تازه ها حجت الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی خبر دسته ی اول

مقاومت تا آخرین نفر تا آخرین نفس

 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم  اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم : وَاذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(۱)

در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی هستیم جا دارد که نگاهی به گذشته داشته باشیم، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، روزگاری به این ملت گذشت که علاوه بر مشکلات گوناگونی که وجود داشت مردم در پشت در بیمارستانها در زاقه ها و کپرها و حلبی آبادها از گرسنگی و بی دارویی جان می‌دادند. از سوی دیگر نبودِ استقلال و آزادی در کنار مشکلات گوناگون، بر این کشور حاکم بود.

علاوه بر اینها آنچه که دردناک بود این که روحیه آزادی و آزادی خواهی را از مردم گرفته بودند. وقتی انسان نگاه می کرد به جامعه می‌دید که اولین مشکل جامعه این است که روحیه خود را باخته است خود باختگی از بزرگ و کوچک از بقالِ سر محل تا نخست وزیر کشور این جمله را دم گرفته بودند که «ایرانی بی عرضه است» از ایرانی کاری بر نمی آید ما بی هنریم ناتوانیم مستضعفیم، مستضعف فکری هستیم دیگران باید بیایند ما را اداره کنند. خود‌باختگی در آن دوران پذیرفته شده بود. وقتی اسم اروپا و کشورهای غربی می‌آمد همه شیفته می‌شدند به نظرشان یک جلوه‌ای داشت. ولی ایران یک کشور عقب‌ مانده ذلیل ناتوان بود، جوان ایرانی خود را مستأصل می‌دید که کاری از او بر نمی‌آید.

مسأله دیگری که همه جا پذیرفته شده بود این که ما بدون وابستگی به یک کشور خارجی نمی‌توانیم نفس بکشیم اگر می‌خواهیم حقوقی را طلب کنیم نه حقوق برجسته و سازنده و سرنوشت ساز، بلکه حقوقی در حد آزادی قلمی باشد، اینکه اعتراض کنیم چرا در کشور آزادی انتخابات و آزادی قلم یا آزادی بیان نیست باید به یک کشور خارجی اتکا داشته باشیم قبل از اینکه این اعتراض را به زبان بیاوریم باید با یک کشوری بند و بست کنیم با آمریکا یا کشورهای دیگر ولی بیشتر گرایش به آمریکا بود چون می‌گفتند انگلستان که کفتار پیر و استعمار گر و امپریالیسم است شوروی هم به طور کلی ضد مذهب است و قابل اعتماد نیست ولی می‌گفتند آمریکا طرفدار حقوق‌بشر و آزادی خواهی است پس اول باید با آنجا یک بند و بستی داشت بعد به دولت اعتراض کرد که چرا آزادی بیان یا انتخابات نیست  این در جامعه پذیرفته شده بود و وابستگی مسلم بود. اگر کسی بدون وابستگی بدون بندو بست با ابر قدرت ها  اقدام به اعتراض می‌کرد در حقیقت انتحار کرده و دیکتاتور حاکم او را له خواهد کرد این را کاملا همه پذیرفته بودند.

سوم ناامیدی، اینکه این کشور یک روزی به استقلال برسد به آزادی برسد حقوق مردم مطرح شود اسلام اجرا شود این باید بنشیند تا دستی از غیب ظاهر شود و کاری بکند این در زمان حضور حضرت تحقق پیدا می‌کند و مادامی که حضرت ظهور نکرده نباید انتظار داشت که سنگی روی سنگ گذاشته شود و مشکلی حل شود نا امیدی کاملا همه جا حاکم بود.

مساله دیگر هم بد بینی به سیاست، این مسأله خیلی مهم بود بله مطرح بود که  سیاست آلودگی دارد ، پلیدی دارد اصلا کار انسان مسلمان نیست یکی از حرف‌های انجمن حجتیه همین بود که برای مسلمان قبیح است که در سیاست دخالت کند و سیاست به اهل سیاست مربوط می‌شود و از این بدتر اینکه اگر شما یک وقتی در سیاست وارد شدید باید بدانید که آلت دست قرار می‌گیرید، آنها مار خورده‌اند و افعی شده‌اند شما هر کاری بکنید آنها نتیجه می‌گیرند بعد برای حرف خود نهضت مشروطه را مثال می‌زدند که این همه علما مبارزه کردند کشته دادند اعدام شدند چه کسی نتیجه گرفت استعمار انگلیس و یک حکومت بدتر از دوران استبداد به وجود آمد و یک آدمی مثل رضاخان را از اسطبل انگلیس بیرون کشیدند بر تخت سلطنت نشاندند و خون مردم را در شیشه کردند، نهضت ملی شدن صنعت نفت ببینید چه شد علما فداکاری کردند مبارزه کردند نفت به کام آمریکا ریخته شد بنا براین باید از سیاست دوری گزید و در سیاست جز اینکه آلت دست قرار بگیرید و نتیجه اش را دیگران بگیرند فایده ای ندارد این اصل مسلمی بود که همه هم پذیرفته بودند.

ذلت پذیری ، این هم انگار اصل مسلمی است که در سرنوشت ما نوشته شده است و این شعر را مانند آیه قرآن دم می گرفتند که « در کف شیر نر خونخواره‌ای غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای » حالا این در کنار آن بدبختی‌ها و گرسنگی‌ها و نبود استقلال آنجایی که یک سرباز انگلیسی یا آمریکایی بر ارتشبد کشور ما تفوق داشت هر غارت و چپاولی هم که می کردند نمی‌توانستیم بگوییم بالای چشمتان ابرو است در کنارش این روحیه‌های ضعیف و خود‌باخته بود.

و ازاینها بدتر پیروی از اسلام آمریکایی و دوری گزینی از اسلام ناب، اسلام شاخه شاخه شده بود عد‌ه‌ای اسلام را خلاصه کرده بودند در اینکه به  ذکر و ورد سرگرم باشند و کاری به دنیا نداشته باشند بهترین عالم آن عالمی بود که عبا سر بکشد بیاید در مسجد نماز بخواند درس بگوید و به خانه خود برگردد نه اعتراضی بکند نه امر به معروف و نهی از منکری، هیچ! این بهترین عالم بود اما کسی که یک مقداری سخنی می‌گفت رشدی داشت حرفی می‌زد با اتهام آخوند سیاسی از او دوری می‌گزیدند.

این یک نوع اسلام، نوع دیگر، اسلام صوفی مسلکی که مانند اسلام نوع اول بود.

تعریف سومی که از اسلام وجود داشت اینکه «عبادت بجز خدمت خلق نیست» ما به مردم خدمت کنیم حالا نماز نخواندی یا روزه نگرفتی مهم نیست کاری به مشکلات مملکت نداریم فقط خدمت به خلق کن ، طرف نعوذ بالله شراب می‌خورد، قمار می‌کرد بعد هم به یک مناسبتی اطعام می‌کرد این خود یک ارزشی بود .این اسلام منهای سیاست بود و در مقابل این جریانات اسلام سیاسی بود اینکه اصولا اسلام دین سیاست است درعصر اتم در قرن بیستم سخن از عبادت و نجاست و طهارت اینها کلا غلط است فقط باید مبارزه کرد.

دو جریان بعد از شهریور ۱۳۲۰ بوجود آمد یکی  مسئولش کسانی بودند که بعدها با نام انجمن حجتیه به فعالیت پرداختند و در آن زمان تحت عنوان انجمن تبلیغات اسلامی کار می‌کردند و حرفشان این بود که سیاست به کلی دون شأن شخص مسلمان است و در مقابل شخصی بود به نام محمد نَخشَب که تحت عنوان گروه سوسیالیست‌های خداپرست که شریعتی و ابراهیم یزدی هم عضو همین گروه بودند و حرفشان این بود که اسلام فقط سیاست است اسلام یک بُعدی که به همین مسائل سرگرم باشد.

نوع دیگر، اسلام منهای روحانیت بعد از آنکه رضاخان قلدر نتوانست مانند ترکیه اسلام را در ایران از رسمیت بیندازد بعد از شهرویر ۲۰ آمدن این تز را مطرح کردند همان فروغی که رضاخان را به قدرت رساند و قصد داشتند به دست او اسلام را قلع و قمع کنند حالا اسلام منهای روحانیت را مطرح کرده بودند قرآن برای همه آمده چه نیازی هست به روحانی و مفسر و اینها ما خودمان به قرآن عمل می کنیم به دنبال اسلام منهای سیاست، اسلام منهای عبادت اینها جریاناتی بود که در کشور رواج داشت از سوی دیگر اسلام سرمایه داری بود اسلامی که در خدمت زر و زور باشد در خدمت حکومت و سرمایه داران باشد .

درچنین وضعی شخصیتی از تبار ابراهیم به صحنه آمد و ندای آزادی خواهی سر داد امام  در مرحله اول اسلام راستین را به مردم معرفی کردند سعی کردند مردم را از این اسلام انحرافی نجات دهند تکیه کردند روی اسلام ناب محمدی (ص) امام در گام نخست در در اعلامیه‌ها ، سخنرانی‌ها _بروید مطالعه کنید صحیفه امام و حکومت اسلامی را امام حرف‌هایش شاید پیش پا افتاده باشد که انقدر تأکید می‌کردند تا بتوانند آن اندیشه‌های کج روانه را از بین ببرند_ اولین قدم در این مرحله معرفی اسلام راستین به مردم بود.

گام دوم در جهت رشد و آگاهی ملت,  امام به خوبی دریافته بود که آنچه توانسته این همه فجایع را بر ملت ما تحمیل کند  استقلال ما را بگیرد، آزادی ما را بگیرد روحیه مارا بگیرد به جوانان ما بباوراند که بی‌عرضه هستند کاری از آنها بر نمی‌آید بخاطر این است که رشد سیاسی را از جوانان و ملت گرفتند امام تمام تلاش خود را کرد تا با افشا گری با روشنگری با اعلامیه ها و سخنرانی های مستمر روحیه آگاهی را در جوانان بوجود بیاورد رشد سیاسی بدهد آگاهی سیاسی بدهد و از آن مهمتر خودشناسی خود باوری امام احساس کرد جوانان را بطور کلی تهی کرده‌اند و این بزرگترین خطر است دشمن کاری کرده است که همه باور کنند باید تسلیم باشند ذلت پذیر باشند باید تو سری خور باشند امام سعی کرد خود باوری را زنده کند و آن کلام امیر المومنین علی (ع) که :« أ تزعم انک جرم ثقیل و فیک انتوی العالم الاکبر»(۲) سعی کرد بباوراند که شما انسانید شما استعداد و توانایی دارید شما نیرو دارید می‌توانید خیلی کارها را انجام بدهید خیلی مسائل را انجام بدهید این مسأله ای بود که امام روی آن بسیار تأکید کرد «توان بخشی قدرتمندی» .

مسأله مقاومت، یکی از مشکلات همین بود که بسیاری از افراد تا یک قدم بر می‌داشتند ویک ضربه می‌خوردند سریع عقب می‌رفتند. یادم است رژیم شاه وقتی در دوم فروردین ۱۳۴۲ به مدرسه فیضیه حمله کرد  و آنجا را به خاک و خون کشید خیلی‌ها گفتند بله دیگر تمام شد دیگر فاتحه اسلام و حوزه و روحانیت خوانده شده و از ما دیگر کاری ساخته نیست .

اما نقش امام در آن مقطع همانطور که در کتاب نهضت گفته‌ام مانند «ضربه علی یوم الخندق» است که افضل من عبادت الثقیلن بود آن اعلامیه که شاه دوستی یعنی غارت گری شاه دوستی یعنی آدم کشی تحولی ایجاد کرد آن روحیه هایی که داشت بطور کلی از بین می رفت را زنده کرد و امام توانست با همین شیوه روشنگری و افشاگری روحیه انقلابی را روحیه مقاومت را در افراد زنده کند مسأله مقاومت بسیار مهم بود و حضرت امام فراوان بر آن تأکید داشت و حتی روزهای آخر عمرشان این آیه شریفه :« فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ » (۳) بارها مطرح می کرد و می گفت رسول اکرم می فرمود این آیه ما را پیر کرد که مقاومت و پایداری امت من بسیار دشوار است و خون جگر می خواهد جانبازی و از خود گذشتگی می خواهد که امام فرمود ما تا آخرین نفر و تا واپسین نفس باید باسیستیم و مقابله کنیم و دست از رسالتمان بر نداریم.

این تحولاتی که امام بوجود آورد نتیجه اش آن شد که دیدید در کشور ما چه اتفاقاتی افتاد اولین مسأله ای که در سایه آن آگاهی، مقاومت و شناخت اسلام ناب محمدی (ص) بوجود آمد پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران توانست برای نخستین بار در زمره ۱۵ کشور برتر دنیا از نظر تولید علم قرار بگیرد قبل از انقلاب ایران در رتبه ۶۰ بود اما در سایه همین مقاومت، آگاهی و رشد مردم صلابتی که به مردم داده شد مردم دریافتند که اینها توانمندند، قدرتمندند، استعداد دارند، می توانند کارهای بسیاری انجام دهند . این بلند همتی که امام در میان مردم بوجود آورد  خیلی مهم بود.

وقتی امام نهضت را شروع کرده بود خیلی ها می‌آمدند به امام می گفتند لااقل به شاه حمله نکن تو حریف شاه نمی‌شوی امام یک کلمه می‌گفت ما می‌توانیم می‌گفتند به آمریکا حمله نکن آمریکا ابر قدرت است حریفش نمی‌شوی اما امام در مقابل می گقت ما می‌توانیم. این بلند همتی امام درپیروان ایشان در کسانی که سر در راه امام می‌گذاشتند تأثیر گذار بود و دیدیم که خیلی چیزهایی که محال می‌پنداشتند اینها انجام دادند.

من یک آمار مختصری در رابطه با تولید علم در ایران بدهم که چه بود و به کجا رسیده است.

در سال ۱۳۸۱ ایران توانست به رتبه ۵۲ جهان برسد در سال ۸۲ و ۸۳ در جایگاه ۴۸ جهان قرار گرفت در سال ۱۳۸۴ با یک جهش علمی به جایگاه ۴۲ جهان رسید در سال ۱۳۸۷ ایران توانست رتبه ۲۵ جهان از لحاظ تولید علم را بدست بیاورد و سر انجام در سال ۱۳۸۹ به رتبه ۱۵ جهان رسید و متأسفانه بعد از به قدرت رسیدن این دولت کذایی علیه ما علیه برگشت به رتبه ۱۷ و همانجا راکد ماند. این از نظر مادی است ولی واقعا پیشرفت کشور دراین دوران به اندازه سه قرن دوران ستم شاهی ایران جلو رفته ولی متأسفانه این پیشرفت ها به خوبی بیان نمی‌شود.

اما از اینها مهمتر که امام هم روی آن تأکید داشته ، جوانان ما شهید نشدند که بگوییم از حیث علمی به این مقام رسیدیم از نظر اقتصادی به فلان مقام رسیدیم تا سال ۵۷ اگر یک سد یا پل می‌خواستیم بسازیم دیگران باید برای ما می ساختند امروز ما از نظر مسائل فضایی و موشکی و هواپیمایی و … به پیشرفتهای زیادی رسیدیم اما اینها چیزهایی نیست که جوانان ما بخاطر آن شهید شدند و فدا کاری کردند عظمت کار اینها را نباید محدود کرد به این مسائل آنچه که به نظر من که نظر امام هم همین بود و ما پیرو امام و رهبری هستیم آنچه که انقلاب به ما داد که در دنیا بی نظر بود و هست و امروز دشمن می خواهد از ما بگیرد در چن محور خلاصه می کنیم.

امام در سایه پیروزی انقلاب اسلامی این محورها را برای ما به ارمغان آورده است و دشمن با همه قدرت می‌خواهد این چند محور را از ما بگیرد.

  1. مکتب امام انسان ساز بود.

امام در نجف در بحث اخلاق می فرمود سعی کنید آدم شوید استعمار گران از آدم می‌ترسند یک نفر آدم اگر در حوزه  یا دانشگاه پیدا شد منافع آنها را به خطر می‌اندازد. بعد می فرمود یک سید جمال در مصر آنجا را داشت متحول می‌کرد.

یعنی چه که انسان ساخت یعنی دیگر آن شخص نفسانیت برایش مطرح نبود خود بین و خود پرست نبود شهوت قدرت و مقام نداشت یکپارچه خدایی بود «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند» امام خودش اینطور بود و انسانهایی که تربیت کرد نیز اینچنین بودند، آنهایی که سر در راه امام گذاشتند در ۱۵ خرداد و اتفاقات بعد از آن تا پیروزی انقلاب اسلامی حرکتشان برای نفس نبود برای مادیات نبود برای یک کلمه بود «خدا» وقتی این انسانها مسلح شدند به سلاح ایمان دیدیم دنیا در مقابل اینها تسلیم شد. چگونه می‌توان باور کرد که ملتی با دستان خالی بتواند یک حکومت ۲۵۰۰ ساله را منقرض سازد، چگونه می‌توان باور کرد که یک ملتی با دستان خالی ابر قدرت ها را از کشور اخراج کند .

امام انسان تربیت کرد که مجهز به سلاح ایمان بودند و به دنیا اعتنایی نداشتند .

  1. شهادت طلبی ویژگی تربیت یافتگان امام

شهادتی که در پیروان مکتب عاشورا اهلا من العسل هست این روحیه شهادت طلبی دشمن را زمین گیر کرد.

اندیشمندان غربی علت این مقاومت و ایستادگی را در دو مطلب یافتند «عاشورا و انتظار» عاشورا سبب تحول و حرکت و خشم و خروش است و انتظار نمی گذارد امید از این ملت سلب شود. و امروز اگر حججی ها حماسه ای می آفرینند نتیجه همان تفکر شهادت طلبی است که در مکتب امام فراگرفته‌اند.

  1. مقاومت تا آخرین نفر تا آخرین نفس

امام در این زمینه فرمود «باید تمام ابر قدرتها بدانند که تا اخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم.»(۴)

و در سخنرانی دیگر می‌فرماید: « اگر سرمان را بالای دار برند اگر زنده زنده در شعله آتش او بسوزانند اگر زن و فزندانمان را در جلوی چشممان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه ظلم و کفر را امضا نخواهیم کرد.»

  1. پیروی از ولایت

امام خودشان از پیروان ولایت بودند و اینطور نبود که وقتی رهیر شدند مسأله ولایت را مطرح کنند. در ایران مسأله ولایت مطرح بوده حال ممکن است به این عنوان نبوده ولی پیروی از مرجعیت اصلی بود که برای همه شیعیان کاملا محرز بود و اگر این پیروی از ولایت و مرجعیت نبود یک جمله الیوم استعمال توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان است که کمپانی انگلستان شسکت نمی خورد مردم از اول پیرو مرجعیت بودند ولی ممکن است الفاظ فرق بکند. امام خودش پیرو ولایت بود.

زمانی که حضرت آیت الله بروجردی اعلی الله مقامه زعامت جهان تشیع را بر عهده داشتند امام حاضر نشدند  قدمی یا قلمی بر خلاف نظر ایشان بردارند. البته خدمتشان می رفتند انتقاد می کردند پیشنهاد می دادند اما وقتی از محضرشان خارج می شدند هرگز حاضر نبودند کوچکترین سخنی بر علیه ایشان بگویند یا حتی بشنوند. مسأله ولایت از جمله درسهایی بود که حضرت امام آن را در میان مردم ایران زنده کرد و مردم زمانی که راه ولایت برایشان آشکار شد توانستند مسیر حق را از بی راه تشخیص دهند.

  1. درس عزتمندی و غییرتمندی

خداوند انسان را با شرافت و کرامت آفریده « وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»(۵) دشمنان ما تلاش کرده بودند که اینها را از ملت ما بگیرند و گرفته بودند و کار به جایی رسیده بود در مقابل مردم به ناموس افراد تجاوز می شد و نفس نمی توانستند بکشند.

امام به مردم عزت و کرامت بخشید ومردمی که به عزت رسیدند اگر خطری پیش بیاید می بینید که چگونه حماسه می آفرینند.

این ویژگی ها از همه پیشرفتها و مسائل مختلفی که دنیا را به شگفتی واداشته مهمتر است ما اگر این ویژگی‌ها را داشته باشیم می‌توانیم هواپیما بسازیم به فضا برویم ، خودکفا بشویم، دست دشمنان را از منافع کشور کوتاه کنیم. اما اگر ملتی این ویژگی ها را از دست داد راحت تسلیم می شود و دشمن بر او مسلط خواهد شد. شما ببینید اگر امروز حزب‌الله لبنان یک ارتشی را که معروف است به ارتش سوم جهان و شکست ناپذیر است ظرف ۳۳ روز زمین گیر کرد به برکت همین ویژگی ها بود که از مکتب امام کسب کرده بودند. با این ویژگی ها بود که موشکها جواب داد و الا موشک را سوریه هم دارد مصر هم دارد اما می بینید آنطور ذلیلند(اشاره به جنگ اعراب و اسرائیل که به شکست کشورهای عربی ختم شد).

امروز دو جریان تلاش می‌کند این ویژگی‌ها را از ما بگیرد اولی از درون همین حوزه ها هست کسانی از درون حوزه سر بلند کرده اند خیلی زیر آبی می روند تلاش می کنند مرجع سازی کنند اما چه مرجعی مرجع اشرافی مرجعی که زندگی اشرافی و تجملاتی داشته باشد از این طریق راه انقلاب را و راه امام را سد می کنند . دوم ترویج واپس گرایی، خرافات سوم تلاش دارند روش امام و خط امام را به نحوی کور کنند و ملت را به بی راهه پویی بکشانند همان بدبختی های رژیم شاه را دوباره زنده کنند مانند اینکه می گفتند  دین از سیاست جدا است دخالت در سیاست غلط است. چهارم چه کسی گفته که آمریکا بد است ما بدیم . پنجم ما رابا اسرائیل و با عربها چه کار ما به کشور خودمان برسیم می گویند مردم کارتون خوابند پول را می فرستید آنجا همین افرد حاضر نیستند زره ای از اشرافیت و تجملات خود کم کنند و به مردم برسانند حتی به طلبه ها برسانند. اینها زمزمه هایی است که بطور زیر زمینی روی آن کار می شود و در درون حوزه فعال است اینها در سیاست بازی و نیرنگ بازی استادند این مسأله ای است در درون حوزه که امام آن را هشدار دادند که مراقب این مارهای خوش خط و خال باشید که تلاش می کنند ملت ما را برگردانند به دوران سیاه گذشته.

چرا وقتی طلبه‌های عزیزما یک حرکت به نفع مردم کردند که یک وظیفه انسانی، اخلاقی بود « مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ »(۶) « مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ . »(۷) اینها آمدند در فیضیه که به داد مردم برسید این فقر این گرسنگی این فشار این گرانی این تورم کمر مردم را خم کرده ببینید چه بر سر اینها آوردند چه هیاهویی به راه انداختند یک شعاری که به نظر من جنبه اخلاقی داشت تعبیر به تهدید کردند. این جریان داخل حوزه هست که بشدت خطرناک است افراد را جذب می کنند با پول، تبلیغ ، نقشه و نیرنگ تا حوزه های علمیه ما را از راه امام و انقلاب از راه اسلام راستین دور کنند همان اسلام آمریکایی را که امام می فرمودند تقویت کنند.

و یک مسأله دیگر دولت است من نمی دانم دولت این شیخ سرخه‌ای به یک مأموریتی آمده یا واقعا خودش اینطور است می بینیم آن ضربه ای را که این دولت به حیثیت این مملکت زد، ضربه ای که به استقلال این کشور زد ضربه‌ای که به پیشرفت این کشور زد همه یک طرف او روحانیت را در جامعه  ضایع کرد ملت ایران یک اعتقادی به روحانی داشتند که روحانی دروغ گو نیست روحانی حقه باز نیست خلاف کار نیست معتقد بودند که روحانی اهل نیرنگ بازی و دروغ نیست این اولین کاری که انجام داد سعی کرد به یک نحوی روحانیت را از مردم دور کند این بزرگترین دردی بود که اینها آفریدند. اصولاً لیبرالیستها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به صحنه آمدند که خط امام را درهم بشکنند.

در نجف در میان امام و علما بحثی بود که امام می فرمود بزرگترین خطری که اسلام را تهدید می کند فرهنگ غرب است اما علمای دیگر می گفتند خطر کمونیستها هستند امام  می‌گفت انها خطرند اما راه به جایی نمی برند کفر و الحاد با اسلام و توحید جمع نمی شود و نمی توانند موفق شوند .

زمانی که ما در نجف بودیم کتابهای کمونیستی و مائوئیستی در همه جا در دسترس بود و می گفتند عراق دیگر از دست رفت ولی دیدیم که وقتی شوروی فرو ریخت نه عراق کمونیست شد نه سوریه و دیگر کشورهای مسلمان اما غرب، لیبرالیسم  آنها از روز اولی که انقلاب پیروز شد به صحنه آمدند بنی صدر، قطب زاده، نهضت آزادی ، جبهه ملی همه اینها ریشه در لیبرالیسم غرب داشتند و حتی برخی از آخوندهای ما از آنها تأثیر گرفته بودند از شیخ علی تهرانی شروع کنید تا شیخ حسینعلی منتظری آنچه که اینها را به آلت دست تبدیل کرده بود اندیشه لیبرالیستی بود.

کتاب ایران و جهانی شدند را مطالعه کنید آقای سریع القلم نوشته و شیخ سرخه ای هم بر آن مقدمه زده در ان مقدمه آرزو کرده که این خواسته ها و نوشته ها روزی در ایران تحقق پیدا کند. حال مطالب  این کتاب چیست ؟

اولا ایران و جهانی شدن همان عبارت اخرای (از فرق سر تا نوک پا باید کمونیست بشویم تا ایران نجات پیدا کند که فراماسونها سر می دادند) همان را با یک زبان زیبایی مطرح کرده که بله ما امروز چاره ای نداریم جز اینکه جهانی بشویم بعد که این را مطرح می کند می گوید برای اینکه جهانی بشویم باید بدانیم که اسلامی می تواند در ایران پیاده شود که با فرهنگ غرب همخوانی داشته باشد در غیر اینصورت ما نمی توانیم جهانی شویم و سوم امروز دنیا مانند یک دهکده شده و دیگر حرف از استقلاب زدن پوچ و غلط است.

و الان عملا  به دنبال اجرای همین سیاست‌ها هستند و اگر مقام معظم رهبری در مقابل اینها  نمی‌ایستادند افشا‌گری نمی‌کردند و خط امام را تبیین نمی کردن او کار خودش را کرده بود. اما مقام معظم رهبری با آن بینش و هوشیاری که دارند مانند سدی آهنین در مقابل این نقشه ها و توطئه ها ایستاده اند و اینها را رسوا و افشا می کنند اما مسئله این است که او (شیخ سرخه ای) از نظر اخلاقی کاری کرد که روحانیت را سر شکسته کرد و دوم اینکه دشمن کمک کرد و  حال تمام مشکلات کشور را به پای اسلام می نویسند که اسلام نتوانست کشور را اداره کند ضربه به اسلام زد با تزویر و حقه بازی سعی کرد مردم را از روحانیت بیگانه کند. به ائمه اطهار تهمت زد امام حسین (ع) را اهل مذاکره و معامله معرفی کرد امام حسن مجتبی (ع) را اهل مجامله و مسامحه معرفی کرد. سعی کرد تیشه به ریشه بزند .

اینکه امام فرمود خدا نکند پیش از آنکه شما خودتان را اصلاح کنید جامعه به شما روی آورد که جز مفسده برای جامعه چیزی به همراه نخواهید داشت این را در نجف فرمود در همان کتاب مبارزه با نفس (جهاد اکبر) امروز می بنیم چنین وضع دردناکی به وجود آمد دورویی دروغگویی، وعده های دروغ دادن واقعا این جمله خیلی زیبا است « لا حیاء لمن لا دین له »(۸) وقتی می خواهد به قدرت برسد می گوید در ۱۰۰ روز مشکلات اقتصادی را حل می‌کنم بعد که به قدرت می‌رسد بعد چهار سال کلا انکار می‌کند با کمال وقاحت، اینها بسیار دردناک است.

البته من به شما عرض کنم خط سازش که در مقابل خط امام بود شکست خورد بعد از ماجرای برجام همه به خوبی دریافتند که ابر قدرت‌ها جز نیرنگ بازی سیاست بازی و فریب ملت‌ها کار دیگری نمی‌کنند .

 

قبل از مذاکرات برجام خیلی از افراد خوش بین می‌گفتند اگر یک کسی پیدا شود که با آمریکا یک لبخندی بزند مشکل مملکت ما حل می شود یعنی دشمن در طی ۲۰ تا ۳۰ سال چنان تبلیغ کرده بود که تمام مشکلات ما در این نکته نهفته که ما با آمریکا رابطه نداریم این تبلیغات به حدی گسترش پیدا کرد که رهبری ناگزیر شدند راه را برای مذاکره باز کنند و تاریخ تکرار می شود عین آنچه بر علی (ع) گذشت که مجبور شد با معاویه صلح کند همان روش در مورد مقام معظم رهبری هم اجرا شد. به گونه ای تبلیغ شد در دانشگاهها که بزرگترین حرفشان این بود که اگر امروز من بیکارم شغل ندارم ، مسکن ندارم برای این است که ما با آمریکا رابطه نداریم چه کسی نمی گذارد ما با آمریکا رابطه بگیریم رهبری، رهبری مانع سعادت و خوشوقتی من است. خوب راه باز شد رفتند و مذاکره کردند و این خسارت سنگین بر کشور وارد شد اما این حقیقت آشکار شد که خط سازش خط نیرنگ و تزویر است و نتیجه ای دربر ندارد با این وجود می بینیم که این دولت با همه قدرت سعی می کند برجام را یک مائده آسمانی نشان دهد ، برجام فتح الفتوح بود دست آورد تاریخی برای ملت ایران بود برجام یعنی تسلیم قدرت های بزرگ در مقابل ایران ، برجام اقتصاد ایران را شکوفا کرد و از اینگونه دروغ پردازی ها و دیدیم برجام  سوای فضاحتهایی که به بار آورد و ملت ایران را در دنیا سر شکسته کرد در عین حال همان راه را مرموزانه دنبال می کنند و در صدد هستند برجام ۲و ۳ و ۴ را به اجرا در بیاورند اصلا این را قول داده اند و در همان مرحله اول که برجام را امضا کردند توافق کردند غربی ها صریحا اعلام کردند که برجام ۲ در مورد موشکهای بالستیک است برجام ۳ در مورد حقوق بشر است که مثلا در کشور همجنس بازها آزاد باشند بهائیها آزاد باشند و از این ست مطالب.

خروج آمریکا از برجام برای فشار بیشتر  بر ایران است و اروپاییها هم ماندند تا ایران دوباره به سراغ غنی سازی و انرژی هسته ای نرود که ایران را در فشار نگهدارند  و نوعی جنگ زرگری بین آمریکا و اروپا است. تا با افزایش فشار بر مردم ایران برجام های بعدی را بر ملت تحمیل کنند. همانطور که عرض کردم یکی از نقشه های زمان شاه نا امید کردن مردم بود که الان با همان شیوه دنبال می شود. وزیر خارجه می گوید امریکا با یک حرکت تمام توان نظامی ما را نابود می کند آن دولت مرد دیگر گفته ایران که قدرتی ندارد کاری بلد نیست در زمان مذاکرات هسته ای ، می‌گوید ایرانی فقط آبگوشت بزباش بلد است با قرمه سبزی اینگونه مسخره کردند.

طبیعی است وقتی دولت مردان ما اینگونه باشند سرمایه دار باشند اشرافی باشند تلیاردر باشند آیا اینها می توانند به فکر مردم باشند آیا اینها می توانند به فکر مستضعفین باشند و از این بدتر من  نمیدانم این شیخ مأمور است یا واقعا خودش اینگونه است از همان اول سعی کرد دولت را از ملت جدا کند هیچ دولتی سابقه نداشته انقدر به ملت توهین کند «بی سواد، بی شناسنامه، مزدور، کاسب تحریم، کودک صفت، دنیا ندیده، تازه به دنیا رسیده ، حسود بزدل، ترسو، عقب مانده ، عصر هجری، هوچی باز، منفی باف، مشتی لات، برید به جهنم » آیا می شود این سخنان از یک آدم عاقل که مأمور نباشد، وابسته نباشد،بند و بست نداشته باشد سر بزند ما با چنین وضعی مواجه هستیم.

حال راه مواجهه با این مسئله چیست ما طلبه‌ها باید چه کار کنیم

اولین قدم این است که آن ویژگی هایی که عرض کردم را باید جدی بگیریم اگر خدای ناخاسته نتوانیم خودمان را اصلاح کنیم نتوانیم مهذب کنیم نتوانیم به سلاح ایمان مجهز شویم نتوانیم خدایی شویم و از الان به فکر قدرت و مقام و منصب باشیم راهمان به ترکستان ختم خواهد شد. اگر می خواهیم به ملت خدمت کنیم آن محورهایی را که عرض کردم که امام به کشور ما ارزانی داشت و مهمتر از تمام پیشرفتهای علمی و مادی ما بود به کار بندیم.

دوم اینکه رشد سیاسی پیدا کنیم آلت دست نشویم هر حرفی را که شنیدیم باور نکنیم دنبالش نرویم.

سوم دشمن شناسی یکی از دلایل موفقیت حضرت امام دشمن شناسی بود آن روزی که امام نهضت را شروع کرد جریانهای سیاسی بزرگترین دشمن را انگلیس می دانستند حتی اسرائیل را دوست می پنداشتند . امام دشمن شناس بود در اولین قدم دشمن را معرفی کرد«آمریکا»و«اسرائیل» حتی بعد از پیروزی انقلاب که امام فرمود «آمریکا شیطان بزرگ» است مهندس بازرگان گفت «اگر آمریکا شیطان بزرگ است پس شوروی شیطان اکبر است » دشمن شناسی مهم است شما در حوزه دشمن دارید خارج از حوزه که بماند شما در حوزه کسانی را دارید که می خواهند شما را ذلیل کنند اسیر کنند بله قربان گو کنند ، این بساط مرجع سازی که گفتم خطرناک است. مبادا با پول با تبلیغ با جو سازی شما را فریب دهند. رشد سیاسی بسیار مهم است.

جهارم دوری گزینی از زندگی تجملاتی و اشرافی ، وقتی شما می توانید به این کشور خدمت کنید که امروز که طلبه هستید، فردا که مجتهد می شوید، انشاء الله که مرجع می شوید زندگیتان هیچ تغییری نکند یکسان باشد، امام را ببینید آن روزی که طلبه بود آن روزی که مجتهد و استاد حوزه بود آن روزی که مرجع تقلید بود روزی که رهبر ایران بود در زندگیش کوچکترین تغییر بوجود نیامد، حتی آن وقتی که در جماران ساکن شد و می خواستند حسینیه را رنگ بزنند امام اجازه نداد. سعی کنید از زندگی تجملاتی دوری کنید و با مردم یکسان باشید. مردم ما تا قبل از پیروزی انقلاب دلخوشیی که داشتند این بود که روحانیون با آنها یکسان هستند زندگی کذایی ندارند اما بعد از انقلاب یکی از مصیبتهایی که بر ما وارد شد برخی از روحانیون خودش یک ماشین، پسرش یک ماشین عروسش یک ماشین بعضی ها در خانه‌هایشان استخر، سونا وقتی می توانید از این تجملات رهایی پیدا کنید که از الان خود را بسازید شخصی که وقتی به آلاف و اولوف می رسد در خانه اش استخر می سازد و دست به تجملات می زند این نشان می‌دهد از ابتدا در طلبگی مهذب نشده فقط چند کلمه اصطلاح یاد گرفت سعی کنید که مهذب بشوید که اگر در آینده برای شما امکانات فراهم شد مانند آنها نشوید بله وقتی انسان امکانات دراختیارش نیست به شکل دیگری می پندارد اما آنجایی که امکانات فراهم شد باید ببیند چگونه است «گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود آن که در او غش باشد »

سعی کنیم  انشاءالله  تا آنجا  که می شود از مسائل دنیوی دوری گزینیم تا بتوانیم به دینمان به ملتمان خدمت کنیم

نکته اخر اینکه سعی کنید خط امام را به خوبی بشناسید آنچه می تواند من و شما را نجات دهد خط امام است راه امام است اندیشه های امام است.

 

 

 

منابع

  1. سوره انفال آیه ۲۶ (و به یاد آورید هنگامى را که شما در زمین گروهى اندک و مستضعف بودید مى ترسیدید مردم شما را بربایند پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یارى خود نیرومند گردانید و از چیزهاى پاک به شما روزى داد باشد که سپاسگزارى کنید)
  2. شعر منسوب به امام علی علیه السلام . (شما فکر می‌کنید یک موجود کوچک هستید، در حالی‌که کل ( جهان ) در درونتان نهفته است»؟)
  3. سوره هود آیه ۱۱۲ (پس همان گونه که دستور یافته‏ اى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند] و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست)
  4. صحیفه امام جلد ۲۰ ص ۱۹۹
  5. سوره اسراء آیه ۷۰ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم
  6. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲، ص ۱۶۳، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق. آن‌که صبح کند و دغدغه مسلمانان را نداشته باشد، مسلمان نیست.
  7. همان . هر که بشنود مردى فریاد میزند «مسلمانها بدادم برسید» و جوابش نگوید مسلمان نیست.
  8. میزان الحکمه، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹ . کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *