندها را صادر کردند بیندیشند.

[۱]. تیمسار نصیری رئیس ساواک در یادداشتی دستور می‌دهد که «… با مسخره کردن این دخترها [دخترهای با چادر و حجاب] و هو کردن کلاغ سیاه و نظیر آن کاری کنند که نتوانند با چادر بیایند یا چادر را از سر بردارند»!!

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *