روزهای حماسه

آگر شاه می ماند …

اگر شاه می ماند چه آینده ای برای کشورمان در انتظار بود و الان در چه وضعیتی قرار داشتیم. این نوع نگاه خیلی به ما کمک میکند که بتوانیم مقایسه واقع بینانه تری با ایرانِ زمان حال و ایران سال ۱۳۹۶ با حضور شاه داشته باشیم.

در واقع مقاله «اگر شاه می ماند» در تلاش است تصویرسازی از ایران کنونی در صورت ادامه رژیم پهلوی داشته باشد.

این مقاله توسط برادر ارجمند جناب آقای حسن محمدی استاد و پژوهشگر تاریخ انقلاب برای ما ارسال شده است که امیدواریم مورد توجه علاقه‌مندان به تاریخ قرار بگیرد.

یک نکته ناشنیده

درباره شخصی بنام پاتریک پهلوی اطلاعات چندانی در دسترس نیست. پاتریک نوه رضاخان، فرزند علیرضا و برادر زاده محمد رضا پهلوی است که بعدها نام خود را به «علی اسلامی» تغییر داد. پاتریک بخلاف سایر درباریان از فساد موجود در دربار بشدت ناراحت بود و در نهایت هم از دربار خارج شد. وی در خصوص درباریان شاه  میگفت: اطرافیان همه دزد بودند، دربار شاه اعجوبه‌ای بود. از زمانی که مسلمان شدم دیگر به دربار نرفتم ولی قبل از آن می‌رفتم و اوضاع را می‌دیدم. واقعا خجالت‌آور بود.

پاتریک که مادرش مسیحی و پدرش فرزند رضاشاه بود، به دست یک مجاهد مقلد امام خمینی(ره) بنام بهمن حجت کاشانی مسلمان شد. او پس از مسلمان شدن اسم خودش رو به علی اسلامی (پهلوی) تغییر داد و همواره نسبت به رفتار و عملکرد محمدرضا شاه و رژیم پهلوی‌ معترض بود. علی یا همان پاتریک سابق، مورد بد رفتاری و بی مهری دربار و مخصوصا فرح قرار گرفت و مجبور به خروج از دربار شد. پاتریک می گوید : این رفتار رضا و مادرش از ابتدا به خاطر مذهبی بودن من شروع شد. ناراحت بودند که چرا مسلمان شدم. همه چیز بدون سر و صدا بود. شغل خبرنگاری را از دست دادم. دیگر هیچ روزنامه یا مجله ای هم مرا به کار نگرفت.[۱] پاتریک بدلیل بحران مالی و طرد شدن توسط خاندان پهلوی، هم اکنون در فرانسه مشغول تکدی گری است! پاتریک یا علی پهلوی را می توان یک نمونه از فساد و دین ستیزی رژیم پهلوی ذکر شد. فسادی که حتی برخی از اعضای دربار را منزجر می کرد.

دین ستیزی

حالا میتوان تصور کرد که اگر شاه مانده بود، چه بلایی بر سر دین مردم می آمد. پهلوی نه تنها دین ستیز بود بلکه به شدت سعی می کرد تا مرام جعلی بهاییت رو ترویج کنه. بهاییت که برای جاسوسی، در کل دنیا توزیع شده  است. هویدا ۱۳سال نخست وزیر ایران بود از بهایی های فاسدی بود که همجنس بازی از کمترین کارهای ایشان است. با توجه به ضدیت شدید شاه با دین مردم ایران و با توجه به میدان دادنش به بهاییت میشه آینده ایران در سال ۱۳۹۶ را حدس زد.

اگر شاه مانده بود قطعا بهاییت رشد چشمگیری کرده بود و اثری از اسلام نمی ماند. اگر بهاییت بر ایران غلبه پیدا می کرد،  احکام بهاییت تبدیل به قانون می شد و مواردی مثل جواز ازدواج با خواهر و .. الان قانون مملکت ما بودن!

ترویج فرهنگ بیگانه

دین ‌زدایی از یک طرف و ترویج فرهنگ غربی از طرف دیگر، از اولویت‌های کاری تمامی دستگاه‌های فرهنگی رژیم پهلوی بود. رادیو و تلویزیون، تاتر و سینما، مطبوعات و کتاب، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، همگی مأموریت داشتند تا فرهنگ غربی را برای تغییر سبک زندگی ایرانیان از یک زندگی اسلامی و ملی به یک زندگی با سبک غربی ترویج نمایند. جالبه که در عین ادعای ایران گرایی، صرفا فرهنگ غرب رو ترویج می کردند! وابستگی به بیگانگان به حدی بود که برای ملی کردن نهضت نفت، تنها ۱۱ نفر در مجلس ایران رای دادند! یعنی نمایندگان ما هم حاضر نبودند نفت را ملی کنند چون همگی مهره انگلیس و آمریکا و شوروی بودند.

نابودی فرهنگ و تاریخ ایران

مشکل، تنها ترویج فرهنگ بیگانه نبود بلکه سعی جدی بر نابودی فرهنگ اصیل ایرانی بود. در زمان رضاشاه بزرگترین سرقت از آثار باستانی کشورمان توسط دانشگاه شیکاگو و با کمک رضاشاه انجام شد[۲] و بخش مهمی از هویت تاریخی ما برای همیشه از بین رفت. پهلوی ها سعی کردند حتی خط ما را تغییر بدهند تا بطور کامل از فرهنگ خود بیگانه شویم. حدود ۱۰۰ هزار مستشار آمریکایی در این کشور بر همه امور حاکم بودند و به حکم کاپیتولاسیون، دارای مصونیت بودند. آمریکاییها فرهنگ فاسد خودشون رو حاکم می کردند و از سرقت آثار باستانی و هویت ایران نیز ابایی نداشتند.

ایران؛ بالاترین نرخ فساد

در رژیم پهلوی، مراکز فساد و فحشا علنی برپا بود و عناصری از خود دربار و خاندان پهلوی در پشت صحنه این مراکز حضور داشتند به جرات می توان گفت که اگر اون رژیم تا سال ۱۳۹۶ ادامه پیدا می کرد به احتمال زیاد، بندرت جوان سالمی باقی می ماند چه برسد به اینکه ۴-۵میلیون دانشجو و میلیونها جوان فعال داشته باشیم. حتی بسیاری از شهدا و انقلابیون ما هم از سابقه چندان خوبی برخوردار نبودند اما نَفس امام خمینی(ره) آنها را هدایت کرد. اگر پهلوی ادامه می یافت و امام خمینی ای در کار نبود، بندرت جوان پاکی پیدا می شد.

در حال حاضر، در بین کشورهای اسلامی، ترکیه با سه درصد حرامزادگی، رتبه اول در فساد اخلاقی رو داره. آنهم ترکیه ای که لااقل در سیزده سال گذشته یک حزب ظاهرا اسلام گرا بر اون حاکم هست. قطعا اگرشاه می ماند، با توجه به ترویج عمدی و علنی فساد توسط رژیم، قطعا ایران بسیار جلوتر از ترکیه بود و احتمالا نرخ حرامزادگی در ایران بیش از ۸یا حتی ۱۰درصد بود.

کشوری وابسته

رضا و محمدرضا، هر دو با نظر بیگانگان به قدرت رسیدند و همیشه غربیها را به ایرانیها ترجیح می دادند. در وابستگی رضا شاه به انگلیس همین بس که چرچیل و روزولت در کنفرانس تهران درباره او اعتراف کردند: «خودمان او را آوردیم و خودمان او را برداشتیم.[۳]we brought him, we took him»

محمدرضا شاه هم خودش را مدیون غرب می‌دانست. روزنامه نیویورک تایمز می‌نویسد: «پس از کودتا، شاه گیلاس خود را با تعارف به کرمیت روزولت رئیس بخش سیا در خاورمیانه برداشت و گفت: من تاج و تخت خود را به‌خدا، مردم کشورم، ارتشم و به شما مدیونم.[۴] با این اوصاف، اگر شاه می ماند، ایران هنوز هم کشوری وابسته و برده وار باقی مانده بود.

مردم چکاره بودند؟

نگاه شاه به مردم خیلی مهم است،  شاه در سال ۱۳۵۳ در یک کنفرانس مطبوعاتی می‌گوید: «این مردم قادر به انجام هیچ چیز نیستند، مثل گوسفندان می‌مانند.[۵]  شاه که آن باشد، نخست وزیرش هم مثل رزم‌آرا خواهد بود که در مجلس، فریاد زده و گفت: ایرانی که نمی‌‌تواند یک آفتابه بسازد، شما می‌خواید پالایشگاه را اداره کند! با این اوصاف میشود بصورت قطعی گفت که اگر شاه می ماند، روح و فکر و اعتماد بنفس ایرانی نمی ماند و مردم هیچ کاره باقی می ماندند.

جامعه ایرانی در دوران ماقبل از انقلاب، یک جامعه مأیوس، سرخورده، سردرگم و خودباخته بود. که بخشی از آن به دوران قاجار و شکست‌های ایران از روس، ناکامی در عرصه مشروطه و سیطره روزافزون قدرت‌های خارجی بر کشور باز می گشت. با انقلاب اسلامی، مردم بشدت شجاع شدند و اعتماد بنفس عمیقی پیدا کردند. و این تحول روحی عظیمی است. امام خمینی در این باره می فرماید:

یکی از برکات این نهضت، قضیه تحول روحی جامعه ما هست، که من مکرر این را گفته‌ام که این تحول روحی که در ایران پیدا شده است و این نهضت توانست این تحول روحی را ایجاد کند به خواست خدای تبارک و تعالی، از این پیروزی که نصیب ما شده است و دست اجانب را کوتاه کردیم و دست خیانت‌کارها را، اهمیتش بیش‌تر است. این تحولات روحی به این زودی برای یک شخصیت هم حاصل نمی‌شود تا برسد به سرتاسر یک کشور.[۶]

شجاعت و اعتماد بنفس ملی مردم از شجاعت و ایمان امام خمینی (ره) الگو گرفته بود. امام خمینی(ره) دررفتار خود نشان میداد که بااتکا به ایمان الهی، از هیچ رخداد و حادثه ای نمی ترسد.  رفتار امام پس از حمله رژیم به مدرسه فیضیه، ماجرای دستگیری و تبعید ایشان، واکنش امام به شهادت فرزندش آقا مصطفی، نرفتن امام به پناهگاه در حملات هوایی صدام به شهرهای ایران و رفتار امام در شب ۲۲بهمن که حکومت نظامی اعلام شده بود همگی نشان دهنده شجاعت ایمانی امام خمینی بود که بشدت در اعماق وجود مردم ایران تاثیر می گذاشت.

ملتی بی سواد!

اگر شاه می ماند احتمالا الان بسیاری از ما سواد خواندن و نوشتن نداشتیم! قبل از انقلاب، هیچ دانش‌آموز المپیادی و شرکت‌کننده یا رتبه‌آور در جشنواره‌های جهانی نداشتیم اما امروز بیش از ۴۰۰ مدال رنگارنگ در المپیادهای جهانی کسب کردیم و در بین ۳۰ کشور نخست در نظام استنادی ISI به جز ایران و ترکیه نامی از کشورهای اسلامی مشاهده نمی‌شود. براساس اظهارات «وال استریت»، سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا همگی معتقدند که ایران جزو ۱۰ قدرت سایبری جهان محسوب می‌شود.

باورش سخت است اما در سال ۵۵، تنها یک چهارم مردم ایران سواد خواندن و نوشتن داشتند که در سال ۱۳۸۰به به بیش از ۸۰ درصد والان به حدود ۹۰درصد رسیده است. سرعت رشد علم در ایران ۱۱ برابر متوسط رشد جهانی برآورد شده[۷] که نشان میدهد رهبران انقلاب با جدیت پیگیر رشد علمی جامعه هستند. بحث، تنها مدرک و المپیاد و .. نیست بلکه «روحِ ذلت و نمی توانم» در مقابل روح توانایی و اعتماد بنفس ملی مد نظر است. اینکه «ما می توانیم» با رفتن شاه محقق شد و اگر می ماند خبری از روحیه ملی ایرانی نبود.

اقتصاد مصرفی و وارداتی

درباره مسائل اقتصادی هم میشود بحث های مفصلی مطرح کرد. با توجه به مصرف گرایی شدید رژیم شاه و اتکای بیش از  ۹۰درصدی بودجه اش به نفت، به نظر می رسد که اگر شاه می ماند قطعا هیچ اثری از تولید ملی نمی ماند و همه چیز را باید وارد می کردیم. واردات بی رویه بسیار شدید بود و کشورهای غربی بویژه امریکا از وابستگی و اتکای رژیم پهلوی به آنها سوء استفاده کرده و انواع کالاهای خود را به قیمت گرانی می فروختند. شاه در یک مصاحبه ای با گرفتن ژست کشور دوستی، می گوید: آمریکایی ها نفت ما را ارزان می خرند اما اجناس شان را چند برابر می فروشند! اما همین شاه تنها چند ماه بعد به آمریکا می رود(سال ۱۳۵۶) و می گوید نه تنها قصد گران کردن نفت را ندارد بلکه عربها را هم راضی خواهم کرد که نفت را گران نکنند!

اگر شاه می ماند ما هنوز هم یک وارد کننده بی خاصیت بودیم و در واقع واردات مان چندین برابر صادرات مان بود در حالیکه الان صادرات ما بیشتر هست(با اینکه صادرات نفت مان بشدت کم شده است) متکی بودن به واردات خسارت های بزرگی داره که از جمله اینکه در ذخیره کالاهای ضروری کمبود بوجود می آید. بر اساس آمار در رژیم گذشته ، کشور تنها قادر بود غذای ۳۳ روز را در داخل تهیه کند. اکنون با توجه به ۲ برابر شدن جمعیت، کشور می‌تواند غذای ۳۰۰ روز را در داخل تهیه نماید.

برای مقایسه وضعیت اقتصادی کنونی و دوران پهلوی حتی میشه به شاخص های جهانی مثل شاخص 👈توسعه انسانی   (HDI=Human Developmet Indicator)

توسعه انسانی شامل عدالت ، رفاه ، کاهش فاصله طبقاتی ، امید به زندگی،سطح آموزش،درآمد سالیانه و… هست. حالا عدد ایران بر اساس این معیار جهانی در سال قبل انقلاب، رتبه ی  ۱۱۰ جهان رو داشت اما اکنون به رتبه ۶۹ جهان رسیده یعنی ۴۱ پله صعود در بین ۱۸۲ کشور جهان! ایران در بین کشور های جهان در این ۴ دهه بیشترین رشد شاخص HDI رو داشته و رتبه اول در پیشرفت هست. ایران بر اساس شاخص توسعه انسانی، توسعه‌یافته‌تر از ترکیه، چین و اندونزی و  ۱۱۹ کشور دیگر است.

خدمات شهری

خدمات شهری مثل  راه و راه آهن و برق و تلفن و… که بماند. به احتمال زیاد اگر شاه می ماند هنوز هم باید با زغال  و نفت و پِهن گوسفند (که در تنور می ریختند) و.. خانه مان را گرم می کردیم. شاه با اینکه دهها سال از کشف نفت و گاز در ایران می گذشت، تنها به پنج شهر لوله کشی گاز کرده بود و هدف عمده از تولید گاز، صادرات آن بود اما تنها تا سال ۱۳۷۹، تعداد شهرهای بهره مند از گاز به ۳۷۹ شهر رسید؛ یعنی ۷۶ برابر.

شاید هنوز هم بسیاری از ما برق برای روشن کردن لوازم الکترونیکی نداشتیم. باور کردنی نیست؟ بله اما اگر فعالیت‌های رژیم توجه کنیم چنین نتیجه ای می گیریم. در تمام دوران پهلوی، فقط ۱/۳ میلیون مشترک برق (اعم از خانگی، عمومی، صنعتی و کشاورزی) وجود داشت  و همتی بر ارائه خدمات به مردم نبود اما پس از انقلاب، تعداد مشترکین برق در سال ۱۳۹۲ به حدود ۳۰میلیون مشترک می رسد.

کشور فراماسونرها

قطعا اگر شاه می ماند، تمام کشور در دست فراماسونری و جاسوسان آمریکایی می افتاد. شاید برای شما عجیب باشه اما فراماسونری حتی تا شهرستان های ما هم پیش رفته بود. از جمله در مراغه(تبریز)، در سال ۱۳۵۴، باشگاه بین المللی لاینز که تابع اصول فراماسونری بود تاسیس شد.[۸]  قطعا اگر شاه می ماند فراماسونری همه کشور را گرفته بود و هر نفسی که در راه پیشرفت کشور یا دین مردم کشیده می شد را قطع می کرد.

کشوری متجاوز برای سیاست های استعماری!

حتما درباره دخالت رژیم شاه در ظفار(عمان) چیزهایی خوانده اید، جالب است بدانید که ارتش شاه فقط در عمان دخالت نکرد بلکه در کشورهای عراق، سومالی، یمن، ویتنام و پاکستان هم دخالت کرد. اما این دخالت ها برای چه بود؟ تنها به یک دلیل آشکار که رسما هم اعلام می شد، یعنی حفظ منافع آمریکا در منطقه!

فکر کنید اگر شاه می ماند، ارتش و قوای مسلح ما هنوز هم به شرارت های خود در دفاع از منافع آمریکا ادامه می دادند و بدون اینکه هیچ فایده ای گیر کشورمان بیاید، تلفات انسانی و نظامی زیادی متحمل می شدیم. یعنی ما بیش از حضورمان در سوریه و عراق کشته میدادیم اما همه این هزینه ها بخاطر تبعیت از آمریکا بود نه نفوذ منطقه ای یا اهداف دینی و ..

نابودی کشاورزی

اگر شاه می ماند، قطعا کشاورزی ایران کشاورزی در حد نابودی قرار می گرفت چون با برنامه اصلاحات ارضی، کشاورزی رو به پرتگاه نابودی رساند و با ادامه مسیر، کاملا نابود می کرد. سهم تولیدات کشاورزی در تولید ملی تا قبل از اصلاحات ارضی(۱۳۴۱)، بیش از ۴۰ درصد بود اما طی ۱۳سال به ده درصد کاهش یافت! یعنی سی درصد از تولید ملی مان صرفا بخاطر اصلاحات ارضی که توسط آمریکا تحمیل شد، نابود شد. امروزه بیش از ۸۰ درصد مواد غذایی در کشور تولید می شود و بخش کشاورزی در حال حاضر تأمین کننده یک چهارم تولید ناخالص داخلی، نزدیک به یک سوم اشتغال و چهار پنجم نیاز غذایی و یک سوم ارزش صادرات غیرنفتی است.

وضعیت ایران در جهان معاصر

درباره روابط بین الملل و دنیای سال ۱۳۹۶ هم می توان بحثی داشت. اگر شاه می ماند، حالا اسرائیل حتما سه چهار برابرِ اسرائیلِ کنونی بود. چون خبری از حزب الله لبنان و بسیاری از گروههای مقاومت نبود تا جلوی شرارت های اسرائیل را بگیرند. روند عقب نشینی های اعراب و جنبش های ضداسرائیلی، پس از انقلاب اسلامی معکوس شد. شش کشور عربی به اسرائیل حمله کردن منتها شکست و عقب نشینی کردند.

اسرائیلی ها در کتابهایشان بشدت اصرار دارند که بخشهایی از ایران را مال خودشون بدونن! با قدرت گرفتن اسرائیل طبیعی بود که کم کم ادعاهای خودشون رو در قالب سیاست رسمی دنبال کنند و شاه هم، همچنان که بحرین را داد، قطعا بخش هایی از ایران را هم می بخشید!. پس از انقلاب و با تلقین روح ایستادگی، جنبش های مقاومت جان تازه گرفتن و ایران هم علنا حمایت کرد و نگذاشت اسرائیل بیش از پیش پیشروی کنه و خاورمیانه رو بدست بگیرد. جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه معادلات صهیونیست‌ها را برهم ریخت و بحران سوریه نتوانست جبهه مقاومت را فرو ریزد.

جمع بندی:

به نظر میرسد که اگر شاه می ماند، الان در سال ۱۳۹۶ کشوری داشتیم که در اون بهاییت و قوانین بهاییت حاکم بود. فراماسونری در همه شهرها و روستاهامون نفوذ کرده بود و نفس هر حرکت اسلامی و ملی رو می برید. کشور ما دارای فرهنگ کاملا غرب زده و در عین حال جامعه ای عقب مانده، بی سواد، روستایی و وابسته  بودیم. اسرائیل آدمخوار، بی نهایت قدرتمند بود و خبری از متحدان ایدئولوژیک ایران نبود.

به نظرم رسید که اگر ادامه پهلوی را تا سال ۱۳۹۶ تصور کنیم، می توانیم مقایسه بهتری با ایران سال ۱۳۹۶ داشته باشیم و قطعا موارد بیشتری را میتوان مطرح کرد.

[۱] در مصاحبه با هفته نامه همشهری، بهمن ۱۳۸۹.

[۲] محمد قلی مجد، تاراج بزرگ

[۳] حسین فردوست، ظهور و سقوط پهلوی، ج ۱، ص ۸۲.

[۴] سیاست خارجی آمریکا و شاه، گازیوروسکی،ص ۲۸.

[۵] روح‌الله حسینیان، فساد دربار

[۶] صحیفه نور، ج ۸، ص ۱۵.

[۷] نشریه‌ی تخصصی «نیوساینتیست» انگلیس

[۸] انقلاب اسلامی در مراغه منصور پور مودن ص۸۷.

نویسنده : حسن محمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *