انقلاب اسلامی حجت الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی خبر

قیام ۲۵ مرداد فیضیه قم در کلام حجت الاسلام سید حمید روحانی

متن کامل نشست خبری تاریخ نگار انقلاب اسلامی، پیرامون وقایع مربوط به تجمع طلاب معترض به دولت در مدرسه فیضیه

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

ولاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل و لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم.

جلسه را با پیام و کلامی از حضرت امام (سلام الله علیه) شروع می‌کنم:

«امروز عدّه‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین، انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمآهای احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست؛ طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکایی‌اند و دشمنان رسول‌الله.»[۱]

خب اینکه امام(ره) این خطر عظیم را در مورد عناصر متحجر و این مارهای خوش خط و خال هشدار می‌دهند، باید ببینیم که آیا بعد از رحلت امام(ره) در طول این سال‌های طولانی، این مارهای خوش خط و خال از بین رفتند و از حوزه کنار گذاشته شدند یا اینکه در حوزه حضور دارند؟ اگر حضور دارند آیا ساکت و آرامند؟ زندگی روزمره را می‌گذرانند یا مشغول توطئه و ترفند و نقشه هستند؟

مسلماً این عناصر اهل جمود و تحجر و به فرمایش حضرت امام مارهای خوش خط و خال به‌شدت فعال هستند و فعال بودند به همین دلیل حضرت امام خطر آنها را گوشزد کردند و هشدار دادند.

ما برای شناخت این عناصر و این مارهای خوش خط و خال چند راه داریم. یکی ویژگی‌هایشان است. ما اگر ویژگی‌های اینها را بشناسیم می‌توانیم آگاهی پیدا کنیم که اینها چه کسانی هستند و چه جریانی را دنبال می‌کنند. نخستین ویژگی این مارهای خوش‌خط و خال و این عناصر متحجر این است که سکولار هستند. به‌شدت دنبال اجرای اسلام منهای سیاست هستند. و دنبال این هستند که بتوانند ایران و حوزه‌های علمیه را به دوران سیاهی که به طور کلی از سیاست تهی بود و چیزی از سیاست را درک نمی کرد، برگردانند. آنها به تعبیر حضرت امام، بطورکلی سعی می‌کنند اسلام آمریکایی را در حقیقت به اجرا در بیاورند.

دومین ویژگی‌شان این است که اهل اشرافیت هستند. به‌شدت زندگی مرفهی را دنبال می‌کنند. سعی می‌کنند که با رفاه‌طلبی، اسلام را از راهی که بوده باز دارند. راه امام علی(علیه‌السلام) و راه اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌ علیه و آله و سلم) را به‌طورکلی منسی سازند و اسلام ارتجاعی و آمریکایی را حاکم کنند.

من از اصحاب رسانه درخواست دارم که به حوزه‌های علمیه رفته و زندگی این عناصر را پیگیری کرده و بشناسند. سعی کنند ببینند اینها چگونه زندگی می‌کنند و چه کاری انجام می‌دهند و چه نقشه‌هایی در سر دارند؟

سومین ویژگی‌شان این است که سعی می‌کنند مسأله مرجعیت را در اختیار بگیرند. تلاش می‌کنند آینده حوزه، آینده جهان اسلام و روحانیت را به یک نحوی در دست بگیرند. آمریکا و استکبار جهانی در طول تاریخ از مرجعیت ضربه‌های جبران ناپذیری خورده و زخم‌های عمیقی بر پشت دارد، فلذا الان تمام تلاش آمریکا و انگلیس این است که بتوانند آینده جهان تشیع و مرجعیت را به یک نحوی در اختیار بگیرند. آنها اگر بتوانند در حوزه‌های علمیه چند نفر جاه‌طلب، خودخواه، رفاه‌طلب، دنیاپرست به عنوان مرجع بسازند و به صحنه بیاورند، می‌توانند بطورکلی جهان اسلام را دگرگون ساخته و به سیاهی و تباهی بکشانند. آمریکا عناصری را در حوزه‌های علمیه میان آب نمک خوابانده به دنبال این است که از طریق آنها نقشه‌های خود را به اجرا در آورد.

ویژگی دیگر این عناصر این است که بطور‌کلی از هرگونه برخورد و حرکت علیه استکبار جهانی، زورمداران، زرپرستان دوری می‌گزینند. هیچ وقت علیه اسرائیل، آمریکا و علیه این‌گونه عناصر، از اینها حرف و سخنی شنیده نمی‌شود.

ویژگی دیگرشان این است که بطور کلی از رنج و محنت مردم هم بی‌خبرند؛ این هم طبیعی است وقتی انسان دنبال زندگی اشرافی بود، اشرافیگری با مردمی بودن هیچ همخوانی ندارد. به قول معروف اگر دنیا را آب ببرد اینها را خواب می‌برد نه تنها به فکر مردم نیستند بلکه حتی اگر ببینند در حوزه علمیه کسانی به فکر و دلسوز مردم هستند، برای دفاع از حقوق مردم حرکت می‌کنند، سعی می‌کنند با دلسوزان مقابله و برخورد کنند. تمام تلاش این عناصر این است که با افراد و جریان‌های خارج از حوزه که قبله گاه‌شان کاخ سفید هست هم‌دست بشوند و حوزه‌های علمیه را بطورکلی از فعالیت‌های سیاسی، انقلابی، ضد استعماری باز بدارند.

قیام ۲۵ مرداد ۹۷ در مدرسه فیضیه را دیدید که چگونه خواب تسلیم‌طلبان، سازشکارها و عناصری که دنبال سازش با آمریکا هستند و سردمداران برجام و برجامی‌ها را آشفته کرد. چه اتفاقی افتاده بود؟ چه مسأله‌ای پیش آمده بود که این‌گونه از روزنامه‌های زنجیره‌ای تا افراد ضد‌انقلابی که در حوزه‌ها جا خوش کردند برای آینده مرجعیت، برای اینکه در آینده بتوانند خودشان را به عنوان مرجع مطرح کنند، به صحنه آمدند و به قول معروف جیغ‌شان درآمد؟ مگر جز این بود که عده‌ای از طلاب مظلوم که به فکر مردم هستند در دفاع از مردم به یاری مردم آمدند تا به دولتمردان بگویند که به فکر مردم باشید؟ مگر جز این بود که بگویند این فقر، این بیچارگی، این گرانی، این تورم و این بیکاری دارد مردم را از پای در می آورد؟ آنها به وظیفه اسلامی‌شان عمل کرده بودند. اما واقعیت این است که اصل قضیه برمی‌گردد به این‌که استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا از فیضیه انقلابی وحشت دارد.

نهضت امام از فیضیه آغاز شد. فیضیه از آن روزی هم که نهضت آغاز شد تا روزی که انقلاب به پیروزی رسید مانند دریای متلاطم هرگز آرام نگرفت. رژیم را به ستوه درآورده بود به مناسبت‌های مختلف فیضیه بود کانون انقلاب، کانون حرکت و خروش. آمریکا از فیضیه انقلابی می‌ترسد، آمریکا از فیضیه ناآرام که خیزش و خروش را دنبال کند بشدت وحشت دارد. می‌داند اگر فیضیه به موقعیّت و جایگاه خودش برگردد، آن روز  زنگ خطری است برای استکبار جهانی و عوامل آنها. سازشکارها، برجامی‌ها، سرسپردگان به جریان‌های استکباری و استبدادی از فیضیه انقلابی وحشت دارند. آمریکا فیضیه‌ای می‌خواهد خاموش، حوزه‌ای می‌خواهد بی‌هوش، طلابی می‌خواهد که مانند برده باشند، حق حرف زدن نداشته باشند، حق سخن گفتن نداشته باشند، حق اظهار‌نظر نداشته باشند و دنباله رو باشند.

جوان‌ها همیشه پاسداران و نگهبانان ارزش‌ها بودند. آن روزی که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌ علیه و آله و سلم) بعثتش را آغاز کرد پیرمردهایی مانند ابوجهل و ابوسفیان و ابولهب اینها رفتند دنبال بت‌پرستی و کارشکنی.  آنهائی که آمدند و بعثت پیامبر را به ثمر رساندند، جوان‌ها بودند، در دوران انقلاب  دیدیم جوانی که روی انگشت پا می‌ایستاد تا قدش بلند نشان داده شود و به او نگویند تو هنوز کودکی نباید جبهه بروی. در نهضت امام دیدیم آنهائی که آمدند نهضت امام را دنبال کردند و در حقیقت نقش نیروی پیاده‌نظام امام را داشتند، جوان‌ها بودند و امام بزرگترین ویژگی‌اش همین بود که به جوان‌ها توجّه داشت. با آنها مماشات می کرد، اشتباهات آنها را تحمل می‌کرد و سعی می‌کرد آنها را به راه بیاورد. روزی که نهضت امام آغاز شد دانشگاه بطور کلی از حوزه متنفر و از حوزه بری بود؛ متأسفانه حوزه هم از دانشگاه دوری می‌گزید و بدبین بود.

در ظرف چند‌ماه امام کاری کرد که دانشگاهی که بطور کلی از حوزه بیگانه بود، نخستین تظاهرات را با نام امام در ایران  به راه انداخت. در کتاب نهضت امام خمینی قید شده است که در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۲ _که فقط ۷-۸ ماه از نهضت امام می‌گذشت_ دانشجویان در تهران با شعار «آیت الله خمینی پیروز است» تظاهرات راه انداختند. این اولین تظاهراتی بود که با نام امام در ایران صورت گرفت آن هم از سوی دانشگاه. امام با جوان‌ها کار می‌کرد، به جوان‌ها توجه داشت، به جوان‌ها ارزش و بها می‌داد.

امام در نجف هم مرتب با دانشجوها ارتباط و مکاتبه داشتند. یک وقتی دانشجویی از همان انجمن اسلامی دانشجویان اروپا، در یک سخنرانی جمله‌ای گفته بود که مثلاً این روحانیت متعفن! خب قاعدتاً باید امام در آنجا علیه‌شان موضعگیری می‌کرد، اما امام هرگز این مسأله را بزرگ نکرد و به آن اهمیت نداد. بلکه سعی کرد با همان مکاتبات با همان راهنمایی‌هایی که داشتند، اینها را هدایت کرده و از انحراف باز دارند.

اما دشمن خوب دریافته است که جوان چه نقشی دارد. نقش جوان در انقلاب چقدر عظیم و مهم است. اینکه بعد از قیام فیضیه در روز ۲۵ مرداد ۹۷ آن‌گونه هیجان در میان عوامل آمریکا و برجامی‌ها شروع شد، برای همین بود که احساس کردند فیضیه دارد به جایگاه خودش برمی‌گردد و انقلابی عمل می‌کند. احساس کردند اگر این انقلاب در فیضیه اوج بگیرد برایشان خطر جدی است و هم احساس کردند جوان‌ها دارند به صحنه می‌آیند این جوان‌ها را باید سرکوب کرد.

مگر شعارهایی که در فیضیه مطرح شد چه بود؟ یک‌بار دیگر این شعارها را مرور می‌کنیم تا ببینیم کدام یک از این شعارها علیه اسلام، علیه انقلاب یا علیه نظام بود!؟

«وزیران میلیاردی زالوی این نظامند»، «برجامی‌ها برگردید مطیع رهبر گردید»، البته حرف حق تلخ است ولی این حرفی نبود که مسئله‌ای داشته باشد خلاف باشد دور از حقیقت باشد دور از خواست مردم باشد «نه برجام، نه ۲۰۳۰، لعنت به انگلیسی»، «این گفته امام است مذاکره حرام است.» این گفته امام که مذاکره حرام است در حقیقت گفته قرآن هست. «لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء»، «حوزویان بیدارند، از مفسدان بیزارند»، «سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن.»

کلام ائمه معصومین است حضرت رضا می فرمایند (صلوات‌الله و سلامه علیه) «السکوت اخ‌الرضا» آنهائی که سکوت می‌کنند در حقیقت با آن کسی که ظلم می‌کند شریک هستند. اما  اخلاقی‌ترین، ارزشمندترین و سازنده‌ترین شعار این بود که: «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت.» این شعار، شعاری بود هشدار دهنده، سازنده و مقدس. این شعار می‌خواهد بگوید ای کسانی که قدرت مستتان کرده، ای کسانی که در کاخ‌های کذایی نشسته‌اید و کاخ نشین شده‌اید، ای کسانی که به محافظ، نگهبان و به بیا و بروهای ظاهری دل خوش کرده‌اید، هشیار باشید. این همیشگی نیست، تمام شدنی است. پس عبرت بگیرید. عبرت بگیرید از هاشمی رفسنجانی (رحمت الله علیه) با آن طمطراق، با آن قدرت، با آن شوکت که شما در مقابل آن صفر هستید. او با تمام آن قدرت و امکانات، یک لحظه در استخر عزرائیل جانش را گرفت. شما فکر نکنید که چون قدرت دارید چون مقام دارید چون در برج آج نشسته‌اید همیشه این قدرت برای شما محفوظ خواهد بود. این شعار، حرف بسیار مقدسی بود. این در حقیقت معنای این آیه شریفه بود که «اینما تکونوا یدرککم الموت و ان کنتم فی بروجاً مشیده»  هر جا باشید مرگ شما را پیدا کرده و به سراغ شما می آید حتی اگر در برج مستحکمی نشسته باشید. اینها هشدار بود یک هشدار بسیار اخلاقی بسیار عظیم بسیار عمیق برای کسی که بتواند عبرت بگیرد.

دوره رژیم شاه هم یادم هست که مشابه همین شعار یک شعری بود:

ای که مینازی به تخت و بخت و تاج و اقتدار، این جهان فانی است تاریخ پدر را یاد کن

این حرف حقی بود سخن درستی بود این می‌خواست همین را بگوید ای آنکه مذاکره شعارت استخر فرح در انتظارت این می‌خواست بگوید «ای که می‌نازی به بخت و تخت و تاج و اقتدار، این جهان فانی است. زندگی آقای هاشمی رفسنجانی را یک لحظه یاد کن» اما آنهائی که زبان آمریکا در دهن‌ آنهاست، آنهائی که کاخ سفید قبله گاهشان است، اذناب آمریکا، قدرت طلبانی که به جز قدرت چیزی نمی‌فهمند، «صمٌ بکمٌ و هم لایعقلون» شدند آمدند این را مسخ کردند وارونه کردند.

گفتند می‌دانید این شعار چه می‌خواهد بگوید؟ اولاً می‌خواهد بگوید که هاشمی در استخر کشته شده! دوماً اینکه تو را می‌بریم آنجا می‌کشیم! چقدر… واقعاً انسان وقتی از خدا دور شد به کجا می‌کشد! و جالب اینجاست که سرنوشت طاغوتیان مشابه هم و یکسان است. رژیم شاه هم وقتی که با یک حرکتی مواجهه می‌شد از همین فرصت‌ها سوءاستفاده می‌کرد. دانشجویان دانشگاه در سال ۱۳۴۹ با شعار «انقلاب سفید دروغ است، از بر این انقلاب دهقان ما نابود شد، از ثمر انقلاب فرهنگ ما نابود شد» به صحنه آمدند و تظاهرات کردند. حالا در میان شعارها یک جمله‌ای بود که «انقلاب سفید دروغ است، انقلاب سرخ می‌خواهد» یک‌دفعه رژیم آمد همین کلام را گرفت و بلوا کرد که اینها کمونیست‌ها هستند و حالا ممکلت می‌خواهد کمونیست بشود در سراسر کشور بساط راه انداختند که مردم چرا نشسته‌اید که دانشگاه را کمونیست‌ها اشغال و تصرف کردند. افکار دانشجویان ما منحرف شده یک تظاهرات عظیمی و ما از این دانشجو نماهای مغرض و کمونیستی متنفریم الان هم می‌خواستند این کار را بکنند.

دستگاه تبلیغاتی دولت تلاش کرد که بگوید رئیس جمهور تهدید شده تا بتواند در سراسر کشور یک تظاهراتی راه بیندازند و یک عده‌ای کفن بپوشند. اما به لطف خدا از آنجائی که این دولت بی‌اعتبار و بی‌ارزش است و در میان مردم جایگاه و پایگاهی ندارد، این توطئه نگرفت. لذا سرنوشت بیگانگان زورمداران، طاغوتیان یکسان است. آنها هم از همین سوءاستفاده می‌کردند در میان این مسأله یک جمله را گرفتند، مسخش کردند وارونه‌اش کردند که بله دولت را تهدید کردند.

وقتی در سال ۱۳۴۳ حسنعلی منصور ترور شد در بهمن ۱۳۴۳ حجت‌الإسلام شیخ محمدجواد حجتی کرمانی که هنوز هم زنده هستند ایشان بالای منبر همان شبی که منصور ترور شده بود این جمله را بیان کرد: «دیدی که خون ناحق پروانه شمع را   چندان امان نداد که شب را سحر کند.»  آمدند و دستگیرش کردند. من در دادگاه‌شان شرکت کردم. از جمله افرادی را که با ایشان محاکمه می‌کردند عبارت بودند از آقای مروارید، شهید محلاتی، مرحوم شجونی بود و … که جمعاً ۱۳ نفر می‌شدند. جرم اقای حجتی این بود که شما با این شعری که خواندید نظام و رژیم را تهدید به مرگ کردید. یعنی شما هم مثل منصور ترور می‌شوید. ایشان هرچی داد می‌زد که من خواستم بگویم عبرت بگیرید، عبرت بگیرید. خواستم بگویم فکر نکنید که همیشه این قدرت برای شما محفوظ می‌ماند و این قدرت می‌تواند شما را از خطرها و از مرگ حفظ کند. این باز گفت نخیر تو تهدید کردی!  عیناً همین سرنوشت.

از آن‌طرف از زمانی که مرحوم هاشمی رفسنجانی رحلت کردند دائماً خارج‌نشینان و عوامل استکبار تلاش کردند این موضوع را جا بیندازند و به یک نحوی زمزمه می‌کردند که احتمالاً در فوت هاشمی یک توطئه‌ای بوده که این توطئه نگرفت. اما حالا می‌بینیم آنهائی که زبان آمریکا را در دهان دارند می‌آیند شعار را این گونه تعبیر می‌کنند که آنها می‌خواستند بگویند که هاشمی کشته شده شما هم کشته می‌شوید. دوتا کار می‌خواستند بکنند هم این‌جا یک شهید نمایی درست کنند از هاشمی که توی استخر غرق شده بگویند کشته شده و هم بگویند که بله این شعار تهدید بوده است.

اینها متأسفانه مسأله‌ای بسیار خطرناک است. یعنی اینجاست که نشان می‌دهد آن هشدار امام نسبت به آن مارهای خوش خط و خال حوزه و کانون فساد این لانه‌هایی که درست شده تا در آینده مرجعیت حوزه را در اختیار بگیرد، مرجعیت جهان تشیع را در اختیار بگیرد.  و البته در آینده نزدیک آنها را معرفی خواهم نمود.

از این طرف هم باید هشیار باشیم که چه کسانی، با چه شیوه و با چه تبلیغاتی سعی می‌کنند مملکت را به ناآرامی بکشانند؟ یک شعار بسیار مقدس، سازنده و هشدار دهنده را ببینید چگونه تحریف، وارونه و مسخ می‌کنند؟ چگونه  از آن در جهت بهم زدن حوزه و در جهت ساکت کردن جوانانی که راه امام و انقلاب و رهبری را دنبال می کنند سوءاستفاده می‌کنند؟ یک روز الم شنگه راه می‌اندازند که چرا گفتند سکولار در حوزه وجود دارد؟ این حرف مقام معظم رهبری هم هست. مقام معظم رهبری هم همین سخن را در یک وقتی بیان فرمودند و این هشدار را دادند اما دشمن دنبال سوءاستفاده است.

من در اینجا در پایان عرایضم به آن جوانان عزیز انقلابی فرهیخته دلسوز که درد دین دارند، درد مردم دارند، برای مردم دلشان می سوزد و این حرکت انقلابی را در ۲۵ مرداد ۹۷ آفریدند تحسین می‌کنم، تبریک می‌گویم، تقدیر می‌کنم، تعظیم می‌کنم و از دور دستشان را می بوسم. فقط به آنها هشدار می‌دهم که مراقب باشید این جوسازی‌ها، توطئه‌ها و این سمپاشی‌ها شما را از راه باز ندارد. باید بدانید که حرکت شما در مدرسه فیضیه چقدر عظیم، حماسی و سازنده بود که دشمن را این‌گونه به حرکت درآورد وحشت زده کرد. راه را ادامه بدهید همچنان که مقام معظم رهبری فرمود آتش به اختیار، برای همین بود آتش به اختیار برای همین روزی بود که می‌بینید مردم دارند در زیر فشار اقتصادی کمرشان خم می‌شود گرانی، تورم، بیکاری مردم را به ستوه آورده و در این شرایطی کسی به فکر نیست شما به صحنه بیایید فریاد بزنید و انشاءالله که این فریاد فیضیه و این فریادگران فیضیه ادامه پیدا کند که انشاءالله می‌تواند ادامه پیدا کند و ادامه پیدا خواهد کرد. علی‌رغم اینکه دشمنان انقلاب آنهائی که می‌خواهند انقلاب نباشد آنهائی که می‌خواهند خط امام نباشد تلاش می‌کنند که این راه را به طور کلی منسی و مسدود سازند و بیراهه پویی، سرسپردگی، ذلت پذیری و بردگی را در حوزه‌ها حاکم سازند. والسلام علیکم و رحمته الله.

 

پرسش و پاسخ:

خبرنگار: ببخشید حاج آقای یک سوالی از حضورتان داشتم باتوجه به صحبتی که داشتید اشاره کردید به جریانی که درصدد مرجع‌سازی هست اگر در خصوص این جریان و مصادیقش و کسانی که با خروش طلاب مخالفت کردند به خصوص عده‌ای به صورت مصداقی و عینی‌تر ممنون می‌شوم.

حجت الاسلام روحانی: من این را گذاشتم در یک فرصت دیگری این جریان‌هایی که در حوزه‌های علمیه خصوصاً در حوزه علمیه قم هم دنبال مرجع سازی هستند و هم دنبال این هستند که راه امام را به طورکلی منسی سازند انقلاب را در حوزه به طور کلی کنار بزنند و دوران ذلت و سرسپردگی و وابستگی را زنده کنند درباره اینها در فرصت دیگری انشاءالله صحبت خواهیم کرد. منتهی فعلاً برای اینکه شاید بزرگان حوزه در این زمینه پیش قدم بشوند و در این زمینه فکر اساسی بکنند ما به این انتظار می‌نشینیم  با زعمای حوزه با مراجع تقلید با بزرگان حوزه صحبت خواهیم کرد اگر از طرف آنها این کار شروع بشود مسلماً تأثیر عمیق‌تری دارد و می‌تواند این لانه‌های جاسوسی و این لانه‌های شوم را به طورکلی ازمیان ببرد و اگر نشد حتماً در یک روزی باز در خدمت شما می‌آییم و اینها را معرفی می‌کنیم.

مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۹/۷/۹۱ فرمودند حوزه‌های علمیه نمی‌تواند سکولار و نسبت به نظام اسلامی بی‌تفاوت باشد. در پیام دیگری فرمودند: توجه بکنید از سال‌های آخر دهه اول انقلاب به بعد دشمنان انقلاب و جبهه‌های دشمنان با استفاده از کارشناس‌های ایرانی یک سیاست را طراحی کردند چون غیر کارشناسان ایرانی به این نکته توجه پیدا نمی‌کردند. کسانی که طرف مشورشان قرار می‌گرفتند ایرانی بودند و آن سیاست این بود که در قم آنتی‌تز انقلاب درست کنند. همانطوری که انقلاب از قم جوشید یک ضد انقلاب هم از قم بوجود بیاید.

خبرنگار: شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان اخیراً از یکی از اعضای نهضت آزادی برای عضویت در شورا دعوت کرد. روزنامه سازندگی هم که ارگان این حزب است در تحلیل نوشته که یکی از ضعف‌های جدی شورای عالی اصلاح طلبان این بود که با نسل‌های گذشته اصلاح‌طلبان و اصلاح‌طلبان کلاسیک ارتباط نداشته منظورش همین اعضای نهضت آزادی است؟ باتوجه به مواضع روشن حضرت امام درباره نهضت آزادی این موضع‌گیری درباره یک نهضت از سوی تشکل اصلاح‌طلب را چه جوری تحلیل می‌کنید و نظرتان چیست؟ آیا واقعاً این اصلاح‌طلبان اعضای نهضت آزادی را گذشته خودشان و اسلاف خودشان می‌دانند؟

حجت الاسلام روحانی: یاد این آیه شریفه افتادم که یک نفر آیه اذا جاء نصرالله والفتح را می‌‌خواند اداخاء بصرالله بلقیک بعد آمده بود سوال می‌کرد رایت تاس درسته یا رایت پاس عزیزم این کسانی که تحت عنوان اصلاح‌طلب بازیگر صحنه هستند به قول من تسلیم طلب اینها انحراف ‌و بیراهه‌پویی‌شان و افکار ضد انقلابی‌شان آنقدر گسترده هست که مسأله ارتباط با نهضت آزادی به نظرم خیلی ناچیز است. اینهائی که دنبال این هستند که بطورکلی برای آمریکا فرش قرمز بندازند و برگردانند آنهائی که وقتی یک شعار انقلابی می‌شنوند بشدت منزجر می‌شوند آنهائی که حرف‌شان این بوده که باید امام و افکار امام به موزه برده بشود و اینهائی که حرف‌شان این هست و این بوده که دوران امام پایان پذیرفته در مقابل آن نقشه‌ها و آن توطئه‌ها و آن سخنان ضد اسلامی ضدمردمی و ضداستقلال که دائماً حرف‌شان این است که علی‌رغم همه رفتار آمریکا با ایران ما باید به آمریکا نزدیک بشویم باید با آمریکا کنار بیاییم دیگر مسأله نهضت آزادی چیزی نیست که خیلی اهمیت داشته باشد بالاخره می‌گوید جنس خود را همچو کاه و کهرباست. خواه ناخواه اینها باید یک روزی نهضت آزادی کنار بیایند بلکه از آن جلوتر بروند راه اینها راه منافقین است راه ضدانقلاب است.

خبرنگار: حاج آقا در خصوص واکنشی که آیت‌الله مکارم که به این مسأله داشت و نپذیرفتن نقدی که از طرف آقای رحیم پور به حوزه وارد شد موضع شما چیست؟

حجت الاسلام روحانی: نظر بزرگان و مراجع، تا انسان از نزدیک به آنها گفتگو کند تا دریابد که روی چه مصلحتی این سخن و این موضع‌گیری را داشته‌اند از دور نمی‌شود قضاوت کرد. بالاخره آنها مصالحی را در نظر می‌گیرند و مسائلی را می‌بینند شاید بر پایه و بر مبنای یک مصلحتی این سخن، مطلب و این موضع را داشته‌اند اما در هر صورت انتظار از بزرگان این است که همچنانی که امام از ویژگی‌هایش این بود که جوان‌گرا بود نسبت به جوان‌ها اهتمام ویژه‌ای داشتند و حتی اشتباهات جوان‌ها را نادیده می‌گرفتند و سعی می‌کردند جوان‌ها را بهتر بسازد در صحنه نگهدارند انتظار همین هست که با جوان‌ها بیشتر توجه داشته باشند.

خبرنگار: حاج اقا ببخشید ظاهراً آقایان طلاب می‌گویند که دادستانی هم در قم به عنوان مدعی عمومی وارد موضوع شده شکایت کرده یعنی پرونده‌ای تشکیل داده برای این طلابی که حالا شعارها را سر داده بودند و پلاکارها را دست گرفته بودند. دولت هم گویا گفته ما موضوع را پیگیری می‌کنیم.

حجت الاسلام روحانی: دولت طبیعی است که پیگیری کند. دولت دیدید که همین آقای رئیس جمهوری که ۵-۶ سال، ۵ سال دائماً مطرح کرد که با شعار نمی‌شود کار را پیش برد ما باید حتی یادم است در ۱۱ مرداد ۹۵ در یک سخنرانی‌اش گفت که با شعار که نمی‌شود مملکت را اداره کرد ما چاره‌ای نداریم جز اینکه با قدرتمندان کنار بیاییم تا بتوانیم مملکت را اداره کنیم.

حالا اینجا چطور شد که بعد این شعار که در مدرسه فیضیه مطرح شده خیلی برای او مسأله شد که می‌خواهند من را ترور کنند!؟ اینجا دیگر مسأله‌ای نبود که شعار است ولی در هر صورت دولت راهش راه همه کاخ‌نشینان و زورمداران بوده و طبیعی است. اما دادستانی نمی‌دانم آن هم باید از خودشان سوال بشود که روی چه ملاک و معیاری با این حرکت حماسی و حرکت مقدس و انقلابی فیضیه می‌خواهند برخورد کنند؟ شاید به خاطر این باشد که ببینند چگونه بوده؟ توضیح بخواهند نمی‌خواهند واقعاً تعقیب کنند. شاید در جهت این هست که مسائل روشن بشود. ولی در عین حال حتی اگر بخواهند تعقیب هم کنند زندان هم کنند جوانان انقلابی فرزندان امام، فرزندان فیضیه نباید از زندان و تهدید و تبعید این‌گونه مسائل پروا کنند، بزرگ مردان کجا و آستان ظلم بوسیدن چنین کاری ندارد عقل از آزادگان باور.

 

 

[۱] . صحیفه امام جلد ۲۱، صفحه ۲۷۸.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *